مضطرب

دسته بندی ها : شخصیت 22 بهمن 1398 تیم زبان رمزی 155 بازدید

لغات انگلیسی مضطرب

1

agitated

agitated

مضطرب (آشفته)

agitation

agitation

تشویش (اضطراب)

anxiety

anxiety

اضطراب (نگرانی، دلواپسی)

anxious

anxious

مضطرب (نگران، دلواپس)
2

brood

brood

به چیزی آزاردهنده فکر کردن (در فکر فرو رفتن (درباره چیزی آزاردهنده))

a bundle of nerves

a bundle of nerves

آدم مضطرب و نگران

a bag of nerves

a bag of nerves

آدم مضطرب و نگران

cold feet

cold feet

جا زدن (در لحظه آخر) (دو دل شدن)
3

diffident

diffident

خجالتی (به علت کمبود اعتماد به نفس) (سر به زیر، فروتن)

dread

dread

بیم داشتن (ترسیدن، وحشت داشتن)

dread

dread

وحشت (هراس، ترس)

be on edge

be on edge

اضطراب داشتن (مضطرب بودن، کج‌خلق بودن)
4

edgy

edgy

پرتنش (پراضطراب، مضطرب)

excited

excited

هیجان‌زده

fearful

fearful

ترسیده (وحشت‌زده و نگران)

febrile

febrile

پراضطراب (پرتنش، مضطرب)
5

fever

fever

تب و تاب (هیجان، شور، اضطراب)

fidget

fidget

بی‌قراری کردن (این پا و آن پا کردن)

fidgety

fidgety

بی‌قرار (ناآرام، نا راحت، مضطرب)

fluster

fluster

دستپاچگی (سراسیمگی، پریشانی)
6

fret

fret

نگران (چیزی) بودن (اضطراب (چیزی را) داشتن)

fretful

fretful

بی‌تاب (بی‌قرار، بدخلق، نق‌نقو)

frightened

frightened

ترسیده (وحشت‌زده)

one's heart is in one's mouth

one's heart is in one's mouth

قلب کسی در دهانش آمدن (از ترس) (به شدت ترسیدن و اضطراب داشتن)
7

highly strung

highly strung

مضطرب و تحریک‌پذیر (حساس و پرتنش)

hyper

hyper

هیجان‌زده و مضطرب (پرانرژی)

inhibited

inhibited

کمرو (خجالتی)

inhibition

inhibition

کمرویی (اضطراب)
8

introvert

introvert

فرد درون‌گرا

introverted

introverted

درون‌گرا

jitters

jitters

اضطراب (دلهره)

jittery

jittery

مضطرب (پرتنش)
9

jumpy

jumpy

مضطرب (پرتنش، بی‌قرار)

keyed up

keyed up

هیجان‌زده و مضطرب (پرتنش)

nerves

nerves

اعصاب (اضطراب)

nerve-racking

nerve-racking

اضطراب‌آور (مضطرب‌کننده)
10

nervous

nervous

مضطرب (عصبی، نگران)

nervy

nervy

مضطرب (پرتنش)

overwrought

overwrought

مضطرب (عصبی، نگران، هیجان‌زده)

quake

quake

لرزیدن (تکان خوردن، (از ترس یا اضطراب) به خود لرزیدن)
11

queasy

queasy

دلواپس (مضطرب، نگران)

scared

scared

ترسیده (وحشت‌زده)

self-conscious

self-conscious

خجالت‌زده (کمرو، خجالتی)

shy

shy

خجالتی (کمرو)
12

strung up

strung up

به شدت مضطرب و نگران (هیجان‌زده)

tense

tense

پرتنش (نگران، مضطرب)

timid

timid

ترسو (بزدل، کمرو)

timorous

timorous

ترسو و مضطرب (بزدل، کم‌جرات)
13

tongue-tied

tongue-tied

ناتوان در تکلم (به دلیل ترس و ...)

tremble

tremble

لرزیدن (از سرما، ترس و ...)

tremulous

tremulous

لرزان (مرتعش)

twitchy

twitchy

مضطرب (پرتنش)
14

uncomfortable

uncomfortable

ناراحت (نامساعد)

uptight

uptight

مضطرب (نگران، عصبانی)

wallflower

wallflower

آدم خجالتی

wired

wired

هیجان‌زده (مضطرب)
15

withdrawn

withdrawn

درون‌گرا (غیر اجتماعی)

worried

worried

نگران

به این محتوا چه امتیازی می دهید؟ 0 نظر

1 0
مضطرب
تیم زبان رمزی

راه آسان‌تری برای ارتباط با کاربران‌مان پیدا کرده‌ایم :) عضویت در کانال

مطالب زیر را حتما بخوانید:

برای اطلاع از پاسخ نظرات خود، ایمیل خود را صحیح وارد نمایید.

نظرات کاربران

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    لینک کوتاه :

    دانلود کتاب 504 واژه کاملا ضروری در پنج ساعت به شیوه wordclip

    [لینک دانلود بلافاصله به ایمیل شما ارسال خواهد شد.]
    ارسال
    تنها چند ثانیه تا دانلود این کتاب ارزشمند فاصله دارید.
    close-link
    0