بیمارستان ها

لغات انگلیسی بیمارستان ها

1

casualty

casualty

کشته (زخمی، تلفات (جمع))

outpatient

outpatient

بیمار سرپایی

recovery

recovery

بخش ریکاوری (واحد مراقبت پس از بیهوشی)

ENT

ENT

(بخش) گوش و حلق و بینی در بیمارستان
2

clinic

clinic

درمانگاه (کلینیک)

inpatient

inpatient

بیمار (بستری در بیمارستان)

round

round

سر زنی روزانه دکتر به بیماران

operating table

operating table

تخت عمل جراحی (میز جراحی)
3

junior doctor

junior doctor

پزشک جوان (پزشک جونیور)

triage

triage

تریاژ (اولويت بندی بيماران)

patient

patient

مریض (بیمار)

hospice

hospice

آسایشگاه (بیمارستان)
4

matron

matron

سرپرستار (مترون)

cottage hospital

cottage hospital

بیمارستان روستایی

hospital

hospital

بیمارستان

unit

unit

بخش
5

mortuary

mortuary

سردخانه

intensive care

intensive care

مراقبت های ویژه

ward

ward

بخش (بیمارستان)

registrar

registrar

پزشک تحت آموزش
6

intern

intern

کارآموز (انترن (پزشکی)، کارورز)

hospitalize

hospitalize

بستری شدن (در بیمارستان)

dispensary

dispensary

درمانگاه (درمانگاه خیریه)

sanatorium

sanatorium

آسایشگاه (بیمارستان بیماران مبتلا به سل)
7

operating room

operating room

اتاق عمل

life-support machine

life-support machine

دستگاه تنفس مصنوعی

halfway house

halfway house

مرکز بازپروری

internship

internship

کارآموزی
8

polyclinic

polyclinic

درمانگاه چند بخشی (پلی کلینیک)

consultant

consultant

مشاور

resident

resident

پزشک مقیم (پزشک دستیار، رزیدنت)

maternity

maternity

زنان و زایمان (حاملگی)
9

emergency room

emergency room

(بخش) اورژانس

MRSA

MRSA

(باکتری) مرسا

senior nursing officer

senior nursing officer

سرپرستار (مترون)

aftercare

aftercare

مراقبت از بیمار در مرحله نقاهت
10

radiography

radiography

پرتونگاری (رادیوگرافی)

admit

admit

پذیرفتن (راه دادن، پذیرش کردن، بستری شدن)

ICU

ICU

بخش مراقبت های ویژه (آی سی یو)

sister

sister

سرپرستار
11

nurse

nurse

پرستار

surgery

surgery

جراحی

ambulance

ambulance

آمبولانس

orderly

orderly

مستخدم بیمارستان (خدمه بیمارستان)
12

infirmary

infirmary

درمانگاه (بهداری، بیمارستان)

همچنین ببینید

عمل جراحی

لغات انگلیسی عمل جراحی 1 neurosurgery neurosurgery جراحی مغز و اعصاب stitch stitch بخیه stitch …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Call Now Button