فقر و قحطی

لغات انگلیسی فقر و قحطی

1

bag lady

bag lady

زن بی‌خانمان

beg

beg

گدایی کردن

beggar

beggar

گدا (تهیدست)

begging bowl

begging bowl

کاسه گدایی
2

depression

depression

رکورد اقتصادی (بحران اقتصادی، کسادی بازار)

deprivation

deprivation

محرومیت (فقدان)

dirt farmer

dirt farmer

خرده کشاورز ([کشاورز فقیری که در زمین کوچک خود کار می‌کند])

disadvantaged

disadvantaged

محروم
3

distress

distress

اندوه (اضطراب)

dosser

dosser

کارتن‌خواب (بی‌خانمان)

emaciated

emaciated

لاغر (نحیف)

famine

famine

قحطی (خشکسالی)
4

favela

favela

زاغه (در کشور برزیل)

hardship

hardship

سختی (مشکل)

hard up

hard up

نیازمند (به پول) (تنگدست، فقیر)

hunger

hunger

گرسنگی
5

impoverish

impoverish

فقیر کردن (مستمند کردن، ضعیف کردن)

impoverished

impoverished

مستمند (فقیر، نیازمند)

indigent

indigent

مستمند (فقیر، تهی دست)

low-paid

low-paid

کم‌درآمد (با حقوق کم)
6

malnourished

malnourished

دچار سوء تغذیه

malnutrition

malnutrition

سوء تغذیه

pauper

pauper

گدا (فقیر)

pellagra

pellagra

پلاگر (بیماری)
7

penniless

penniless

بی‌پول (آس و پاس)

penurious

penurious

خسیس

penury

penury

فقر شدید (تنگدستی)

poor

poor

فقیر (تهیدست)
8

poverty

poverty

فقر

poverty trap

poverty trap

تله فقر (اقتصاد)

rag

rag

لباس کهنه و پاره

rickets

rickets

راشیتیسم (نرمی استخوان)
9

shanty

shanty

کلبه (آلونک)

shanty town

shanty town

حلبی‌آباد (زاغه)

poverty-stricken

poverty-stricken

مستمند (تهیدست، مفلس)

slum

slum

زاغه (محله فقیرنشین)
10

slumlord

slumlord

صاحبخانه (در زاغه)

starve

starve

به شدت گرسنه بودن (از گرسنگی مردن (مجازی))

street people

street people

بی‌خانمان‌ها (کارتن‌خواب‌ها)

subsistence

subsistence

معاش (اسباب امرار معاش، حداقل میزان (خوراک یا لباس و ...) ضروری برای ادامه حیات)
11

sweated labor

sweated labor

بیگاری (کار سخت و پرزحمت)

tenement

tenement

آپارتمان اجاره‌ای (ساختمان اجاره‌ای)

tramp

tramp

ولگرد (بی خانمان، کارتن‎ خواب) ‎

underclass

underclass

طبقه محروم (جامعه) (طبقه کم‌درآمد، پایین‌ترین طبقه جامعه)
12

on one's uppers

on one's uppers

بی‌پول بودن (چیزی ته جیب نداشتن)

vagrancy

vagrancy

تکدی‌گری (گدایی)

vagrant

vagrant

ولگرد (بی‌خانمان)

workhouse

workhouse

نوانخانه

همچنین ببینید

عدالت اجتماعی

لغات انگلیسی عدالت اجتماعی 1 acceptance acceptance پذیرش (قبولی) antagonism antagonism خصومت (دشمنی، ستیز) bias …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Call Now Button