آموزش 504 واژه

عناصر داستان

لغات انگلیسی عناصر داستان 1 description description توصیف (شرح) narrator narrator راوی (گوینده داستان) prose prose نثر (نوشتار) motif motif بن مایه (درون مایه، موتیف) 2 characterization characterization شخصیت پردازی tension tension تنش (درگیری) first person first person اول شخص (داستان نویسی) (اول شخص (دستور زبان)) dialogue dialogue دیالوگ (مکالمه) …

ادامه نوشته »

نیروی دریایی

لغات انگلیسی نیروی دریایی 1 able seaman able seaman ناوی (نیروی دریایی) admiral admiral دریاسالار (نیروی دریایی) (فرمانده) admiral of the fleet admiral of the fleet دریابد (نیروی دریایی) admiralty admiralty نیروی دریایی (بریتانیا) 2 aide-de-camp aide-de-camp آجودان (ارتش) (آجودان ویژه) armed forces armed forces نیروهای مسلح (زمینی، هوایی و …

ادامه نوشته »

ارتش

لغات انگلیسی ارتش 1 adjutant adjutant آجودان aide-de-camp aide-de-camp آجودان (ارتش) (آجودان ویژه) armed forces armed forces نیروهای مسلح (زمینی، هوایی و دریایی) army army ارتش 2 brigadier brigadier سرتیپ (فرمانده تیپ) brigadier general brigadier general سرتیپ captain captain سروان (ارتش، نیروی دریایی و …) captain general captain general فرمانده …

ادامه نوشته »

امتحانات و ارزشیابی

لغات انگلیسی آموزش و تحصیل لغات انگلیسی امتحانات و ارزشیابی 1 grade grade نمره دادن practical practical امتحان عملی take take (امتحان) دادن practice practice تمرین کردن 2 text text متن (کتاب) entrant entrant داوطلب (آزمون) memorize memorize حفظ کردن (به خاطر سپردن) weighting weighting نمره (امتیاز، ارزش) 3 assess …

ادامه نوشته »

ساختمان داخلی بدن

لغات انگلیسی ساختمان داخلی بدن 1 abdomen abdomen شکم Achilles tendon Achilles tendon زردپی آشیل anus anus مقعد (مخرج) aorta aorta شاهرگ آئورت 2 appendix appendix آپاندیس artery artery سرخرگ biceps biceps ماهیچه دوسر بازو bile duct bile duct مجرای صفرا (زردابراه) 3 bladder bladder مثانه blood blood خون bowel …

ادامه نوشته »

سفر با قایق یا کشتی

لغات انگلیسی سفر با قایق یا کشتی 1 aboard aboard سوار (کشتی، هواپیما و …) adrift adrift بی‌هدف (آدم) (سرگردان) aground aground به گل نشسته (در خشکی) anchor anchor لنگر (کشتی) 2 anchor anchor لنگر انداختن anchorage anchorage لنگرگاه ashore ashore به سوی خشکی (به طرف ساحل) backwash backwash موج …

ادامه نوشته »

عمل جراحی

لغات انگلیسی عمل جراحی 1 neurosurgery neurosurgery جراحی مغز و اعصاب stitch stitch بخیه stitch stitch بخیه کردن (بخیه زدن) transplant transplant پیوند عضو 2 facelift facelift عمل زیبایی صورت anesthetist anesthetist متخصص بیهوشی (دکتر بیهوشی) scrub scrub لباس اتاق عمل (گان جراحی) forceps forceps پنس (انبر جراحی) 3 surgeon …

ادامه نوشته »

احمق

لغات انگلیسی احمق 1 airhead airhead آدم احمق (آدم کودن) asinine asinine احمقانه (ابله) birdbrain birdbrain آدم احمق bonehead bonehead خنگول (آدم احمق، آدم کودن) 2 bored bored کسل (خسته) brain-dead brain-dead کودن (احمق) brainless brainless خنگ (نادان، احمق، بی‌مغز) childish childish احمقانه (کودکانه، بچگانه) 3 chump chump آدم احمق …

ادامه نوشته »

خودخواه

لغات انگلیسی خودخواه 1 adventurism adventurism ریسک‌پذیری (خطرپذیری) egocentric egocentric خودمحور (خودخواه، خودبین) feather one’s own nest feather one’s own nest (با سوءاستفاده) خود را ثروتمند ساختن (استفاده از قدرت یا جایگاه خود برای ثروتمند شدن) grabby grabby حریص 2 grandstanding grandstanding جلب توجه (به ویژه سیاست) (خودنمایی) grasping grasping …

ادامه نوشته »

مغرور

لغات انگلیسی مغرور 1 arrogance arrogance تکبر (غرور) arrogant arrogant مغرور (متکبر) too big for one’s boots too big for one’s boots مغرور (متکبر، از خود راضی) big-headed big-headed مغرور (پرمدعا، پر فیس و افاده) 2 boast boast به رخ کشیدن (پز دادن، لاف زدن) boastful boastful خودستا (لاف‌زن، متظاهر، …

ادامه نوشته »
Call Now Button