بیسبال

لغات انگلیسی بیسبال

1

assist

assist

دادن توپ به یار (بیسبال)

ballhawk

ballhawk

بازیکن توپ‌گیر

ball game

ball game

بازی بیسبال

ballpark

ballpark

زمین بیسبال (ورزشگاه بیسبال)
2

base

base

بیس

baseball

baseball

بیسبال

baseball cap

baseball cap

کلاه بیسبال

baseline

baseline

(یکی از چهار) خط بین چهار بیس زمین بیسبال
3

baseman

baseman

مدافع بیس اول، دوم و سوم (بیسبال)

bat

bat

چوب (بیسبال، کریکت و ...) (چوگان)

batter

batter

چوب‌زن (بیسبال)

big league

big league

لیگ حرفه‌ای (بیسبال) (لیگ برتر)
4

box score

box score

جدول امتیازات (جدول نتایج بازی و جزییات عملکرد بازیکنان)

brushback

brushback

پرتاب پرسرعت

bullpen

bullpen

ناحیه مخصوص تمرین پرتاب قبل از بازی (زمین بیسبال)

bunt

bunt

عمدا توپ را آرام زدن (بیسبال)
5

catcher

catcher

توپ‌گیر (بیسبال) (کَچر)

curve

curve

پرتاب قوس‌دار (بیسبال)

daisy cutter

daisy cutter

ضربه یا پرتاب چکشی (بیسبال یا کریکت)

delivery

delivery

توپ پرتاب‌شده (به ویژه بیسبال و کریکت) (پرتاب)
6

diamond

diamond

زمین (بیسبال)

double play

double play

بیرون کردن دو بازیکن حریف با یک حرکت

dugout

dugout

نیمکت ذخیره

fastball

fastball

سریع‌ترین پرتاب یک پرتاب کننده (بیسبال)
7

field

field

تیم دنبال توپ (بیسبال و کریکت)

fielding

fielding

عمل گرفتن و بازگرداندن توپ (بیسبال و کریکت)

fireballer

fireballer

پرتاب‌کننده سریع (بیسبال)

first base

first base

بیس اول (بیسبال)
8

fly ball

fly ball

ضربه هوایی (بیسبال)

force-out

force-out

بیرون رفتن بازیکن از بازی (بیسبال)

forkball

forkball

پرتاب پرسرعت (بیسبال)

foul

foul

توپ را به خارج از زمین بازی زدن (بیسبال)
9

foul ball

foul ball

ضربه خطا (بیسبال)

foul line

foul line

خط نشان‌دهنده ناحیه مجاز توپ‌زن (بیسبال)

grounder

grounder

ضربه زمینی (بیسبال)

groundout

groundout

حرکتی در بیسبال
10

hardball

hardball

بازی بیسبال

home plate

home plate

جایگاه توپ‌زن (بیسبال)

home run

home run

هوم‌ران ([نحوه امتیازگیری در بیسبال])

inning

inning

نوبت چوب‌زنی ([هر یک از 9 نوبت چوب‌زنی در بیسبال])
11

kickball

kickball

کیکبال

left field

left field

سمت چپ زمین (بیسبال)

line drive

line drive

ضربه مستقیم پرقدرت (بیسبال)

Little League

Little League

لیگ کودکان (بیسبال)
12

major league

major league

لیگ برتر (به ویژه بیسبال) (لیگ حرفه‌ای)

minor league

minor league

لیگ دست دوم (به ویژه بیسبال)

out

out

خارج شدن توپ‌زن از بازی (بیسبال، کریکت و ...) (تمام شدن نوبت توپ‌زنی بازیکن)

park

park

زمین بازی (به ویژه بیسبال)
13

pennant

pennant

پرچم سه‌گوش (بیسبال و ...)

pinch-hit

pinch-hit

به جای بازیکنی دیگر ضربه زدن (بیسبال)

pitch

pitch

پرتاب کردن (بیسبال)

right field

right field

سمت راست زمین (بیسبال)
14

run

run

امتیاز (در بازی بیسبال و کریکت)

steal

steal

به بیس دویدن (بیسبال)

strike

strike

خطا (بیسبال) (ضربه ناموفق توپ‌زن، خطای نزدن توپ)

strikeout

strikeout

سه ضربه ناموفق و خروج چوب‌زن از بازی (بیسبال)
15

switch-hitter

switch-hitter

چوب‌زن دوطرفه (بیسبال)

basketball

basketball

بسکتبال

lay-up

lay-up

لی‌آپ (بسکتبال) (پرتاب یک دستی از زیر یا کنار سبد)

pitch

pitch

پرتاب (بیسبال)

همچنین ببینید

ورزش های زمستانی

لغات انگلیسی ورزش های زمستانی 1 après-ski après-ski معاشرت و سرگرمی پس از اسکی (در …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Call Now Button