خانه / تیم زبان رمزی (صفحه 4)

تیم زبان رمزی

سفر با قایق یا کشتی

لغات انگلیسی سفر با قایق یا کشتی 1 aboard aboard سوار (کشتی، هواپیما و …) adrift adrift بی‌هدف (آدم) (سرگردان) aground aground به گل نشسته (در خشکی) anchor anchor لنگر (کشتی) 2 anchor anchor لنگر انداختن anchorage anchorage لنگرگاه ashore ashore به سوی خشکی (به طرف ساحل) backwash backwash موج …

ادامه نوشته »

عمل جراحی

لغات انگلیسی عمل جراحی 1 neurosurgery neurosurgery جراحی مغز و اعصاب stitch stitch بخیه stitch stitch بخیه کردن (بخیه زدن) transplant transplant پیوند عضو 2 facelift facelift عمل زیبایی صورت anesthetist anesthetist متخصص بیهوشی (دکتر بیهوشی) scrub scrub لباس اتاق عمل (گان جراحی) forceps forceps پنس (انبر جراحی) 3 surgeon …

ادامه نوشته »

زبان ها

لغات انگلیسی زبان ها 1 Yiddish Yiddish زبان ییدیش ([از زبان های یهودی]) Bangla Bangla زبان بنگالی Catalan Catalan زبان کاتالان ([یکی از زبان‌های رومی شمال اسپانیا]) Phoenician Phoenician زبان باستانی فنیقی‌ 2 Gaelic Gaelic زبان گیلیک اسکاتلندی Arabic Arabic عرب (زبان عربی) Etruscan Etruscan زبان کهن اتروسک Tamil Tamil …

ادامه نوشته »

احمق

لغات انگلیسی احمق 1 airhead airhead آدم احمق (آدم کودن) asinine asinine احمقانه (ابله) birdbrain birdbrain آدم احمق bonehead bonehead خنگول (آدم احمق، آدم کودن) 2 bored bored کسل (خسته) brain-dead brain-dead کودن (احمق) brainless brainless خنگ (نادان، احمق، بی‌مغز) childish childish احمقانه (کودکانه، بچگانه) 3 chump chump آدم احمق …

ادامه نوشته »

خودخواه

لغات انگلیسی خودخواه 1 adventurism adventurism ریسک‌پذیری (خطرپذیری) egocentric egocentric خودمحور (خودخواه، خودبین) feather one’s own nest feather one’s own nest (با سوءاستفاده) خود را ثروتمند ساختن (استفاده از قدرت یا جایگاه خود برای ثروتمند شدن) grabby grabby حریص 2 grandstanding grandstanding جلب توجه (به ویژه سیاست) (خودنمایی) grasping grasping …

ادامه نوشته »

مغرور

لغات انگلیسی مغرور 1 arrogance arrogance تکبر (غرور) arrogant arrogant مغرور (متکبر) too big for one’s boots too big for one’s boots مغرور (متکبر، از خود راضی) big-headed big-headed مغرور (پرمدعا، پر فیس و افاده) 2 boast boast به رخ کشیدن (پز دادن، لاف زدن) boastful boastful خودستا (لاف‌زن، متظاهر، …

ادامه نوشته »

مضطرب

لغات انگلیسی مضطرب 1 agitated agitated مضطرب (آشفته) agitation agitation تشویش (اضطراب) anxiety anxiety اضطراب (نگرانی، دلواپسی) anxious anxious مضطرب (نگران، دلواپس) 2 brood brood به چیزی آزاردهنده فکر کردن (در فکر فرو رفتن (درباره چیزی آزاردهنده)) a bundle of nerves a bundle of nerves آدم مضطرب و نگران a …

ادامه نوشته »

با اخلاق

لغات انگلیسی با اخلاق 1 chivalry chivalry رفتار مودبانه (در مقابل زنان) (نجابت، ادب و احترام) clean clean پاک (از نظر اخلاقی) (مودبانه، بانزاکت، اخلاقی) clean-cut clean-cut تمیز و مرتب (شیک و پیک) clean-living clean-living سبک زندگی سالم 2 decency decency ادب (نزاکت) dutiful dutiful وظیفه‌شناس (سر به راه) duty …

ادامه نوشته »

تنبل

لغات انگلیسی تنبل 1 bone idle bone idle کاهل (بسیار تنبل، تن‌پرور) bum bum آدم بی‌عار (آدم لاابالی، آدم تنبل و بیکار) cop-out cop-out بهانه (تظاهر) cop out cop out پا پس کشیدن (شانه خالی کردن) 2 deadbeat deadbeat آدم لاابالی (آدم بی‌عار، آدم کاهل) dosser dosser آدم تنبل (آدم …

ادامه نوشته »

مهربان

لغات انگلیسی مهربان 1 angel angel آدم پرهیزگار (آدم بسیار خوب و مهربان) angelic angelic معصوم (پاک، مانند فرشته (زیبا، مهربان و …)) benevolent benevolent خیرخواه (رئوف، نیکوکار) benign benign مهربان (خوش‌طینت، ملایم، مساعد، بی‌آزار) 2 big-hearted big-hearted سخاوتمند (بزرگوار، مهربان و نجیب) bleeding heart bleeding heart آدم بیش از …

ادامه نوشته »
Call Now Button