گرداندن کسب و کار

لغات انگلیسی گرداندن کسب و کار

1

subsidiary

subsidiary

شرکت تابعه

audit trail

audit trail

رد ممیزی (دنباله ممیزی)

transact

transact

معامله کردن (داد و ستد)

fund

fund

بودجه تامین کردن (پول اختصاص دادن)
2

fixed costs

fixed costs

هزینه های ثابت

corporation

corporation

شرکت

profit margin

profit margin

حاشيه سود (درصد سود از فروش خالص)

sponsor

sponsor

حمایت مالی کردن (اسپانسر شدن)
3

partner

partner

یار (هم‌گروهی)

downsize

downsize

کم کردن (تعلیق نیرو)

profitable

profitable

سودآور (پر منعفت)

even

even

بی‌حساب (مساوی، برابر)
4

loss

loss

ضرر (کاهش، از دست دادن)

audit

audit

بازرسی (ممیزی، حسابرسی، رسیدگی)

income

income

درآمد

funding

funding

تامین بودجه (سرمایه‌گذاری، بودجه)
5

audit

audit

بررسی کردن (رسیدگی کردن)

cash flow

cash flow

نقدینگی (وجوه در گردش)

overhead

overhead

هزینه ثابت (هزینه عمومی)

seed money

seed money

سرمایه اولیه
6

co-op

co-op

شرکت تعاونی

globalize

globalize

جهانی کردن (جهانی شدن)

receivables

receivables

مطالبات

lay-off

lay-off

تعدیل نیرو
7

administration

administration

مدیریت (اداره)

transaction

transaction

معامله (تبادل)

concern

concern

شرکت (موسسه)

dividend

dividend

سود (سهم)
8

subsidiary

subsidiary

تابعه

stake

stake

سهم (مبلغ سرمایه‌گذاری شده)

supply chain

supply chain

زنجیره تامین

business-to-business

business-to-business

بنگاه به بنگاه
9

turnover

turnover

مقدار فروش (درآمد، گردش کار)

premises

premises

شهرک (صنعتی) (کارخانه)

product

product

محصول (کالا، جنس)

management

management

مدیریت
10

slack

slack

کساد (رکود)

profit-sharing

profit-sharing

تسهیم سود (مشارکت در سود)

enterprise

enterprise

شرکت (بنگاه، موسسه)

network

network

شبکه
11

capital

capital

سرمایه

projection

projection

برآورد (پیش بینی)

fund

fund

پشتوانه (سرمایه، بودجه، پول)

maladministration

maladministration

سوء مدیریت
12

network

network

شبکه‌سازی کردن (ارتباط برقرار کردن)

manage

manage

مدیریت کردن (گرداندن، اداره کردن)

operational

operational

عملیاتی (کاربردی)

slack

slack

رکود (کسادی)
13

sponsor

sponsor

حامی مالی (اسپانسر)

operation

operation

شرکت (سازمان)

business

business

کار (تجارت، داد و ستد، شغل، حرفه، کسب و کار)

plan

plan

برنامه
14

partnership

partnership

شراکت (همکاری)

receivership

receivership

مصادره

go under

go under

ورشکسته شدن

venture capital

venture capital

سرمایه گذاری مخاطره آمیز (سرمایه‌گذاری خطرپذیر)
15

revenue

revenue

عوارض (درآمد مالیاتی، درآمد دولتی)

project

project

پروژه

lay off

lay off

اخراج کردن (تعدیل نیرو کردن)

expand

expand

گسترش دادن (افزایش دادن)
16

administrative

administrative

اجرایی (اداری)

forecast

forecast

پیش‌بینی کردن

logistics

logistics

آمایش (بررسی منطقی)

forecast

forecast

پیش‌بینی
17

executive

executive

اجرایی

restructure

forecast

پیش‌بینی کردن

restructure

restructure

بازسازی کردن (تغییر دادن)

working capital

working capital

سرمایه در گردش
18

firm

firm

شرکت (موسسه)

capacity

capacity

ظرفیت (گنجایش)

start-up

start-up

شرکت نوپا (شرکت استارت-آپ)

franchise

franchise

حق امتیاز (جواز، پروانه)
19

profit

profit

بهره بردن (سود بردن، سوددهی)

takeover

takeover

تصاحب

profit

profit

سود (بهره)

human resources

human resources

منابع انسانی
20

markup

markup

اضافه بها (قیمت افزوده)

cooperative

cooperative

شرکت تعاونی

expenditure

expenditure

مخارج (هزینه‌ها)

backer

backer

حامی (پشتیبان)

همچنین ببینید

بازاریابی

لغات انگلیسی بازاریابی 1 slogan slogan شعار mailshot mailshot ایمیل تبلیغاتی ad ad آگهی (تبلیغات) …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Call Now Button