پرانرژی

لغات انگلیسی پر انرژی

1

active

active

فعال

animate

animate

روحیه دادن (سرزنده کردن، نیرو دادن، جان بخشیدن)

animated

animated

سرزنده (سرحال، پرحرارت)

animation

animation

سرزندگی (حرارت و اشتیاق)
2

boisterous

boisterous

پرشور و حرارت (پرهیاهو، سرزنده)

bounce

bounce

بالا و پایین پریدن (از شدت هیجان و انرژی) (با شور و هیجان حرکت کردن، ورجه ورجه کردن)

bouncing

bouncing

پرانرژی (شاداب، سرزنده)

bouncy

bouncy

سرزنده (پرانرژی، پرشور و حرارت)
3

bright

bright

سرزنده (پرشور و حرارت)

chirpy

chirpy

سرزنده (سرحال)

coltish

coltish

سرزنده و پرجست و خیز (پرانرژی و دست و پا چلفتی)

drive

drive

انگیزه (اشتیاق)
4

dynamic

dynamic

پویا (پرانرژی، پرتکاپو)

dynamism

dynamism

پویایی (تکاپو، جنب و جوش)

ebullient

ebullient

پرهیجان (پرحرارت، پراشتیاق)

effervescent

effervescent

سرزنده (پراشتیاق، پرجوش و خروش)
5

energetic

energetic

پرانرژی

energize

energize

انرژی بخشیدن

extrovert

extrovert

فرد برون گرا

exuberant

exuberant

پرانرژی (سرزنده، سرحال، شاد و خرم)
6

fresh

fresh

سرحال (سرزنده)

frisky

frisky

شنگول (سرزنده، پرجست و خیز)

frolic

frolic

جست و خیز کردن (ورجه وورجه کردن، بپر بپر کردن)

frolic

frolic

فعالیت پرشور و حرارت (جشن و سرور، شادمانی، سرخوشی)
7

frolicsome

frolicsome

سرزنده و بازیگوش (شادمان)

get-up-and-go

get-up-and-go

انگیزه (انرژی و اشتیاق، شور و شوق)

gusto

gusto

شور و حرارت (شوق، انرژی، حرارت و اشتیاق)

hearty

hearty

پرشور و حرارت (پرهیاهو، پرانرژی)
8

high-spirited

high-spirited

پرانرژی (پرجنب و جوش، سرزنده)

hyper

hyper

هیجان‌زده و مضطرب (پرانرژی)

invigorate

invigorate

نیرو دادن (سرزنده کردن)

irrepressible

irrepressible

پرشور و حرارت (سرزنده و پرانرژی)
9

lively

lively

پرشور و حرارت (پرجوش و خروش، سرزنده)

mercurial

mercurial

ناپایدار (دمدمی‌مزاج، بوالهوس، متغیر)

pep

pep

انرژی (شور و اشتیاق، پویایی)

peppy

peppy

سرزنده و پرانرژی (پرشور و اشتیاق)
10

perk up

perk up

سرحال شدن

perky

perky

پرشور و اشتیاق (سرزنده و پرانرژی، پرشور و حرارت)

pizzazz

pizzazz

شور و شوق (انرژی، نشاط)

powerhouse

powerhouse

آدم پرانرژی (چیز پرانرژی)
11

rested

rested

سرزنده (بانشاط، سرحال)

rousing

rousing

هیجان‌انگیز (شورانگیز، پرشور و حرارت، پرانرژی)

rumbustious

rumbustious

سرکش (پرهیاهو، پرشور و حرارت)

sparkle

sparkle

پرشور و حرارت بودن (پرنشاط بودن، سرزنده بودن)
12

sparkle

sparkle

شور و نشاط (سرزندگی، جوش و خروش)

spirit

spirit

روحیه

spirited

spirited

باروحیه (پرانرژی، سرزنده، پرنشاط)

sprightly

sprightly

سرحال (سرزنده)
13

a spring in one's step

a spring in one's step

شور و اشتیاق (انرژی، سرزندگی)

springy

springy

پرانرژی و با اعتماد به نفس (سرزنده و پر جست و خیز)

tigerish

tigerish

ببرسان (درنده‌خو و نیرومند) (ببرمانند)

tireless

tireless

خستگی‌ناپذیر (پرانرژی و مصمم)
14

vigorous

vigorous

نیرومند (قدرتمند، قاطع، سرسخت)

vigor

vigor

انرژی (توان، اشتیاق)

vital

vital

پرانرژی (سرزنده، پویا، پرشور و نشاط)

vivacious

vivacious

سرزنده (پرشور و نشاط)
15

live wire

live wire

آدم سرزنده (آدم پرانرژی، آدم پرجوش و خروش)

zeal

zeal

شور و اشتیاق (شوق و ذوق، حرارت)

همچنین ببینید

احمق

لغات انگلیسی احمق 1 airhead airhead آدم احمق (آدم کودن) asinine asinine احمقانه (ابله) birdbrain …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Call Now Button