شجاع

دسته بندی ها : شخصیت 22 بهمن 1398 تیم زبان رمزی 137 بازدید

لغات انگلیسی شجاع

1

audacious

audacious

بی‌پروا (بی‌باکانه، پرجرات)

audacity

audacity

جسارت (گستاخی)

ballsy

ballsy

شجاع و مصمم

bold

bold

شجاع (شجاعانه)
2

bottle

bottle

جرات (شهامت، جسارت)

brave

brave

شجاع

chicken

chicken

ترسو (بزدل)

chicken out

chicken out

پا پس کشیدن (از روی ترس) (از انجام کاری منصرف شدن، ترسیدن)
3

have the courage of your convictions

have the courage of your convictions

با شهامت بر اساس باور خود عمل کردن (شهامت پایبند ماندن به اعتقادات خود را داشتن)

courage

courage

شجاعت (جرات، شهامت)

courageous

courageous

شجاع (باشهامت، شجاعانه)

coward

coward

بزدل (ترسو)
4

cowardice

cowardice

بزدلی (ترسویی، بی شهامتی)

craven

craven

بزدل (بزدلانه)

cream puff

cream puff

آدم ضعیف و بزدل

dare

dare

جرات کردن (شهامت داشتن)
5

daring

daring

شجاعانه (دلیرانه)

daring

daring

شجاعت (شهامت، جرات)

derring-do

derring-do

اعمال شجاعانه و ماجراجویانه (ف)

doughty

doughty

دلیر (شجاع، باشهامت، بی‌باک)
6

Dutch courage

Dutch courage

شجاعت (هنگام) مستی (شهامت و اعتماد به نفس حاصل از مستی)

faint-hearted

faint-hearted

بی‌شهامت (بزدل، ترسو)

fortitude

fortitude

شهامت (هنگام درد یا دشواری) (قدرت)

gallant

gallant

شجاع (جوانمرد، زن‌دوست)
7

gallantry

gallantry

دلاوری (سلحشوری، رشادت)

gamely

gamely

شجاعانه (دلیرانه)

grit

grit

شجاعت و استقامت (عزم، اراده)

gritty

gritty

پرجرات (بی‌پروا، پرطاقت)
8

gumption

gumption

جرات (شجاعت، اراده)

guts

guts

جرات (شجاعت)

gutless

gutless

بی‌جرات (بزدل، ترسو، بی‌اراده)

gutsy

gutsy

باجرات (شجاع، باشهامت)
9

take one's courage in both hands

take one's courage in both hands

دل به دریا زدن (ترس و تردید را کنار گذاشتن و کاری را انجام دادن)

hero

hero

قهرمان (فرد محبوب)

heroic

heroic

قهرمانانه (شجاعانه)

heroics

heroics

اعمال قهرمانانه (قهرمان‌بازی)
10

heroine

heroine

قهرمان زن (نقش اصلی زن، زن محبوب)

heroism

heroism

شجاعت (عملیات قهرمانانه، دلاوری)

indomitable

indomitable

شکست‌ناپذیر (تسلط‌ناپذیر، راسخ)

intrepid

intrepid

دلیر (بی‌باک، شجاع، نترس)
11

lack

lack

کم داشتن (نداشتن، کمبود داشتن)

lily-livered

lily-livered

ترسو (بزدل، بی‌جرات)

manfully

manfully

مردانه (شجاعانه، بی‌باکانه)

milksop

milksop

آدم ترسو (آدم بزدل)
12

muster

muster

جمع‌آوری کردن (گردآوری کردن)

nerve

nerve

جرات (شهامت)

outface

outface

با عزم راسخ مغلوب کردن (شجاعانه شکست دادن)

pluck

pluck

دل و جرات (شجاعت، شهامت)
13

plucky

plucky

با دل و جرات (باشهامت و اراده)

screw up one's courage

screw up one's courage

دل را به دریا زدن (خود را به انجام عملی دشوار وادار کردن)

soft

soft

نازپرورده (نازک‌نارنجی، کم‌استقامت، ضعیف)

spirit

spirit

روحیه
14

spirited

spirited

باروحیه (پرانرژی، سرزنده، پرنشاط)

spunk

spunk

دل و جرات (شجاعت، اراده)

stomach

stomach

دل و جرات (شهامت)

stout

stout

دلیر (بااراده، باشهامت)
15

stout-hearted

stout-hearted

با دل و جرات (دلیر، شجاع)

strength

strength

قدرت (توانایی)

valiant

valiant

دلیر (دلاور)

valor

valor

شجاعت (دلاوری)
16

weak-kneed

weak-kneed

سست‌عنصر (بی‌اراده، ضعیف، بزدل)

wimp

wimp

آدم بی عرضه (آدم ترسو، آدم ضعیف)

wuss

wuss

آدم ترسو (آدم بزدل)

yellow-belly

yellow-belly

آدم بزدل (آدم ترسو، آدم بی‌شهامت)

به این محتوا چه امتیازی می دهید؟ 0 نظر

1 0
شجاع
تیم زبان رمزی

راه آسان‌تری برای ارتباط با کاربران‌مان پیدا کرده‌ایم :) عضویت در کانال

مطالب زیر را حتما بخوانید:

برای اطلاع از پاسخ نظرات خود، ایمیل خود را صحیح وارد نمایید.

نظرات کاربران

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    لینک کوتاه :

    دانلود کتاب 504 واژه کاملا ضروری در پنج ساعت به شیوه wordclip

    [لینک دانلود بلافاصله به ایمیل شما ارسال خواهد شد.]
    ارسال
    تنها چند ثانیه تا دانلود این کتاب ارزشمند فاصله دارید.
    close-link
    0