کسب و کار

بازاریابی

لغات انگلیسی بازاریابی 1 slogan slogan شعار mailshot mailshot ایمیل تبلیغاتی ad ad آگهی (تبلیغات) campaign campaign کمپین (پویش، مبارزه) 2 launch launch به بازار معرفی کردن (روانه بازار شدن) promote promote ترویج دادن (ترفیع دادن، ترقی دادن، تشویق کردن) billboard billboard بیلبورد (آگهی‌نما، تابلو تبلیغات) teaser teaser تیزر (آگهی) …

ادامه نوشته »

تولید کالا

لغات انگلیسی تولید کالا 1 foreman foreman سرکارگر (سرپرست کارگران) mill mill کارخانه (تولیدی) machinery machinery ماشین‌آلات drill drill حفاری کردن (با مته سوراخ کردن) 2 output output بازده (تولید، برونداد، خروجی) workforce workforce نیروی کار sawmill sawmill کارخانه چوب بری capacity capacity ظرفیت (گنجایش) 3 factory factory کارخانه laser …

ادامه نوشته »

روند بازار

لغات انگلیسی روند بازار 1 climb climb بالا رفتن (صعود کردن) trough trough افت (افول) plateau plateau وضع ثابت (تراز) boom boom شکوفا شدن (پر رونق بودن) 2 decline decline تنزل (نزول (قیمت)، کاهش، افول) grow grow رشد کردن (بزرگ شدن) increase increase افزایش go down go down پایین رفتن …

ادامه نوشته »

اقتصاد

لغات انگلیسی اقتصاد 1 deregulate deregulate آزاد سازی (قانون زدایی کردن) takeover takeover تصاحب expand expand گسترش دادن (افزایش دادن) bailout bailout کمک مالی دولت (وام به کشورهای خارجی) 2 expansionary expansionary انبساطی depreciate depreciate از ارزش افتادن (از بهای چیزی کاسته شدن) bubble bubble حباب NYSE NYSE بازار بورس …

ادامه نوشته »

بانکداری

لغات انگلیسی بانکداری 1 owe owe بدهکار بودن (مدیون بودن) lend lend قرض دادن broker broker دلال (کارگزار، واسطه) overdrawn overdrawn اضافه برداشت شده ((چک) بی محل) 2 credit credit وام repayment repayment بازپرداخت depositor depositor سپرده گذار (صاحب حساب) adviser adviser مشاور 3 private private خصوصی (شخصی) deposit deposit …

ادامه نوشته »

گرداندن کسب و کار

لغات انگلیسی گرداندن کسب و کار 1 subsidiary subsidiary شرکت تابعه audit trail audit trail رد ممیزی (دنباله ممیزی) transact transact معامله کردن (داد و ستد) fund fund بودجه تامین کردن (پول اختصاص دادن) 2 fixed costs fixed costs هزینه های ثابت corporation corporation شرکت profit margin profit margin حاشيه …

ادامه نوشته »

کارکنان یک شرکت

لغات انگلیسی کارکنان یک شرکت 1 CEO CEO مدیر عامل (مدیر ارشد اجرایی) agent agent نماینده businessman businessman تاجر (بازاری، صاحب کسب و کار) proprietor proprietor مالک 2 bookkeeper bookkeeper دفتردار (حسابدار) chairman chairman رئیس tycoon tycoon غول (سرمایه دار مهم) leader leader رهبر 3 service provider service provider (شرکت) …

ادامه نوشته »

معاملات تجاری

لغات انگلیسی مربوط به معاملات تجاری 1 proposal proposal پیشنهاد (طرح) bargaining power bargaining power قدرت چانه زدن table table میز (مذاکرات) pull out pull out توقف کردن (منتفی کردن) 2 offer offer پیشنهاد takeover takeover تصاحب approach approach پیشنهاد (همکاری، معامله) (درخواست دادن) bid bid پیشنهاد (قیمت) (درخواست) 3 …

ادامه نوشته »
Call Now Button