برف و یخ

لغات انگلیسی برف و یخ

1

avalanche

avalanche

بهمن (برف)

bank

bank

توده (حجم)

blanket

blanket

لایه (روکش)

blizzard

blizzard

کولاک (بوران (برف و باد شدید)، توفان شدید)
2

drift

drift

برف‌انباشت (تل، پشته، بادانباشت)

fall

fall

بارش

flake

flake

دانه (ذره، خرده)

flurry

flurry

بارش برف (کوتاه و خفیف) (باد و برف)
3

hail

hail

تگرگ

hail

hail

تگرگ باریدن

ice

ice

یخ

icicle

icicle

قندیل (یخ)
4

melt

melt

آب شدن (ذوب شدن)

powder

powder

پودر ([گرد])

powder snow

powder snow

برف پودری

shower

shower

رگبار (باران یا برف) (بارش)
5

ski

ski

اسکی کردن

sledge

sledge

سورتمه راندن (سورتمه‌سواری کردن)

sleet

sleet

برف‌باران

sleet

sleet

برف‌باران باریدن
6

sleigh

sleigh

سورتمه (درشکه)

slush

slush

برف نیمه آب شده (برف و گل شل، برفاب)

snow

snow

برف

snow

snow

برف آمدن (برف باریدن)
7

snowball

snowball

گلوله برف

snow-blind

snow-blind

برف‌کور

snowboarding

snowboarding

اسنوبردسواری

snowbound

snowbound

محصور در برف (برفگیر)
8

snowdrift

snowdrift

توده برف (باد آورده) (برف‌توده)

snowfall

snowfall

بارش برف

snowflake

snowflake

دانه برف (بلور برف)

snowman

snowman

آدم برفی
9

snowplow

snowplow

ماشین برف روب

snowstorm

snowstorm

کولاک (طوفان برف)

snowy

snowy

برفی

squall

squall

وزش شدید باد (طوفان شدید و ناگهانی)
10

thaw

thaw

آب شدن (یخ و ...)

thaw

thaw

زمان ذوب برف‌ها

toboggan

toboggan

سورتمه‌سواری کردن

white-out

white-out

برف و مه (برف‌گرفتگی، برف و بوران)

همچنین ببینید

باد

لغات انگلیسی باد 1 airless airless (هوای) خفه (گرفته) anemometer anemometer بادسنج Beaufort scale Beaufort …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Call Now Button