انزجار

لغات انگلیسی انزجاز

1

abominable

abominable

مشمئزکننده (نفرت‌انگیز، بسیار بد)

abominate

abominate

تنفر داشتن (انزجار داشتن، متنفر بودن)

abomination

abomination

مایه انزجار (هر چیز نفرت‌آور یا مشمئزکننده)

appalled

appalled

وحشت‌زده (ترسان، هراسان)
2

make someone's skin crawl

make someone's skin crawl

مشمئز کردن (حال کسی را به هم زدن)

make one's flesh creep

make one's flesh creep

وحشت‌زده ساختن (ترساندن)

disgust

disgust

انزجار (نفرت)

disgust

disgust

مشمئز کردن (متنفر کردن، حال بهم زدن)
3

disgusted

disgusted

منزجر (متنفر، دچار تهوع)

disgusting

disgusting

تنفرآمیز (حال‌بهم‌زن، چندش‌آور)

horror

horror

وحشت (ترس)

loathsome

loathsome

نفرت‌انگیز (انزجارآور، زننده، منزجرکننده)
4

repel

repel

منزجر کردن (مشمئز کردن)

repugnance

repugnance

انزجار (نفرت، تنفر)

repugnant

repugnant

زننده (مشمئزکننده)

repulse

repulse

منزجر کردن (مشمئز کردن)
5

revolt

revolt

منزجر کردن (مشمئز کردن)

revulsion

revulsion

انزجار (تنفر شدید، نفرت)

sickness

sickness

حزن (ناخوشی، یاس، نفرت)

همچنین ببینید

خستگی

لغات انگلیسی خستگی 1 bleary bleary پف‌کرده (چشم) bleary-eyed bleary-eyed خسته و با چشمانی پف‌کرده …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Call Now Button