احساسات

خستگی

لغات انگلیسی خستگی 1 bleary bleary پف‌کرده (چشم) bleary-eyed bleary-eyed خسته و با چشمانی پف‌کرده یا قرمز broken broken درمانده (به علت دشواری یا بیماری) (خسته و ناتوان، درهم‌شکسته) burnout burnout فرسودگی (خستگی، زدگی) 2 careworn careworn خسته و مضطرب (خسته و نگران) comatose comatose به شدت خسته dead beat …

ادامه نوشته »

تشنگی

لغات انگلیسی تشنگی 1 chug chug یک‌نفس نوشیدن (سر کشیدن) down down سریع نوشیدن (سریع خوردن) dry dry تشنه glug down glug down سریع قورت دادن (نوشیدنی) (سریع نوشیدن) 2 knock back knock back (سریع) نوشیدن (سر کشیدن) parched parched به شدت تشنه quench quench فرو نشاندن (ارضا کردن، تسکین …

ادامه نوشته »

گرسنگی

لغات انگلیسی گرسنگی 1 blowout blowout وعده غذای مفصل (شکم‌چرانی) chomp chomp با سر و صدا جویدن (غذا) (با سر و صدا غذا خوردن ، با صدا گاز زدن) demolish demolish سریع خوردن (بلعیدن، با سرعت تمام کردن (غذا)) devour devour با ولع خوردن (با ولع بلعیدن، فرو بردن) 2 …

ادامه نوشته »

ناراحتی

لغات انگلیسی ناراحتی 1 alone alone تنها be cast down be cast down اندوهگین بودن (غمگین بودن، ناراحت و مایوس بودن) bereft bereft تنها و غمگین (به علت از دست دادن کسی یا چیزی) bitter bitter عصبانی (خشمگین، ناراحت) 2 blue blue محزون (غمگین) brooding brooding غمگین و رمزآلود broody …

ادامه نوشته »

تعجب

لغات انگلیسی تعجب 1 agape agape کاملا باز (اشاره به دهان به دلیل حیرت) (گشوده) aghast aghast مبهوت (حیرت‌زده، متعجب) amaze amaze شگفت‌زده کردن (متعجب کردن) amazed amazed متحیر (شگفت‌زده، حیرت‌زده) 2 amazement amazement شگفتی (حیرت) astonish astonish متعجب ساختن (متحیر کردن) astonished astonished متحیر (حیرت‌زده، متعجب) astonishment astonishment حیرت …

ادامه نوشته »

ابراز علاقه

لغات انگلیسی ابراز علاقه 1 absorbed in something absorbed in something غرق در چیزی بودن absorption absorption شیفتگی (مجذوبیت) addict addict معتاد addicted addicted معتاد 2 agog agog مشتاق (بی‌قرار، هیجان‌زده) catch one’s breath catch one’s breath نفس خود را حبس کردن (از روی ترس یا حیرت) busybody busybody آدم …

ادامه نوشته »

عشق

لغات انگیسی عشق 1 adoration adoration محبت (علاقه، ستایش) adore adore (خیلی) دوست داشتن (عشق ورزیدن، پرستیدن) adoring adoring مهربان (بامحبت، باعاطفه) affair affair رابطه‌ی نامشروع (جنسی) 2 affection affection محبت (علاقه) affectionate affectionate مهربان (پرمهر و محبت) amorous amorous عاشقانه (وابسته به رابطه جنسی) amour amour رابطه جنسی نامشروع …

ادامه نوشته »

تنهایی

لغات انگلیسی تنهایی 1 adrift adrift بی‌هدف (آدم) (سرگردان) alone alone تنها bereft bereft تنها و غمگین (به علت از دست دادن کسی یا چیزی) break break درهم شکستن (از هم پاشاندن) 2 desolate desolate درمانده (تنها و اندوهگین، فلاکت‌زده) desolation desolation درماندگی (فلاکت، غم و اندوه، تنهایی) forlorn forlorn …

ادامه نوشته »

خوشحالی

لغات انگلیسی خوشحالی 1 walk on air walk on air شادمان بودن (مشعوف بودن، خوشحال بودن) beam beam با شادی خندیدن (لبخندی پهن بر لب داشتن) belong belong متعلق بودن (تعلق داشتن) blissful blissful خوشبخت (مسرور، (بسیار) شادمان) 2 blithe blithe مسرور (شاد، مشعوف) bloom bloom رنگ و رو باز …

ادامه نوشته »

ترس

لغات انگلیسی ترس 1 afraid afraid ترسیده alarm alarm هراس (دلهره) alarmed alarmed مضطرب (دلواپس) anxiety anxiety اضطراب (نگرانی، دلواپسی) 2 apprehension apprehension بازداشت apprehensive apprehensive دلواپس (نگران، بیم‌ناک) awe awe حیرت (آمیخته با ترس و احترام) (شگفتی) blanch blanch سفید شدن (از ترس یا اضطراب) (رنگ پریده شدن) 3 …

ادامه نوشته »
Call Now Button