بیمار بودن

دسته بندی ها : سلامت 10 بهمن 1398 تیم زبان رمزی 107 بازدید

لغات انگلیسی بیمار بودن

1

get

get

مبتلا شدن (گرفتن (بیماری)، دچار شدن)

far gone

far gone

از دست رفته (نابود، به شدت بیمار یا دیوانه)

carrier

carrier

ناقل (ویروس یا بیماری)

life

life

زندگی (حیات)
2

infirmity

infirmity

ضعف (سالخوردگی، رنجوری)

drawn

drawn

بی‌حال (ناخوش‌احوال، مریض‌احوال)

pain

pain

درد (رنج)

run-down

run-down

خسته و وامانده
3

aggravate

aggravate

بدتر کردن (وخیم‌تر کردن)

virus

virus

ویروس

pallid

pallid

رنگ پریده (بی رنگ و رو، بی روح)

catch

catch

گرفتن (بیماری) ((سرما) خوردن)
4

react

react

واکنش نشان دادن (عکس‌العمل نشان دادن)

upset stomach

upset stomach

دلدرد

fight

fight

مبارزه کردن (جنگیدن)

discomfort

discomfort

نا راحتی (جسمی) (درد)
5

contract

contract

مبتلا شدن (رنج بردن از)

ache

ache

درد

nausea

nausea

حالت تهوع

give

give

دادن (بیماری و ...) (منتقل کردن (ویروس))
6

succumb

succumb

تسلیم شدن (از پای درآمدن)

inoculate

inoculate

واکسن زدن (واکسینه کردن)

chronic

chronic

مزمن (کهنه، دایم)

housebound

housebound

استراحت مطلق (بستری)
7

sicken

sicken

بیمار شدن (مریض شدن)

peculiar

peculiar

خاص (عجیب و غریب)

isolate

isolate

قرنطینه کردن (ایزوله کردن، جدا کردن)

suffer

suffer

رنج کشیدن (رنج بردن)
8

malady

malady

بیماری (مرض، اختلال)

painful

painful

دردناک (ناراحت‌کننده)

shiver

shiver

رعشه (لرزه)

cold

cold

سرماخوردگی
9

isolation

isolation

انزوا (کناره‌گیری، تنهایی)

hurt

hurt

درد داشتن (درد کردن)

epidemic

epidemic

شیوع (همه‌گیری (بیماری، رفتار)، بیماری همه‌گیر)

plague

plague

طاعون
10

spread

spread

گسترش یافتن (شیوع یافتن، پخش شدن)

vaccinate

vaccinate

واکسینه کردن (مصون ساختن، واکسن زدن)

bedridden

bedridden

بستری (استراحت مطلق)

collapse

collapse

غش کردن (از حال رفتن)
11

crisis

crisis

بحران (شرایط بحرانی)

vaccine

vaccine

واکسن

exacerbate

exacerbate

بدتر کردن (تشدید کردن)

fever

fever

تب
12

seizure

seizure

حمله ناگهانی (بیماری)

vector

vector

حشره ناقل (بیماری) (حامل)

terminal

terminal

لاعلاج (درمان‌ناپذیر، کشنده)

achy

achy

دردناک (احساس درد)
13

cure

cure

علاج (درمان)

hurt

hurt

آسیب‌دیده (آسیب)

come down with something

come down with something

ریض شدن (به نوعی بیماری مبتلا شدن)

diseased

diseased

ناسالم (فاسد شده)
14

death

death

مرگ (فوت، مرگ و میر)

transfer

transfer

منتقل کردن (انتقال دادن)

complain

complain

شکایت کردن (اعتراض کردن)

ghastly

ghastly

رنگ پریده (مثل روح) (بی حال)
15

disorder

disorder

اختلال (بیماری)

acute

acute

حاد (شدید، حساس، تیز)

ill

ill

بیمار (ناخوش)

nauseous

nauseous

دارای حالت تهوع (تهوع آور)
16

flare-up

flare-up

عود (بیماری) (تشدید)

sickly

sickly

همیشه مریض

grim

grim

ناخوش احوال (مریض)

shake

shake

رعشه (لرزه، لرز)
17

incapacity

incapacity

ناتوانی (بیماری)

ache

ache

درد کردن (به طور مداوم) (درد داشتن)

flu

flu

آنفلوآنزا

trouble

trouble

مشکل (دردسر)
18

infect

infect

بیمار کردن (آلوده کردن)

fade away

fade away

ناپدید شدن (محو شدن)

shivery

shivery

لرزان

pallor

pallor

رنگ‌پریدگی (زردرنگی)
19

sufferer

sufferer

بیمار (رنجور، متحمل)

sickness

sickness

مریضی (بیماری)

bad

bad

دردناک (درد، (حال) بد)

niggle

niggle

درد جزئی
20

waste away

waste away

تحلیل رفتن (نحیف شدن، نزار شدن)

affliction

affliction

درد (ابتلا)

agonized

agonized

آزاد دهنده (از سر درد)

bedsore

bedsore

زخم بستر
21

fragile

fragile

شکننده (ظریف، شکستنی)

debility

debility

ضعف (سستی)

keel over

keel over

غش کردن (بیهوش شدن)

sick

sick

بیمار (مریض)
22

distressed

distressed

بدحال (آشفته، پریشان)

poorly

poorly

ناخوش (ضعیف، بیمار)

pass out

pass out

غش کردن (بیهوش شدن)

complaint

complaint

ناراحتی (جسمی) (بیماری، مرض)
25

infection

infection

عفونت (آلودگی)

faint

faint

سست (بی حال)

agony

agony

عذاب (درد (شدید)، رنج)

splitting

splitting

شدید (وحشتناک)
26

sore

sore

دردناک (درد دار)

patient

patient

مریض (بیمار)

suffering

suffering

رنج و عذاب (درد)

faint

faint

از حال رفتن (غش کردن)
27

relapse

relapse

بازگشت بیماری (عود کردن (پس از بهبود))

abnormality

abnormality

ناهنجاری (چیز غیر طبیعی)

infectious

infectious

مسری (واگیردار)

delicate

delicate

ظریف (حساس، آسیب‌پذیر)
28

condition

condition

بیماری (عارضه، وضعیت)

infirm

infirm

رنجور (ضعیف، ناتوان)

funny

funny

عجیب (عجیب و غریب)

unconscious

unconscious

بیهوش (ناخودآگاه)
29

ropy

ropy

ناخوش احوال (مریض)

stricken

stricken

مصیبت زده (ضربت خورده، مبتلا، دچار)

contagion

contagion

سرایت (واگیری)

wasted

wasted

تحلیل رفته (نزار، نحیف)
30

faint

faint

بیهوشی (اغما)

sore

sore

زخم (درد)

groggy

groggy

گیج و منگ (خمود، بی‌حال)

outbreak

outbreak

شیوع (همه‌گیری، فراگیری)
31

weak

weak

سست (ضعیف)

contagious

contagious

مسری (همه‌گیر)

painfully

painfully

به طرز دردناک

symptomatic

symptomatic

حاکی (علامت، نشانه بیماری)
32

shaky

shaky

لرزان (متشنج، سست)

unfit

unfit

نامناسب (فاقد صلاحیت)

have

have

داشتن

bout

bout

حمله (در زمان بیماری) (بازه)
33

under the weather

under the weather

ناخوش‌احوال (مریض)

develop

develop

دچار شدن (گرفتن)

malaise

malaise

نارضایتی (ناراحتی، ناخوشی)

burnout

burnout

فرسودگی (خستگی، زدگی)
34

rotten

rotten

بیمار (مریض)

unhealthy

unhealthy

ناسالم

shiver

shiver

لرزیدن (از سرما، ترس و ...)

temperature

temperature

دما
35

pale

pale

رنگ‌پریده

lay up

lay up

مین گیر شدن (بستری شدن، بیمار شدن)

peaked

peaked

رنگ پریده (بی حال، ناخوش)

headache

headache

سردرد
36

unwell

unwell

ناخوش

attack

attack

حمله (در زمان بیماری)

queasy

queasy

دچار حالت تهوع

feverish

feverish

تب دار (پر تب و تاب)

به این محتوا چه امتیازی می دهید؟ 0 نظر

1 0
بیمار بودن
تیم زبان رمزی

راه آسان‌تری برای ارتباط با کاربران‌مان پیدا کرده‌ایم :) عضویت در کانال

مطالب زیر را حتما بخوانید:

برای اطلاع از پاسخ نظرات خود، ایمیل خود را صحیح وارد نمایید.

نظرات کاربران

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    لینک کوتاه :

    دانلود کتاب 504 واژه کاملا ضروری در پنج ساعت به شیوه wordclip

    [لینک دانلود بلافاصله به ایمیل شما ارسال خواهد شد.]
    ارسال
    تنها چند ثانیه تا دانلود این کتاب ارزشمند فاصله دارید.
    close-link
    0