لغات 1100 – هفته 21

.توجه 1: جهت شنیدن تلفظ های صوتی حتما از مرورگر گوگل کروم استفاده کنید

.توجه 2:دراین ویرایش جدید 1100 هر هفته شامل 4 روز می باشد که هر روز آن 5 لغت را پوشش می دهد

هفته بیست ویکم روز اول

 

1 scion /ˈsaɪən/

قلمه، نهال، ترکه، نو، تازه، نورسته، فرزند

Syn: child

هم آوا : سایه اند
زبان رمزی : فرزندان نورسته توی سایه اند.

He has only one scion.

او فقط یک فرزند داشت.

2 indoctrinate /ɪnˈdɒktrɪneɪt/

آموختن، تلقین کردن، آغشتن، اشباع کردن، تعالیم مذهبی یا حزبی را آموختن به

Syn: teach

هم آوا : این دکتر نت
زبان رمزی : این دکتر نت به همه تلقین کرده که این اینترنت آغشته از موارد بده و برای ما ضرر داره اول باید خوب آموزش ببینیم و بعد از اینترنت استفاده کنیم.

My mother indoctrinate me to drive.

مادرم رانندگی را به من یاد داد.

3 opulence /ˈɒpjʊləns/

ثروت، توانگری، دارایی،فراوانی، وفور

Syn: riches

هم آوا : آمپولت
زبان رمزی : آمپولت رو زدی اومدی ملت رو به وفور و توانمدی برسونی؟

It was not until the wreckers began to dismantle the old edifice that they discovered its real opulence.

وقتی خرابکارها شروع به خالی کردنِ اثاثِ عمارت کردند،به ثروت واقعیِ آن پی بردند.

4 obsequious /əbˈsiːkwɪəs/

چاپلوس، متملق، سبزی پاک کن، فرمانبردار

Syn: seeking favor , fawning

هم آوا : آب زیر کاه
زبان رمزی : آدم آب زیر کاه با چاپلوسی کارش رو پیش میبره.

The employee was an obsequious man.

کارمند مردِ چابلوسی بود.

5 fulsome /ˈfʊlsəm/

فراوان، مفصل، فربه، شهوانی، تهوع اور، زننده، اغراق آمیز، غلیظ، زیاد، زشت، پلید

Syn: excessive

هم آوا : فول سام
زبان رمزی : وقتی فول سام از مشروب شهوانی به نظر برسه و حالتی تهوع آور داره.

She said fulsome remarks about her spouse.

او حرف های اغراق آمیزی درباره ی همسرش گفت.


هفته بیست ویکم روز دوم

1 lush /lʌʃ/

پر آب، آبدار، شاداب، پرپشت، با شکوه، مست کردن،مشروبخوار، الکلی

Syn: luxurious

هم آوا : لاشه
زبان رمزی : لاشه اون حیوان مست آب دار بود و پشم های پر پشتی داشت.

We went to a lush hotel.

ما به یک هتلِ مجلل رفتیم.

2 destitution /ˌdestɪˈtjuːʃn̩/

بینوایی، بی چیزی، فقر، تهیدستی

Syn: extreme poverty

هم آوا : دستی تو شن
زبان رمزی : اون تو دستی که تو شن یره کرده ماله اون بینوا و بیچاره ست.

There are many people living in destitution in this city.

مردمِ بسیاری وجود دارند که در این شهر در فقر زندگی می کنند.

3 ponder /ˈpɒndə/

سنجیدن، اندیشه کردن، تعمق کردن، تفکر کردن، سنجش

Syn: consider

هم آوا : پاندا
زبان رمزی : خرس پاندا خیلی اندیشه میکنه و سنجیده کارش رو انجام میده.

In the hospital, the alcoholic had time to ponder over the need to be abstemious.

فردِ الکلی در بیمارستان فرصت داشت تا به لزومِ پرهیزگار بودنش بیاندیشد.

4 supplication /ˌsʌplɪˈkeɪʃn̩/

التماس، تضرع، استدعا

Syn: plea , appeal

هم آوا : صاحب این لوکیشن
زبان رمزی : رفت و به صاحب این لوکیشن التماس و استدعا کرد.

Through supplication the fraternity head hoped to end the strife among the members.

رئیسِ انجمن اخوت(انجمنِ برادری،صنف) امیدوار بود با تضرع و زاری،دعوا میانِ اعضا را پایان دهد.

5 decadence /ˈdekədəns/

زوال، تنزل، انحطاط، فساد، آغاز ویرانی

Syn: decay

هم آوا : دکه دنس
زبان رمزی : اینقدر مردم این کشور دچار انحطاط و فساد و نابودی شدند که دیگه تو دکه هم دنس میرن.

Rumors of Rome’s decadence were rife among the barbarian tribes.

در میان قبائل وحشی،شایعاتی درباره ی زوال رُم متداول بود.


هفته بیست ویکم روز سوم

1 penance /ˈpenəns/

توبه و طلب بخشایش، پشیمانی، ریاضت، وادار به توبه کردن

Syn: atonement for sin

هم آوا : پهن است
زبان رمزی : سفره توبه و بخشش پهن است.

Following a lengthy diatribe against mendacity, the priest imposed penance upon the sinner.

کشیش پس از انتقادی تلخ و طولانی از دروغگویی،مجازاتی علیه گناهکار اعمال کرد.

2 ascetic /əˈsetɪk/

ریاضت کش، مرتاض، تارک دنیا، زاهد، زاهدانه

Syn: monk , hermit

هم آوا : استیک اسید
زبان رمزی : بعضی از مرتاض ها و زاهد ها رو استیک اسید میریزند و میخورند.

The ascetic person was very thin.

فردِ مرتاض خیلی لاغر بود.

3 desultory /ˈdesəltr̩i/

بی قاعده، پرت، بی ترتیب، درهم و برهم، بی ربط

Syn: occurring by chance

هم آوا : دیزل طوری
زبان رمزی : دیزل طوری بی قاعده و پرت طراحی شد و تعجب همه رو بر انگیخت.

The books in the library were desultory.

کتاب های کتابخانه در هم و برهم بودند.

4 disciple /dɪˈsaɪpəl/


پیرو، مرید، شاگرد، پسوا، پیرو حضرت عیسی، حواری

Syn: follower , adherent

هم آوا : دستی پول
زبان رمزی : برای اینکه شاگرد و مریدش بشن به صورت دستی به همه پول میداد.

Tim is the disciple of that professor.

“تیم” شاگردِ آن استاد است.

5 metamorphosis /ˌmetəˈmɔːfəsɪs/

تغییرشکل، دگرگونی، دگردیسی

Syn: change

هم آوا : مت مو فیکس
زبان رمزی : وقتی مت موهاش فیکسه دچار دگردیسی میشه و انگار خیلی تغییر کرده.

In a remarkable metamorphosis,her lugubrious mood changed to one of levity.

در یک دگرگیسیِ قابل توجه،حالتِ غم انگیزش به سبک سری تغییر یافت.


هفته بیست ویکم روز چهارم

1 bona fide /ˈbəʊnəˈfaɪd/

باحسن نیت، جدی، واجد شرایط،صادقانه

Syn: genuine

هم آوا : به نفعت
زبان رمزی : مامانش گوشاش تا مرز کندن پیچوند و میگه که به نفعته صادقانه بگی کی جوراب هاتو نشستی؟

When we saw the hundreds of bona fide petitions,we realized that the number of people who supported the candidate was legion.

با دیدنِ صدها طومار صادقانه،فهمیدیم که شمارِ حامیانِ نامزد انتخاباتی بسیار است.

2 salvation /sælˈveɪʃn̩/

رستگاری، نجات، رهایی، سبب نجات

Syn: deliverance

هم آوا : صلوات
زبان رمزی : صلوات فرستادن موجب رستگاری ، نجات و رهایی میشه.

The megalomaniac believed that he alone had the answer to mankind’s salvation.

فرد خود بزرگ بین معتقد بود که به تنهایی پاسخ رستگاری بشر را می داند.

3 materialism /məˈtɪərɪəlɪzəm/

مادیت، ماده گرایی، ماده پرستی

Syn: attention to worldly things and neglect of spiritual needs.

هم آوا : ندارد.
زبان رمزی : ندارد.

Disciples of materialism may know the price of everything but the value of nothing.

پیروانِ ماده گرایی ممکن است قیمت و بهای هر چیزی را بدانند اما ارزشِ هیچ چیز را نمی دانند.

4 nurture /ˈnɜːt͡ʃə/

پرورش، تربیت، تغذیه، غذا، بزرگ کردن (کودک)، بارآوردن بچه، پروردن

Syn: to nourish , support

هم آوا : ناچار
زبان رمزی : ناچار شد تربیت و تغذیه خوبی رو برای پرورش بچه اش در نظر بگیره.

Mr.Jonson nurtured the little boy.

آقای جانسون پسرِ کوچولو را پرورش داد/بزرگ کرد.

5 nirvana /nɪəˈvɑːnə/

رستگاری در اثر از بین بردن خواسته ها و شهوات و ادغام روح در روح کل

Syn: freedom from care and pain, Buddhist heaven

هم آوا : ندارد.
زبان رمزی : ندارد.

He is the follower of Nirvana.

او پیرو نیروانا است.

همچنین ببینید

لغات 1100 – هفته 1

کتاب 1100 واژه که با نام تجاری 1100 واژه ای که شما نیاز دارید بدانید …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دانلود کتاب 504 واژه کاملا ضروری در پنج ساعت به شیوه wordclip

[لینک دانلود بلافاصله به ایمیل شما ارسال خواهد شد.]
ارسال
تنها چند ثانیه تا دانلود این کتاب ارزشمند فاصله دارید.
close-link