خانه / آموزش گرامر / زمان حال استمراری در زبان انگلیسی – بخش دوم

زمان حال استمراری در زبان انگلیسی – بخش دوم

زمان حال استمراری در انگلیسی  (Present Continuous  Tense): ادامه …

زمان حال استمراری

۲- براي يك عمل موقتي در زمان حال كه ضرورتاً در لحظه صحبت در شرف اقدام يا در دست انجام نباشد از زمان حال استمراری استفاده می شود، مانند:

I am reading a play by Oscar Wilde.

من دارم يك نمايش­نامه اثر اوسكار وايلد را مي­ خوانم.

اين جمله را به دو صورت مي توان تعبير كرد.

۱٫ من الساعه مشغول خواندن نمايش­نامه اسكاروايلد هستم.

۲٫ من خواندن نمايش­نامه را شروع كردم ولي هر موقعي كه فرصتي پيدا كردم آن را مي­خوانم و تمام مي­كنم. (فعلاً در حال خواندن آن نيستم)

She is knitting a pullover for her son.

او براي پسرش دارد يك پلور مي­بافد.

حتماً لازم نيست كه در موقع صحبت مشغول بافتن باشد. ممكن است فعلاً در حال آشپزي باشد ولي همين روزها در فرصت­ هايي كه به دست مي­ دهد مشغول بافتن مي­ شود.

I am working for an examination.

من دارم براي يك امتحان كار مي­ كنم.

(يعني وقت آزاد خود را صرف اين عمل مي­كنم ولي متمادي نيست بلكه متوالي است و گوينده ضمن اينكه براي امتحان خودش را حاضر مي­كند كارهاي ضروري روزانه را هم مانند شام و ناهار و صبحانه خوردن و خوابيدن و غيره را هم انجام مي­دهد.)

۳- براي يك عمل عادي كه غالباً به وسيله قيدهايي مانند: always, continually و غيره تكرار مي­­شود. اين نوع جمله ­ها كه فعلشان در واقع تكراري است اما به صورت استمراري بيان مي­شود داراي يك معناي ضمني از اعتراض، سرزنش و مخالفت هستند، مانند:

He is always sking questions.

او هميشه در حال پرسيدن سوال است. (گوينده با بي حوصلگي به كار او اعتراض مي­كند.)

I am continually losing my spectacles.

من مدام عينك خود را گم مي­كنم. (در واقع خودش را سرزنش مي­كند.)

۴- زمان حال استمراری ممكن است با قيد always و متشابه آن براي بيان تمام مدتي كه مورد نظر است به كار برده شود.

اين شكل خيلي شبيه به زمان حال ساده است ولي اين فرق را دارد كه زمان حال استمراري مبين احساس و آشفتگي و اضطراب است ولي در زمان حال ساده هيچ نوع احساس هيجان ايفاء نمي­شود. چنانچه مثال­هاي زير را به دقت مطالعه كنيم اختلاف مشروحه بالا به خوبي روشن مي­شود:

You are always complaining.

شما هميشه شكايت مي­كنيد.

He is the sort of person who never complains about anything.

او از آن قبيل اشخاصي هست كه از هيچ چيز شكايت نمي­كنند.

She is always having tea.

او هميشه در حال نوشيدن چايي است.

She has a cup of tea whenever she is tired.

هر وقت خسته مي­شود يك فنجان چايي مي­نوشد.

يادآوري:

قيود تكراري (Adverbs of Frequency) و ساير كلماتي كه از حيث معني شبيه اين ها باشد ممكن است با زمان حال استمراري به كار برده شوند. اما به طوري كه قبلاً هم گذشت اين قيود را بيشتر مواقعي به كار مي­برند كه عمل استمراري نيست بلكه تكرار شدني است و توام با رنجش خاطر و بي­زاري است.

Ricahrd is always trying to borrow money from me.

ريچارد هميشه سعي مي­كند از من پول قرض بگيرد. (همراه با رنجش خاطر بيان مي­شود.)

Alice is an annoying quest, she is constantly complaining that the house is cold.

آليس يك مهمان پرتوقعي است و او دائماً از سرد بودن خانه شكايت مي­كند.

 

آيا شما هم سوالی داريد؟

سوالات زبان انگليسی خود را در بخش نظرات اين مطلب مطرح کنيد و تا آخر هفته جواب آن را دريافت کنيد.

 

لطفا با کلیک روی زیر ما را در گوگل محبوب کنید.

همچنین ببینید

افعال با قاعده و بی­ قاعده در زبان انگلیسی – بخش سوم

افعال با قاعده و بی­ قاعده در انگلیسی – افعال در زبان انگليسي به دو دسته تقسيم …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فقط چند ثانیه تا دانلود فاصله دارید!
کافی است آدرس ایمیلتان را وارد کنید
ما هم مثل شما از ایمیل های مزاحم متنفریم
فقط 4 ثانیه تا دانلود فاصله دارید!
کافی است آدرس ایمیلتان را وارد کنید
ما هم مثل شما از ایمیل های مزاحم متنفریم