سفر با قایق یا کشتی

لغات انگلیسی سفر با قایق یا کشتی

1

aboard

aboard

سوار (کشتی، هواپیما و ...)

adrift

adrift

بی‌هدف (آدم) (سرگردان)

aground

aground

به گل نشسته (در خشکی)

anchor

anchor

لنگر (کشتی)
2

anchor

anchor

لنگر انداختن

anchorage

anchorage

لنگرگاه

ashore

ashore

به سوی خشکی (به طرف ساحل)

backwash

backwash

موج (حاصل از حرکت کشتی) (بازگشت آب به دریا از ساحل (پس از برخورد موج به ساحل))
3

bail out

bail out

آب را از قایق خالی کردن

beacon

beacon

راهنما (آتش، نور و ...) (هشدار‌دهنده، فانوس دریایی، ایستگاه رادیویی راهنما)

berth

berth

لنگرگاه (محل پهلو گرفتن کشتی)

bilge

bilge

خن (اتاقکی در ته بدنه کشتی که آب در آن جمع می‌شود) (خمیدگی یا انحنای دیواره تحتانی کشتی)
4

bill of lading

bill of lading

بارنامه (فهرست محموله کشتی، فاکتور بار کشتی)

board

board

سوار شدن (هواپیما و ...)

on board

on board

سوار (کشتی یا هواپیما)

boarding card

boarding card

کارت عبور (کارت ویژه سوار شدن (به هواپیما یا کشتی))
5

boathouse

boathouse

پارکینگ قایق (کنار قایق یا دریاچه) (محل نگه‌داری قایق)

boating

boating

قایق‌رانی

bollard

bollard

تیرک مهار (برای نگه داشتن طناب کشتی در لنگرگاه)

boom

boom

تیرک افقی متحرک (برای تغییر جهت بادبان) (بازوی گردان)
6

canal

canal

آبراه (کانال، آبگذر)

capsize

capsize

واژگون شدن (قایق و کشتی و ...) (غرق شدن)

cargo

cargo

محموله (کشتی و هواپیما و ...) (بار)

cast off

cast off

باز کردن (طناب قایق)
7

caulk

caulk

آب‌بندی کردن (به ویژه کشتی) (درزگیری کردن، شکاف و سوراخ چیزی را گرفتن)

channel

channel

کانال (آب) (آبراه)

chanty

chanty

سرود ملوانان (هنگام کار)

charter

charter

اجاره (هواپیما و ...) (کرایه)
8

charter

charter

اجاره کردن (هواپیما) (دربست کرایه کردن، چارتر کردن)

chartered

chartered

چارتر (هواپیما، کشتی)

circumnavigate

circumnavigate

کامل دور چیزی گشتن (دور تا دور چیزی را نوردیدن)

crew

crew

خدمه تیم
9

crossing

crossing

سفر دریایی (عبور و مرور کشتی)

cruise

cruise

به سفر دریایی رفتن (دریا گردی کردن)

cruise

cruise

سفر دریایی

current

current

جریان (برق، آب و هوا)
10

disembark

disembark

پیاده شدن (از کشتی یا هواپیما)

distress

distress

(در معرض) خطر (وضعیت اضطراری)

dock

dock

اسکله (بارانداز، لنگرگاه)

dock

dock

لنگر انداختن
11

dockland

dockland

منطقه مسکونی کنار اسکله

dockside

dockside

حاشیه بارانداز (منطقه کنار اسکله)

dockyard

dockyard

محل تعمیر کشتی

dredge

dredge

لایروبی کردن
12

drift

drift

حرکت تدریجی پیوسته (انحراف)

dry dock

dry dock

حوض شناور (حوض خشک)

dry land

dry land

خشکی (قاره‌ها)

embark

embark

سوار کشتی یا هواپیما شدن
13

ferry

ferry

فرابر (نوعی کشتی مسافربری و یا باربری) (فری)

ferry

ferry

با فرابر بردن (با فری از رودخانه عبور دادن، (با فرابر) ترابری کردن)

float

float

شناور بودن (شناور شدن)

following

following

هم‌سو (باد با جهت کشتی و ...) (هم‌جهت)
14

forward

forward

در جلوی (کشتی یا هواپیما) (به سوی جلو)

founder

founder

غرق شدن (کشتی یا قایق) (پر از آب شدن و فرو رفتن)

free on board

free on board

تحویل رایگان (در کشتی) (بار زدن رایگان)

ground

ground

به گل نشستن (کشتی) (به زمین نشستن)
15

grounding

grounding

عمل نگهداری کشتی یا هواپیما روی زمین (به دلیل نداشتن شرایط مناسب برای سفر)

harbor

harbor

بندرگاه

heave into sight

heave into sight

پدیدار شدن (ظاهر شدن)

helm

helm

دسته سکان کشتی
16

the high seas

the high seas

آب‌های بین‌المللی

high tide

high tide

مد (بالاترین سطح آب) (دریا در حالت مد)

high water

high water

آب در بالاترین سطح (حالت مد دریا یا رودخانه)

high-water mark

high-water mark

نشانه یا خط بالا آمدن آب (در حالت جزر و مد)
17

inshore

inshore

نزدیک کرانه ((در دریا اما نزدیک ساحل))

jetsam

jetsam

دریاافکند (کالای آب‌آورد)

jettison

jettison

به آب انداختن (کنار گذاشتن)

jetty

jetty

بارانداز (اسکله)
18

jump

jump

ترک کردن (کشتی بدون اجازه)

keel

keel

مازه (تیر ته کشتی، ستون فقرات کشتی)

land

land

فرود آمدن (رسیدن)

landfall

landfall

فرود (هواپیما) (پهلوگیری (کشتی)، رسیدن)
19

landward

landward

به سوی خشکی (رو به خشکی)

launch

launch

به آب انداختن (کشتی و زیردریایی)

lighthouse

lighthouse

فانوس دریایی

list

list

کجی (کشتی)
20

log

log

دفتر روزانه (هواپیما، کشتی و ...) (رخداد نگاشت، آمار فعالیت های روزانه)

low tide

low tide

پایین‌ترین سطح دریا در خشکی (جزر) (دوره‌ای که دریا در پایین‌ترین سطح قرار دارد)

low-water mark

low-water mark

نشانه یا خط پایین آمدن آب (در حالت جزر و مد)

manifest

manifest

فهرست محموله یا مسافران (کشتی یا هواپیما) (مانیفست)
21

maneuver

maneuver

مانور (تمرین عملی)

maneuver

maneuver

مانور دادن (با مهارت چیزی را حرکت دادن، با مهارت وارد جایی شدن)

marine

marine

دریایی ([وابسته به دریا یا کشتی‌رانی])

maritime

maritime

دریایی (وابسته به کشتیرانی و دریانوردی)
22

maroon

maroon

در جایی دورافتاده (کسی را) تنها گذاشتن (در جایی دورافتاده (کسی را) ترک کردن، تنها و بی‌کس رها کردن)

mayday

mayday

می‌دی (علامتی بین‌المللی برای اعلام وضعیت اضطراری)

moor

moor

بستن (قایق یا کشتی به اسکله) (لنگر انداختن)

moorings

moorings

طناب‌ها (مخصوص بستن قایق یا کشتی) (زنجیرها)
23

mutiny

mutiny

سرکشی (شورش، عصیان)

nautical mile

nautical mile

مایل دریایی (مقیاس اندازه‌گیری طول در دریا) ([معادل 1852 متر])

navigable

navigable

قابل کشتیرانی (رود و ...) (قابل قایقرانی)

navigate

navigate

ناوبری کردن (هدایت کردن (کشتی، هواپیما و ...)، راهیابی کردن)
24

navigation

navigation

راه‌یابی (مسیریابی)

navy

navy

نیروی دریایی

offshore

offshore

دور از ساحل (در دریا)

on-board

on-board

سوار (کشتی، هواپیما و ...) (داخل)
25

onshore

onshore

در خشکی

overboard

overboard

از عرشه کشتی به پایین (یا دریا)

overfishing

overfishing

صید بی‌رویه (ماهی)

paddle

paddle

پارو (پدال)
26

paddle

paddle

پارو زدن

passage

passage

سفر دریایی

pilot

pilot

ناوبر (کشتی) (راهنما، سکاندار)

piracy

piracy

دزدی دریایی
27

pitch

pitch

بالا و پایین رفتن (در آب یا هوا) (تکان خوردن)

port

port

بندر

port of call

port of call

لنگرگاه (بارانداز)

punt

punt

قایق ته‌صاف راندن (با قایق ته‌صاف سفر کردن)
28

punt

punt

قایق ته‌صاف ((نوعی قایق چوبی که بخش زیرین آن پهن است و با میله یا چوبی دراز حرکت داده می‌شود))

put in

put in

وارد بندر شدن (وارد بندرگاه شدن)

raft

raft

کلک (نوعی قایق ابتدایی)

refloat

refloat

دوباره شناور ساختن (کشتی یا قایق)
29

rig

rig

(به طناب، بادبان و ...) تجهیز کردن (کشتی) (مجهز کردن)

roll

roll

قل خوردن (غلت خوردن، حرکت کردن)

row

row

پارو زدن

rowing

rowing

قایقرانی
30

run

run

سفر (کوتاه و مکرر)

sail

sail

قایقرانی کردن (کشتیرانی کردن، حرکت کردن)

sail

sail

بادبان

sailing

sailing

قایق‌رانی (با قایق بادبانی) (کشتیرانی)
31

scull

scull

پارو

scull

scull

پارو زدن

scuttle

scuttle

عمدا غرق کردن (کشتی از طریق سوراخ کردن بدنه)

sea

sea

دریا
32

seaborne

seaborne

دریابرد

sea lane

sea lane

راه دریایی (مسیر رفت و آمد کشتی‌ها)

sea legs

sea legs

توانایی حفظ تعادل در کشتی و دریازده نشدن

sealift

sealift

حمل‌ونقل دریایی (سربازان، آذوقه و ... در شرایط اضطراری)
33

seamanship

seamanship

مهارت دریانوردی (مهارت کشتیرانی یا قایقرانی)

seaport

seaport

بندر (شهر ساحلی)

seasick

seasick

دریازده

seaway

seaway

راه دریایی (آبراه)
34

ship

ship

کشتی

shipboard

shipboard

داخل کشتی (در کشتی)

shipload

shipload

به میزان ظرفیت کشتی

shipping

shipping

کشتیرانی (حمل و نقل، ترابری)
35

shipping forecast

shipping forecast

گزارش هواشناسی دریایی (گزارش هواشناسی ویژه شرایط جوی دریا)

ship-to-shore

ship-to-shore

کشتی به ساحل (ارتباط) (کشتی به خشکی)

shipwreck

shipwreck

کشتی شکستگی (غرق)

shipyard

shipyard

کارخانه کشتی‌سازی (محل تعمیر کشتی)
36

shoreline

shoreline

خط ساحلی

sink

sink

sink

skipper

skipper

ناخدا (کشتی کوچک یا قایق ماهیگیری)

skipper

skipper

کاپیتان بودن (ناخدا بودن، فرمانده بودن)
37

slipway

slipway

شیب بارانداز (مخصوص کشتی‌سازی و تعمیر کشتی)

SOS

SOS

اس‌او‌اس (پیام اضطراری (برای کمک))

steer

steer

راندن (هدایت کردن)

stowage

stowage

فضا (برای گذاشتن چیزی) (انبار، جا)
38

stow away

stow away

قاچاقی سوار شدن (کشتی یا هواپیما) ((در کشتی یا هواپیما) پنهان شدن)

stowaway

stowaway

مسافر قاچاقی (مسافر مخفی)

strand

strand

به گل نشاندن (کشتی و ...)

stroke

stroke

حرکت دست و پا (در ورزش شنا)
39

swing bridge

swing bridge

پل متحرک (دارای حرکت افقی) (پل گردان)

tack

tack

مسیر (جهت)

tender

tender

قایق کوچک (ویژه حمل مسافر یا بار بین کشتی و خشکی)

terminal

terminal

پایانه (اتوبوس، هواپیما و ...) (ترمینال)
40

tidal

tidal

جزرومدی (وابسته به جزر و مد)

tide

tide

جزر و مد

tideline

tideline

خط جزر و مد

tidemark

tidemark

اثر جزر و مد (خط جزر و مد)
41

tonnage

tonnage

گنجایش کشتی بر حسب تن (وزن بر حسب تن (به ویژه محموله))

topsail

topsail

بالاترین بادبان (متصل به دکل کشتی)

tow

tow

یدک کشیدن

trade route

trade route

مسیر تجارت (راه بازرگانی)
42

trawl

trawl

دام یا تور کیسه‌ای (تور ماهی‌گیری، ترال)

trim

trim

بادبان‌ها را تنظیم کردن

tug

tug

قایق یدککش (کشتی یدک کش) ‎

turnaround

turnaround

فرآیند یا زمان تخلیه بار و بارگیری مجدد (کشتی یا هواپیما)
43

unload

unload

بار خالی کردن (باراندازی کردن)

up-anchor

up-anchor

لنگر را بالا کشیدن (کشتی) (لنگر کشیدن)

voyage

voyage

سفر (دریایی یا فضایی)

wake

wake

رد (کشتی، قایق یا هواپیما) (موج (حاصل از حرکت کشتی))
44

wash

wash

آب متلاطم (ناشی از حرکت کشتی)

waterline

waterline

خط آب (کشتی)

wet dock

wet dock

حوض خیس (کشتی) (حوضچه بازسازی)

wharf

wharf

لنگرگاه
45

yaw

yaw

به یک سمت منحرف شدن (کشتی یا هواپیما) (از مسیر خود منحرف شدن)

همچنین ببینید

انواع تعطیلات

لغات انگلیسی انواع تعطیلات 1 adventure adventure ماجراجویی booze cruise booze cruise سفر مشروب ([سفر …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Call Now Button