بزرگ کردن بچه

لغات انگلیسی بزرگ کردن بچه

1

adoption

adoption

فرزندخواندگی

breadwinner

breadwinner

نان آور

stay-at-home

stay-at-home

خانه دار

raise

raise

بزرگ کردن
2

upbringing

upbringing

تربیت

playpen

playpen

تخت نرده دار (برای بازی بچه)

curfew

curfew

حکومت نظامی (محدودیت آمد و رفت، خاموشی)

babysit

babysit

از بچه نگهداری کردن
3

ward

ward

محجور (صغیر)

parental

parental

مادرانه و پدرانه (والد)

wardship

wardship

سرپرستی (قیمومیت)

coddle

coddle

لوس کردن (نازپرورده کردن)
4

childproof

childproof

کودک‌ایمن

orphan

orphan

یتیم

playroom

playroom

اتاق بازی

adopt

adopt

به فرزندخواندگی قبول کردن
5

homeschooling

homeschooling

آموزش در خانه (مدرسه در منزل)

rear

rear

پرورش دادن (بزرگ کردن)

father

father

پدر

nanny

nanny

پرستار بچه
6

one-parent family

one-parent family

خانواده تک والدی

socialization

socialization

جامعه‌ پذیری (اجتماعی شدن)

dependent

dependent

وابسته (متکی، تحت تکفل)

potty-train

potty-train

آموزش توالت رفتن به کودکان
7

babysitter

babysitter

پرستار بچه

discipline

discipline

انضباط (نظم)

guardian

guardian

سرپرست (قیم، کفیل)

parenting

parenting

بچه داری کردن (بچه بزرگ کردن)
8

family

family

خانواده

foster

foster

به فرزندخواندگی قبول کردن

nursery

nursery

شیرخوارگاه (مهدکودک)

playground

playground

زمین بازی
9

extended family

extended family

خانواده گسترده

playgroup

playgroup

مهد کودک

mothering

mothering

بچه داری (انجام وظایف مادری)

godparent

godparent

پدر یا مادر خوانده
10

telling-off

telling-off

توبیخ (تنبیه، دعوا)

nuclear family

nuclear family

خانواده هسته‌ای

childcare

childcare

نگهداری از کودک

bring up

bring up

تربیت کردن (بزرگ کردن)
11

ground

ground

در خانه نگه داشتن نوجوانان (به منظور تنبیه)

care

care

مراقبت (نگهداری)

adoptive

adoptive

(پدر، مادر) خوانده

chaperone

chaperone

نگهبان (همراه، اسکورت، مراقب)
12

crèche

crèche

مرکز نگهداری کودک (فضای بازی سربسته کودکان)

day nursery

day nursery

مهدکودک روزانه

dependant

dependant

تحت تکفل (عایله)

mollycoddle

mollycoddle

ناز پرورده کردن (لوس کردن)
13

single parent

single parent

مادر/پدر تنها (بدون همسر) (تک سرپرست)

smack

smack

کتک زدن (با کف دست)

smacking

smacking

کتک زدن (با کف دست)

spank

spank

(با شی پهن یا کف دست) در کونی زدن (بخصوص برای تنبیه)
14

spanking

spanking

در کونی (تنبیه کودکان)

playscheme

playscheme

برنامه تفریحی بچه‌ها (در روزهای تعطیل)

همچنین ببینید

جدایی

لغات انگلیسی جدایی 1 settlement settlement سند (قرارداد) decree absolute decree absolute طلاق باین divorcée …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Call Now Button