رانندگی

لغات انگلیسی رانندگی

1

accelerate

accelerate

تسریع کردن (تسریع یافتن، شتاب دادن)

beep

beep

بوق زدن ((بوق را) به صدا درآوردن)

blind

blind

کور (پیچ و ...) (غیر قابل رویت)

blind spot

blind spot

نقطه کور (وسایل نقلیه) ([بخشی از جاده که از آینه‌ها قابل رویت نیست])
2

brake

brake

ترمز

brake

brake

ترمز کردن (ترمز گرفتن)

burn up the road

burn up the road

با سرعت راندن (اتومبیل) (با سرعت حرکت کردن)

careen

careen

با شتاب و به طور خطرناک به پیش رفتن (با سرعت به جلو حرکت کردن، به این سو و آن سو تمایل پیدا کردن (هنگام حرکت))
3

career

career

با سرعت و بدون کنترل به پیش حرکت کردن

carsick

carsick

ماشین‌زده (دچار تهوع (در اثر سفر با اتومبیل))

change down

change down

دنده کم کردن (هنگام رانندگی)

change up

change up

دنده زیاد کردن (هنگام رانندگی)
4

coast

coast

دنده خلاص رفتن (اتومبیل و ...)

cruise

cruise

با سرعت بهینه حرکت کردن (با سرعت معمول سفر کردن، با سرعت ثابت حرکت کردن)

cut in

cut in

ناگهان جلوی خودروی دیگری پیچیدن (هنگام رانندگی)

cut up

cut up

ناگهان جلوی خودروی دیگری پیچیدن (هنگام رانندگی)
5

dip

dip

پایین آوردن (نور بالا هنگام رانندگی)

drive

drive

رانندگی کردن (راندن)

drive

drive

رانندگی (سفر با ماشین)

drive away

drive away

با ماشین دور شدن (با ماشین رفتن)
6

drive off

drive off

(با ماشین) رفتن ((با ماشین) دور شدن)

drive on

drive on

به رانندگی ادامه دادن (به حرکت (با اتومبیل) ادامه دادن)

driving licence

driving licence

گواهینامه رانندگی

driving school

driving school

آموزشگاه رانندگی
7

driving test

driving test

آزمون رانندگی

driving while intoxicated

driving while intoxicated

رانندگی در حالت مستی

drop

drop

پیاده کردن (رساندن)

drop off

drop off

رساندن (تحویل دادن)
8

escort

escort

محافظ (گارد)

exhaust

exhaust

گاز (خارج شده از ماشین) (اگزوز)

fill up

fill up

کاملا پر کردن (لبریز کردن)

fill-up

fill-up

عمل پر کردن (باک اتومبیل و ...)
9

floor the accelerator

floor the accelerator

پدال گاز را تا آخر فشار دادن (پدال گاز را محکم فشار دادن)

full beam

full beam

بیشترین میزان نور (چراغ اتومبیل) (درجه آخر نور، نور بالا)

gun

gun

با سرعت راندن (اتومبیل)

handbrake turn

handbrake turn

دستی کشیدن (دور با ترمز دستی)
10

handle

handle

کار کردن (به کار انداختن)

handling

handling

کنترل (مدیریت)

high beams

high beams

نوربالا (چراغ اتومبیل)

hitch

hitch

رایگان سفر کردن (سواری رایگان گرفتن، ماشین گرفتن (کنار خیابان))
11

hitchhike

hitchhike

رایگان‌سواری کردن (مفتی رفتن، مفتی سفر کردن)

hold the road

hold the road

تعادل (خوبی) داشتن (اتومبیل)

honk

honk

بوق (اتومبیل و ...)

honk

honk

بوق زدن (اتومبیل)
12

idle

idle

درجا کار کردن (موتور اتومبیل)

indicate

indicate

راهنما زدن (اتومبیل) (با دست علامت دادن)

lock

lock

قفل شدن (گیر کردن)

L-plate

L-plate

تابلو یا علامت راننده در حال یادگیری (اتومبیل) (تابلو آموزشی)
13

motor

motor

با اتومبیل سفر کردن (اتومبیل‌سواری کردن)

navigate

navigate

ناوبری کردن (هدایت کردن (کشتی، هواپیما و ...)، راهیابی کردن)

overtake

overtake

سبقت گرفتن

pick up

pick up

آوردن (گرفتن، به دنبال (چیزی، شخصی) رفتن، برگرداندن)
14

pillion

pillion

ترک (موتور)

priority

priority

حق تقدم

provisional licence

provisional licence

گواهی‌نامه موقت (ویژه یادگیری رانندگی) (جواز موقت)

pull in

pull in

کنار زدن (اتومبیل) (به ایستگاه نزدیک شدن و توقف کردن (قطار)، وارد ایستگاه شدن)
15

pull off

pull off

کنار زدن (اتومبیل) (در کنار (جاده) توقف کردن، از جاده خارج شدن)

pull out

pull out

لاین عوض کردن (شروع به حرکت کردن)

pull over

pull over

کنار زدن (اتومبیل) (توقف کردن)

pull up

pull up

توقف کردن (اتومبیل)
16

purr

purr

خرخر کردن (اتومبیل یا دستگاه) (قان قان کردن)

ram

ram

(عمدا) کوبیدن (به وسیله نقلیه و ...) (محکم زدن)

reverse

reverse

دنده عقب رفتن (دنده عقب راندن)

ride

ride

سوار شدن (سواری کردن، راندن)
17

right of way

right of way

حق تقدم (رانندگی) (اولویت عبور)

roadholding

roadholding

تعادل یا پایداری اتومبیل سر پیچ

road map

road map

نقشه راه‌ها (نقشه جاده)

road sense

road sense

فرهنگ جاده‌ای (شعور ترافیکی)
18

road test

road test

آزمون رانندگی

road trip

road trip

سفر جاده ای

roar

roar

با سرعت و سروصدا حرکت کردن (وسیله نقلیه موتوری)

round

round

دور زدن
19

burn rubbe

burn rubbe

با سرعت رفتن (اتومبیل) (سریع رفتن)

run

run

(با اتومبیل) رساندن ((با اتومبیل) بردن)

screech

screech

صدای زیر و گوشخراشی تولید کردن (خرخر کردن)

service station

service station

استراحتگاه جاده‌ای (استراحتگاه میان‌راهی)
20

slow

slow

آهسته کردن (از سرعت (چیزی) کاستن، کند کردن)

speeding

speeding

سرعت غیرمجاز (رانندگی پرسرعت)

stall

stall

ناگهان متوقف شدن (ناگهان خاموش شدن (موتور))

steer

steer

راندن (هدایت کردن)
21

steering

steering

فرمان (اتومبیل)

stop

stop

متوقف کردن (ایستادن، بس کردن، توقف کردن)

swerve

swerve

ناگهان تغییر جهت دادن (ناگهان پیچیدن (هنگام رانندگی))

tailgate

tailgate

دمرانی کردن (با فاصله کمی از اتومبیل جلویی رانندگی کردن)
22

tank up

tank up

باک (اتومبیل) را پر کردن

three-point turn

three-point turn

دور سه‌حرکته

traffic

traffic

ترافیک (آمدوشد، عبور و مرور)

travel-sick

travel-sick

دچار حالت تهوع (در اثر سفر با وسایل نقلیه)
23

truck

truck

با کامیون بردن

truck stop

truck stop

توقفگاه کامیون (استراحتگاه کامیون‌داران)

turn

turn

پیچ (چرخش)

turning

turning

تقاطع (پیچ، دوراهی)
24

turn-off

turn-off

خروجی (تقاطع (بین خیابان اصلی و فرعی))

turn off

turn off

پیچیدن (از جاده‌ای به جاده‌ی دیگر) (خارج شدن (از جاده‌ی اصلی))

U-ey

U-ey

دور برگردان (دور 180 درجه)

U-turn

U-turn

دور برگردان (دور 180 درجه)
25

veer

veer

ناگهان تغییر مسیر دادن (تغییر جهت دادن)

yield

yield

حق تقدم دادن

همچنین ببینید

سفر با قایق یا کشتی

لغات انگلیسی سفر با قایق یا کشتی 1 aboard aboard سوار (کشتی، هواپیما و …) …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Call Now Button