ملالت

لغات انگلیسی ملالت

1

aloof

aloof

منزوی (گوشه‌گیر، نجوش)

apathy

apathy

بی‌تفاوتی (بی‌علاقگی، بی‌توجهی)

bang on

bang on

پرحرفی کردن (درباره چیزی کسل‌کننده به مدت طولانی صحبت کردن)

bore

bore

خسته کردن (حوصله (کسی را) سر بردن)
2

bore

bore

آدم خسته‌کننده

boredom

boredom

ملالت (خستگی (فکری و روحی)، بی‌حوصلگی)

brain-dead

brain-dead

کودن (احمق)

cool

cool

بی‌تفاوت (سرد، غیر صمیمانه)
3

drab

drab

کسل‌کننده (خسته‌کننده، ملال‌آور)

drone on

drone on

پرحرفی کردن (وراجی کردن، برای مدتی طولانی صحبت کردن)

drudge

drudge

کارگر بی‌جیره و مواجب (خرکار)

dull

dull

کسل‌کننده (خسته‌کننده، بی‌حال)
4

go on

go on

حرافی کردن (پرگویی کردن، وراجی کردن)

groove

groove

عادت (کار روزمره، راه و رسم همیشگی)

harp on

harp on

حرافی کردن (پرگویی کردن، مدام تکرار کردن (حرف))

humdrum

humdrum

یکنواخت (ملال‌آور، خسته‌کننده)
5

long-winded

long-winded

طولانی و خسته‌کننده

middle-aged

middle-aged

کسل‌کننده و قدیمی (رفتار)

mind-numbing

mind-numbing

شدیدا کسل‌کننده

monotone

monotone

یکنواخت (خسته‌کننده، کسالت‌آور)
6

monotonous

monotonous

یکنواخت (خسته کننده)

monotony

monotony

یکنواختی (بی تنوعی)

ponderous

ponderous

کسل‌کننده (ملالت‌بار)

preach

preach

نصیحت کردن (پند دادن، درباره اخلاقیات سخن گفتن (به طور خسته‌کننده))
7

predictable

predictable

قابل پیش‌بینی

repetitive

repetitive

تکراری (خسته کننده)

routine

routine

کار همیشگی (روال همیشگی، روتین)

routine

routine

روزمره (عادی، همیشگی)
8

rut

rut

یکنواختی (روتین)

sad

sad

کسل‌کننده (ملالت‌بار)

square

square

کسل‌کننده (به دلیل قدیمی و سنتی بودن) (خسته‌کننده)

staid

staid

قدیمی و کسل‌کننده (خسته‌کننده، ملال‌آور)
9

stuck

stuck

گیر کرده

stuffy

stuffy

قدیمی و کسل‌کننده (جدی و رسمی)

همچنین ببینید

خستگی

لغات انگلیسی خستگی 1 bleary bleary پف‌کرده (چشم) bleary-eyed bleary-eyed خسته و با چشمانی پف‌کرده …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Call Now Button