صمیمی

لغات انگلیسی صمیمی

1

affable

affable

خونگرم (خوش‌رفتار، خوش‌برخورد)

affection

affection

محبت (علاقه)

affectionate

affectionate

مهربان (پرمهر و محبت)

amiable

amiable

خوش‌برخورد (خوش‌رفتار، مهربان و دوست‌داشتنی، گرم و صمیمی)
2

amicable

amicable

دوستانه (مصالحه‌آمیز)

approachable

approachable

خوش‌رفتار (خوش‌برخورد، خوش‌رو، گرم و صمیمی)

bubbly

bubbly

پرجوش و خروش (پرتب و تاب، پرشور و هیجان، سرزنده)

chatty

chatty

پرحرف (وراج، پرچانه)
3

companionable

companionable

دوستانه (صمیمی، خوش‌رفتار)

compassionate

compassionate

دلسوز (مهربان)

easy

easy

آرام و دوستانه (رفتار و ...) (صمیمانه، خوشایند)

easy-going

easy-going

بی‌خیال (آسوده، راحت و ملایم، خوش‌خو)
4

familiarity

familiarity

صمیمیت (نزدیکی)

friendly

friendly

دوستانه (مهربان، صمیمی)

genial

genial

خوشرو (خونگرم، خوش‌خو، خوش‌رفتار)

get on with

get on with

(با کسی) کنار آمدن (خوب بودن (با یکدیگر))
5

good nature

good nature

ذات خوب (طینت پاک، خوش‌رفتاری و خونگرمی)

good-natured

good-natured

خوش‌ذات (خوش‌خو، مهربان)

goodwill

goodwill

حسن نیت (خیرخواهی)

gregarious

gregarious

اجتماعی (معاشرتی)
6

hospitable

hospitable

مهمان‌نواز (خونگرم)

jovial

jovial

خوشحال و خوش‌رو (مسرور)

kind

kind

مهربان (بامحبت)

loving

loving

مهربان (بامحبت)
7

nice

nice

خوب (خوشحال، زیبا)

open-hearted

open-hearted

مهربان و خوش‌رفتار

outgoing

outgoing

اجتماعی (معاشرتی)

pleasant

pleasant

خوشایند (دلپذیر، مطلوب، خوش‌مشرب)
8

relaxed

relaxed

آسوده‌خاطر (بی‌خیال، آرام)

sociable

sociable

اجتماعی (معاشرتی)

sympathy

sympathy

همدردی (ترحم)

warm

warm

صمیمی (گرم)
9

warm-hearted

warm-hearted

مهربان (دلسوز، خوش‌قلب)

welcoming

welcoming

پذیرا (خوش‌برخورد، مهمان‌نواز)

well-disposed

well-disposed

خوش‌برخورد (خوش‌رفتار)

همچنین ببینید

احمق

لغات انگلیسی احمق 1 airhead airhead آدم احمق (آدم کودن) asinine asinine احمقانه (ابله) birdbrain …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Call Now Button