خانه / دسته‌بندی نشده / لغات انگلیسی جرم و قانون

لغات انگلیسی جرم و قانون

لغات انگلیسی جرم و قانون

لغات انگلیسی جرم مرتکب شدن

1

poach

poach

غیرقانونی شکار کردن (غیرقانونی صید کردن)

rape

rape

تجاوز جنسی کردن (مورد تجاوز جنسی قرار گرفتن)

launder

launder

پول شویی کردن

run

run

قاچاق کردن
2

graft

graft

رشوه (باج، زیرمیزی)

tout

tout

بلیط فروختن در بازار سیاه

attack

attack

حمله کردن

kidnap

kidnap

آدم‌ربایی کردن
3

loot

loot

غارت کردن (به تاراج بردن ، چپاول کردن)

rip off

rip off

فریب دادن (پول زیادی گرفتن)

commit

commit

مرتکب شدن (صورت گرفتن (جرم))

stalk

stalk

تعقیب کردن (مزاحم شدن، دنبال کسی راه افتادن)
4

break into

break into

به زور وارد شدن

pinch

pinch

کش رفتن (دله دزدی کردن)

lift

lift

بلند کردن (جنس، کالا) (دزدیدن)

rob

rob

دزدی کردن
5

battered

battered

کتک‌ خورده (صدمه‌ دیده)

trespass

trespass

بدون اجازه وارد شدن (غیرقانونی وارد شدن)

underground

underground

زیرزمینی (مخفیانه، غیرقانونی)

mug

mug

زورگیری کردن (اخاذی)
6

swindle

swindle

کلاهبرداری کردن

smuggle

smuggle

قاچاق کردن

hustle

hustle

خرید و فروش غیرقانونی

pick

pick

جیب‌بری کردن
7

assail

assail

حمله کردن (هتاکی کردن، مورد ضرب و شتم قرار دادن، به شدت انتقاد کردن)

snatch

snatch

قاپیدن (ربودن)

perpetrate

perpetrate

مرتکب شدن

criminality

criminality

جرم و جنایت
8

abduct

abduct

آدم ربایی کردن (ربودن)

phishing

phishing

فیشینگ

contraband

contraband

قاچاق

purloin

purloin

بلند کردن (جنس، کالا) (دزدیدن)
9

embezzle

embezzle

اختلاس کردن (دزدیدن، بالا کشیدن (پول))

swipe

swipe

قاپیدن (دزدیدن)

batter

batter

پیاپی ضربه زدن (کوبیدن)

case

case

تحت نظر گرفتن
10

rifle

rifle

زیر و رو کردن (بهم ریختن)

joint

joint

تحت نظر گرفتن

nick

nick

دزدیدن

appropriate

appropriate

تصاحب کردن (دزدیدن)
11

felony

felony

جرم (بزه)

forge

forge

جعل کردن

bootleg

bootleg

قاچاق کردن

pilfer

pilfer

کش رفتن (دله دزدی کردن)
12

gangland

gangland

دنیای مافیا (مافیا)

defraud

defraud

فریب دادن

despoil

despoil

چپاول کردن (غارت کردن، دزدیدن)

push

push

مواد مخدر فروختن
13

scalp

scalp

بلیط فروختن در بازار سیاه

deal

deal

خرید و فروش مواد مخدر

steal

steal

دزدیدن

ring

ring

گروه (دایره)
14

heist

heist

بلند کردن (جنس، کالا) (دزدیدن، کش رفتن)

burgle

burgle

دزدی کردن

thuggery

thuggery

بزهکاری (جرم و جنایت)

murder

murder

به قتل رساندن (آدم کشتن)
15

assault

assault

حمله کردن (تجاوز کردن)

under the counter

under the counter

غیرقانونی (قاچاقی)

break in

break in

به زود وارد شدن (غیرقانونی وارد شدن)

crime

crime

جرم (جنایت)
16

raid

raid

یورش کردن (دستبرد زدن)

collude

collude

همدست شدن (همکاری کردن)

conspire

conspire

توطئه کردن

rustle

rustle

از مزرعه حیوان دزدیدن

لغات انگلیسی مجرمان

1

robber

robber

سارق (دزد)

fraudster

fraudster

کلاهبردار (متقلب)

firestarter

firestarter

شخص حریق زا (فرد آتش افروز)

intruder

intruder

متجاوز (دزد)
2

convict

convict

مجرم (محکوم)

arsonist

arsonist

فرد آتش‌افروز (شخص حریق‌زا)

stalker

stalker

مزاحم (تعقیب کننده)

offender

offender

مجرم
3

felon

felon

مجرم (جانی، گناهکار)

hustler

hustler

کلاش (دغلکار، کلاهبردار)

accessory

accessory

همدست (شریک جرم)

pickpocket

pickpocket

جیب بر
4

raider

raider

مهاجم (یورش کننده)

conman

conman

کلاهبردار

assailant

assailant

مهاجم (ضارب، حمله کننده)

trespasser

trespasser

متجاوز (به ملک)
5

thug

thug

جانی (تبهکار)

poacher

poacher

شکارچی غیر قانونی (صیاد غیر قانونی)

terrorist

terrorist

تروریست (تروریستی)

runner

runner

قاچاقچی
6

gangster

gangster

گانگستر (اراذل، اوباش)

attacker

attacker

حمله کننده (ضارب)

bomber

bomber

بمب‌گذار

dealer

dealer

دلال (فروشنده (مواد مخدر))
7

joyriding

joyriding

سواری با اتومبیل دزدی

pirate

pirate

دزد دریایی

hitman

hitman

آدم‌کش حرفه‌ای (هیتمن)

hoodlum

hoodlum

اراذل گردن (کلفت، چاقوکش)
8

burglar

burglar

دزد (سارق)

drug dealer

drug dealer

دلال مواد مخدر (قاچاقچی مواد مخدر)

defendant

defendant

متهم

gunrunner

gunrunner

دلال اسلحه
9

vagrant

vagrant

ولگرد (بی‌خانمان)

juvenile delinquent

juvenile delinquent

بزهکار نوجوان

rapist

rapist

تجاوز کننده (زناکار)

pimp

pimp

جاکش (دلال محبت)
10

hacker

hacker

هکر

mobster

mobster

گانگستر (عضو مافیا)

vandal

vandal

خرابکار

ringleader

ringleader

سردسته خلافکار ها (رئیس باند)
11

سردسته خلافکار ها (رئیس باند)

drunk driver

راننده مست

bigamist

bigamist

مرد دو زنه (زن دو شوهره)

smuggler

smuggler

قاچاقچی

cat burglar

cat burglar

دزد خانه (سارق منزل)
12

murderess

murderess

قاتل (آدم کش)

criminal

criminal

مجرم (جانی)

serial killer

serial killer

قاتل زنجیره‌ای (قاتل سریالی)

accomplice

accomplice

همدست (شریک جرم)
13

kidnap

kidnap

آدم‌ربایی کردن

mule

mule

قاچاقچی مواد مخدر

first offender

first offender

مجرم بدون سوء پیشینه

gunman

gunman

فرد مسلح
14

murderer

murderer

قاتل (آدم‌کش)

thief

thief

دزد (سارق)

outlaw

outlaw

قانون شکن (مطرود)

mugger

mugger

زورگیر (چاقوکش)
15

bandit

bandit

راهزن (دزد مسلح)

shoplifting

shoplifting

جنس بلند کردن از مغازه (دزدی از مغازه)

لغات انگلیسی زندان

1

death row

death row

بند اعدامی ها (بخش محکومین به مرگ)

prisoner

prisoner

زندانی

probation officer

probation officer

افسر عفو مشروط

detention

detention

توقیف (بازداشت، حبس)
2

confinement

confinement

حبس (اسارت)

breakout

breakout

فرار از زندان

high-security

high-security

فوق امنیتی

prison visitor

prison visitor

ملاقاتی (ملاقات کننده از زندان)
3

discharge

discharge

آزاد کردن

inside

inside

زندان

hard labor

hard labor

اعمال شاقه

guard

guard

نگهبان (زندانبان)
4

time

time

مدت (حبس و ...)

minimum security prison

minimum security prison

زندان باز (زندان نیمه باز)

parole

parole

مشروط آزاد کردن

prisoner of conscience

prisoner of conscience

زندانی عقیدتی (زندانی سیاسی)
5

boot camp

boot camp

پادگان (اردوگاه)

open prison

open prison

زندان باز

youth custody

youth custody

بازداشتگاه جوانان

jailbreak

jailbreak

فرار از زندان
6

jail

jail

به زندان انداختن (زندانی کردن)

jailer

jailer

زندانبان

inmate

inmate

زندانی (بیمار روانی)

detainee

detainee

زندانی سیاسی
7

work release

work release

مرخصی مشروط به منظور کار کردن

remission

remission

عفو (تخفیف، گذشت)

escapee

escapee

فراری

furlough

furlough

مرخصی از زندان
8

halfway house

halfway house

مرکز بازپروری

lifer

lifer

محکوم به حبس ابد

probation

probation

عفو مشروط (آزادی مشروط)

borstal

borstal

ندامتگاه (دارالتادیب)
9

warden

warden

نگهبان (زندانبان)

serve

serve

حبس گذراندن

incarcerate

incarcerate

زندانی کردن (حبس کردن)

parole

parole

عفو مشروط
10

imprison

imprison

زندانی کردن (به زندان انداختن)

reformatory

reformatory

کانون بازپروری

warder

warder

زندانبان (نگهبان زندان)

lock-up

lock-up

بازداشتگاه (زندان)
11

jailhouse

jailhouse

زندان

jailbird

jailbird

زندانی سابقه‌دار

custody

custody

بازداشت

cell

cell

سلول (زندان) (بازداشتگاه)
12

jail

jail

زندان

prisoner of war

prisoner of war

اسیر جنگی

penitentiary

penitentiary

ندامتگاه (زندان)

لغات انگلیسی رسیدگی به پرونده های جنایی

1

line-up

line-up

صف مظنونین به منظور شناسایی

criminology

criminology

جرم شناسی

interrogate

interrogate

بازجویی کردن (بازپرسی کردن)

missing person

missing person

گمشده
2

crack

crack

متوقف کردن

lie detector

lie detector

دستگاه دروغ سنج

identification parade

identification parade

صف مظنونین به منظور شناسایی

warrant

warrant

حکم (مجوز)
3

all-points bulletin

all-points bulletin

ابلاغیه به تمام ادارات پلیس

confession

confession

اعتراف

forensic

forensic

پزشکی (قانونی جنایی)

investigate

investigate

بررسی کردن (تحقیق کردن، بازرسی کردن)
4

manhunt

manhunt

تعقیب جنایتکار (شکار تبهکار)

alibi

alibi

مدرک دال بر عدم حضور در صحنه جرم (بهانه)

solve

solve

حل کردن

bug

bug

شنود کردن شنود (کار گذاشتن)
5

fingerprinting

fingerprinting

انگشت نگاری

photofit

photofit

عکس چهره نگاری شده (عکس مظنون)

surveillance

surveillance

مراقبت (نظارت)

report

report

گزارش دادن
6

autopsy

autopsy

کالبد شکافی

arrest

arrest

دستگیر کردن (بازداشت کردن)

detective

detective

کارآگاه (بازرس)

eyewitness

eyewitness

شاهد عینی
7

strip search

strip search

بازرسی بدنی برهنه

scene-of-crime

scene-of-crime

صحنه جرم

appeal

appeal

درخواست (تقاضا)

catch

catch

گرفتن
8

tipster

tipster

خبرچین (مطلع)

investigator

investigator

بازجو (بازپرس، کارآگاه)

apprehension

apprehension

بازداشت

private detective

private detective

کارآگاه خصوصی
9

post-mortem

post-mortem

کالبد شکافی

search warrant

search warrant

حکم تفتیش (حکم ورود و بازرسی)

wanted

wanted

تحت تعقیب (فراری)

tip-off

tip-off

اطلاع رسانی مردمی (خبر محرمانه)
10

bug

bug

دستگاه شنود

inquest

inquest

بازجویی (تحقیق، بازپرسی)

fingerprint

fingerprint

اثر انگشت

clue

clue

سرنخ
11

confess

confess

اعتراف کردن

supergrass

supergrass

خبرچین [به امید تخفیف مجازات] (جاسوس)

vigilante

vigilante

مامور خودخوانده (خوددادگر)

genetic fingerprinting

genetic fingerprinting

انگشت نگاری ژنتیکی
12

open-and-shut case

open-and-shut case

پرونده سریع (بسته شده) (پرونده باز بسته)

composite

composite

نرم افزار چهره نگاری پلیس

witness

witness

شاهد

grass

grass

خبرچین (جاسوس)
13

stake-out

stake-out

تحت نظر قرار دادن (پاییدن)

investigation

investigation

تحقیق (بازرسی)

لغات انگلیسی پلیس

1

billy club

billy club

باتوم

state trooper

state trooper

افسر نیروی پلیس آمریکا

FBI

FBI

اف.بی.آی (پلیس فدرال آمریکا)

police officer

police officer

مامور پلیس (افسر)
2

bust

bust

دستگیر کردن (غافلگیرانه بازرسی کردن)

takedown

takedown

حمله غافلگیرانه پلیس

swat team

swat team

گروه ضربت (کماندوها)

policewoman

policewoman

مامور پلیس (زن) (افسر)
3

cruiser

cruiser

اتومبیل پلیس

squad car

squad car

ماشین پلیس

plain clothes

plain clothes

لباس شخصی

officer

officer

افسر (سروان)
4

deputy

deputy

معاون (ناظم، معاون کلانتر)

marshal

marshal

ارتشبد (ژنرال)

fraud squad

fraud squad

بخش مبارزه با جرایم اقتصادی

rubber bullet

rubber bullet

گلوله پلاستیکی
5

breathalyzer

breathalyzer

دستگاه تشخیص میزان الکل

point duty

point duty

کنترل ترافیک (کنترل رفت و آمد خیابان)

blotter

blotter

دفتر ثبت گزارشات

constable

constable

افسر پلیس (پاسبان، سروان)
6

dog handler

dog handler

مربی سگ

police force

police force

نیروی انتظامی

tear gas

tear gas

گاز اشک‌آور

caution

caution

هشدار دادن (اخطار دادن)
7

bobby

bobby

پلیس

emergency services

emergency services

خدمات اورژانسی

patrol wagon

patrol wagon

ون پلیس (مخصوص انتقال زندانی)

miranda

miranda

حقوق میراندا (هشدار میراندا)
8

body armor

body armor

جلیقه محافظتی

siege

copper

افسر پلیس

superintendent

superintendent

سرپرست بخش (رئیس بخش)

patrolman

patrolman

گشت (پلیس)
9

detain

detain

در بازداشت نگه داشتن (تحت توقیف نگه داشتن)

bring in

bring in

بازداشت کردن

arrest

arrest

دستگیر کردن (بازداشت کردن)

riot gear

riot gear

تجهیزات ضد شورش
10

prefer

prefer

اقامه کردن (ادعا کردن)

force

force

نیروی انتظامی (نیروی نظامی)

gendarme

gendarme

ژاندارم (پاسبان)

police state

police state

حکومت پلیسی (نظام پلیسی)
11

special branch

special branch

یگان ویژه (واحد ویژه)

redcap

redcap

پلیس نظامی

undercover

undercover

مخفی

squad

squad

یگان (واحد)
12

constabulary

constabulary

نیروی انتظامی (ژاندارمری)

roundsman

roundsman

گشت زن (افسر پلیس گشتی)

military police

military police

دژبانی (پلیس نظامی)

chief inspector

chief inspector

سربازرس
13

body search

body search

تفتیش بدنی (بازرسی بدنی)

press

press

اقامه دعوی کیفری کردن (شکایت کردن)

riot shield

riot shield

سپر ایستاده (برای کنترل اغتشاش گران)

special constable

special constable

پلیس مردمی
14

tracker dog

tracker dog

سگ ردیاب

charge sheet

charge sheet

برگه اتهام (برگه حاوی مشخصات متهم)

lieutenant

lieutenant

ستوان

sergeant

sergeant

گروهبان
15

raid

raid

حمله غافلگیرانه (پلیس و ...) (یورش)

recruit

recruit

سرباز جدید (نیروی جدید)

interpol

interpol

پلیس بین الملل

cadet

cadet

دانشجوی افسری
16

cordon

cordon

کمربند حفاظتی

police

police

پلیس

police constable

police constable

پاسبان

scotland yard

scotland yard

اسکاتلندیارد (مرکز پلیس شهر لندن)
17

patrolwoman

patrolwoman

گشت (پلیس)

panda car

panda car

ماشین پلیس

commander

commander

رئیس (فرمانده)

drunk tank

drunk tank

بازداشتگاه افراد مست
18

policing

policing

پاسبانی (نگهبانی)

victim support

victim support

انجمن حمایت از قربانیان (خشونت، سلاح شیمیایی، اسیدپاشی و غیره)

detective

detective

کارآگاه (بازرس)

cop

cop

پلیس
19

incident room

incident room

محل بررسی صحنه جرم

chief constable

chief constable

پاسبان ارشد (افسر ارشد)

police station

police station

اداره پلیس

mugshot

mugshot

عکس بازداشت (بایگانی عکس پلیس)
20

police department

police department

اداره آگاهی (اداره پلیس)

operations room

operations room

اتاق عملیات

secret police

secret police

پلیس مخفی

electronic tagging

electronic tagging

دستگاه ردیاب الکترونیک
21

lathi

lathi

باتوم

commissioner

commissioner

رئیس (سرپرست)

reinforcement

reinforcement

نیروی کمکی (یگان پشتیبانی)

truncheon

truncheon

باتوم)
22

flying squad

flying squad

گروه ضربت

roadblock

roadblock

راه‌بند (مانع)

breath test

breath test

سنجش تنفس (تست تشخیص مصرف الکل)

water cannon

water cannon

ماشین آب‌پاش (برای پراکنده کردن تجمعات)
23

inspector

inspector

بازرس

charge

charge

متهم کردن (اتهام وارد کردن)

policeman

policeman

پلیس

beat

beat

پست
24

chief superintendent

chief superintendent

سرپرست ارشد

riot police

riot police

پلیس ضد شورش

seize

seize

توقیف کردن (غصب کردن، مصادره کردن)

لغات انگلیسی انواع جرم

1

tax evasion

tax evasion

گریز از مالیات (فرار از پرداخت مالیات)

felony

felony

جرم (بزه)

piracy

piracy

دزدی دریایی

offense

offense

جرم (قانون شکنی، تخطی)
2

kerb-crawling

kerb-crawling

سوار کردن زنان بدکاره

perjury

perjury

شهادت دروغ (سوگند دروغ (در دادگاه))

manslaughter

manslaughter

قتل غیر عمد

carjacking

carjacking

ماشین‌دزدی (در حالی که راننده داخل آن حضور دارد)
3

larceny

larceny

دزدی (سرقت)

blackmail

blackmail

حق السکوت (تهدید، باجگیری، اخاذی)

assault and battery

assault and battery

ضرب و شتم (ضرب و جرح)

infanticide

infanticide

بچه کشی (نوزاد کشی)
4

murder

murder

قتل (عمد)

housebreaking

housebreaking

ورود غیرقانونی به منزل (به زور وارد شدن)

driving while intoxicated

driving while intoxicated

رانندگی در حالت مستی

drama

drama

هیجان (ماجرای هیجان‌انگیز و نمایشی)
5

copycat

copycat

تقلیدی

traffic

traffic

خرید و فروش کردن

burglary

burglary

دزدی (سرقت)

cybercrime

cybercrime

جرایم سایبری (جرایم مجازی)
6

break-in

break-in

ورود غیر قانونی (غیرقانونی وارد شدن، به زود وارد شدن)

grievous bodily harm

grievous bodily harm

ضرب و شتم شدید (ضرب و جرح شدید)

breaking and entering

breaking and entering

به زود وارد شدن (غیرقانونی وارد شدن)

bigamy

bigamy

دو همسری
7

matricide

matricide

مادرکشی

fratricide

fratricide

برادرکشی (خواهرکشی، خویشاوند کشی)

robbery

robbery

سرقت (دزدی)

smuggling

smuggling

قاچاق
8

trespass

trespass

بدون اجازه وارد شدن (غیرقانونی وارد شدن)

rape

rape

تجاوز جنسی

false imprisonment

false imprisonment

زندانی کردن غیرقانونی

actual bodily harm

actual bodily harm

آسیب جسمی
9

stalking

stalking

تعقیب (مزاحمت)

fraud

fraud

کلاهبرداری (تقلب)

entrapment

entrapment

به دام انداختن

assault

assault

تجاوز (حمله)
10

shoplifting

shoplifting

جنس بلند کردن از مغازه (دزدی از مغازه)

inside

inside

درونی (درون شبکه ای)

unlawful killing

unlawful killing

قتل غیرقانونی

abuse

abuse

سوءاستفاده (سوءمصرف، اهانت)
11

statutory rape

statutory rape

تجاوز به افراد زیر سن قانونی

heist

heist

بلند کردن (جنس، کالا) (دزدیدن، کش رفتن)

drink-driving

drink-driving

رانندگی در مستی (مست‌رانی، رانندگی در حالت مستی)

genocide

genocide

نسل کشی
12

arson

arson

آتش‌افروزی (ایجاد حریق عمدی)

joyriding

joyriding

سواری با اتومبیل دزدی

driving under the influence

driving under the influence

رانندگی در حالت غیرعادی

complicity

complicity

همدستی (شریک جرم بودن)
13

rustling

rustling

حیوان دزدی

mugging

mugging

زورگیری (چاقوکشی)

date rape

date rape

تجاوز (توسط دوست پسر) (سوء استفاده جنسی)

insider trading

insider trading

خرید و فروش (غیرقانونی) سهام یک شرکت توسط کارمندان
14

embezzle

embezzle

اختلاس کردن (دزدیدن، بالا کشیدن (پول))

misdemeanor

misdemeanor

بزهکاری (تخطی از قانون)

homicide

homicide

قتل عمد (آدم‌کشی)

child abuse

child abuse

کودک آزاری
15

vandalism

vandalism

تخریب آثار عمومی و باارزش (وندالیسم)

forgery

forgery

جعل

vagrancy

vagrancy

تکدی‌گری (گدایی)

abduct

abduct

آدم ربایی کردن (ربودن)
16

treason

treason

خیانت (ملی)

battery

battery

ضرب و شتم (ضرب و جرح)

indecent exposure

indecent exposure

نشان دادن آلت جنسی در ملا عام

lese-majesty

lese-majesty

توهین به پادشاه یا ملکه
17

regicide

regicide

شاه‌کشی

patricide

patricide

پدرکشی

statutory offense

statutory offense

جرایم قانونی

theft

theft

دزدی (سرقت)

لغات انگلیسی انواع مجازات

1

solitary confinement

solitary confinement

زندان انفرادی

committal

committal

روند فرستادن به زندان (روند انتقال به بیمارستان روانی)

probation

probation

عفو مشروط (آزادی مشروط)

hang

hang

به دار آویختن (دار زدن)
2

house arrest

house arrest

حصر خانگی (بازداشت خانگی)

remit

remit

بخشیدن (معاف کردن)

commutable

commutable

تخفیف پذیر

walk

walk

تبرئه شدن (بدون مجازات از دادگاه برگشتن)
3

capital

capital

محکوم به مرگ

gas chamber

gas chamber

اتاق گاز

commit

commit

مرتکب شدن (صورت گرفتن (جرم))

corporal punishment

corporal punishment

تنبیه بدنی (کتک)
4

sanction

sanction

تحریم (مجازات)

pardon

pardon

عفو (بخشش)

fine

fine

جریمه (غرامت)

penalize

penalize

جریمه کردن (تنبیه شدن)
5

punishment

punishment

مجازات (تنبیه)

damage

damage

غرامت (خسارت، جریمه)

life sentence

life sentence

حبس ابد

penalty

penalty

جریمه (تنبیه، غرامت)
6

execution

execution

اعدام

life

life

حبس ابد

execute

execute

اعدام کردن

custodial

custodial

بازداشت (زندان)
7

exile

exile

تبعید

discipline

discipline

انضباط (نظم)

guillotine

guillotine

گیوتین

free

free

بدون مجازات (تبرئه)
8

suspended sentence

suspended sentence

حبس تعلیقی

prison

prison

زندان

scot-free

scot-free

بدون مجازات (معاف، تبرئه)

restraining order

restraining order

حکم محدودیت (دستور ممنوعیت)
9

perdition

perdition

عذاب پس از مرگ

banishment

banishment

تبعید

reprieve

reprieve

عفو کردن (به تعویق انداختن (مجازات))

confinement

confinement

حبس (اسارت)
10

forfeit

forfeit

جریمه (غرامت، تاوان)

firing squad

firing squad

جوخه اعدام (جوخه آتش)

retribution

retribution

کیفر (سزا، مجازات)

banish

banish

تبعید کردن
11

fine

fine

جریمه کردن

bail

bail

وثیقه

sentence

sentence

حکم

community service

community service

خدمات اجتماعی (خدمات عمومی)
12

condemn

condemn

محکوم کردن (متهم کردن)

همچنین ببینید

لغات انگلیسی رسانه

لغات انگلیسی اخبار افراد مشهور 1 A-list A-list فهرست الف (مشهورترین و محبوب‌ترین افراد) (برتر) …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Call Now Button

دانلود کتاب 504 واژه کاملا ضروری در پنج ساعت به شیوه wordclip

[لینک دانلود بلافاصله به ایمیل شما ارسال خواهد شد.]
ارسال
تنها چند ثانیه تا دانلود این کتاب ارزشمند فاصله دارید.
close-link