تروریسم

لغات انگلیسی تروریسم

1

alert

alert

هشدار دادن (خبر دادن)

alert

alert

هشدار (اعلام خطر، آژیر)

ambush

ambush

کمین

ambush

ambush

کمین کردن (غافلگیرانه حمله کردن)
2

anarchism

anarchism

اقتدارگریزی (آنارشیسم، نظام سیاسی بدون دولت)

anarchist

anarchist

دولت ستیز (مخالف وجود هر نوع دولت و نظام حاکم)

assassin

assassin

آدمکش (قاتل)

assassinate

assassinate

ترور کردن (سیاسی) (به قتل رساندن)
3

blow up

blow up

منفجر کردن (منفجر شدن)

casualty

casualty

کشته (زخمی، تلفات (جمع))

chaos

chaos

هرج و مرج (آشفتگی)

civilian

civilian

(فرد) غیر نظامی
4

clandestine

clandestine

مخفی (پنهانی)

conspiracy

conspiracy

توطئه (دسیسه)

conspire

conspire

توطئه کردن

counterterrorism

counterterrorism

ضدتروریسم
5

damage

damage

صدمه (آسیب)

damage

damage

آسیب رساندن (صدمه زدن، خراب کردن)

danger

danger

خطر

dangerous

dangerous

خطرناک
6

detonate

detonate

منفجر شدن

ecoterrorism

ecoterrorism

تروریسم محیط زیست (عمل خشونت‌آمیز هواخواهان محیط زیست)

evacuate

evacuate

تخلیه کردن

execute

execute

اعدام کردن
7

execution

execution

اعدام

explode

explode

منفجر کردن

explosion

explosion

انفجار

explosive

explosive

ماده منفجره
8

explosive

explosive

انفجاری (قابل انفجار)

extremism

extremism

افراط‌گرایی

faction

faction

جناح (باند، دسته)

fanatic

fanatic

(فرد) متعصب (افراطی، تندرو)
9

fatality

fatality

مرگ و میر (تلفات، کشته‌شده، کشته)

freedom fighter

freedom fighter

مبارز آزادی (مبارز علیه دولت جور)

guerrilla

guerrilla

چریک (پارتیزان)

hijack

hijack

دزدیدن (هواپیما، کشتی یا وسیله نقلیه)
10

hijacker

hijacker

سارق (دزد)

hostage

hostage

گروگان

infiltrate

infiltrate

نفوذ کردن (رخنه کردن)

intercept

intercept

جلو گیری کردن (حائل شدن، قطع کردن)
11

negotiate

negotiate

مذاکره کردن (گفتگو کردن)

negotiation

negotiation

مذاکره

oppress

oppress

ستم کردن (ظلم کردن، سرکوب کردن)

premeditated

premeditated

از پیش برنامه‌ریزی شده (عمدی)
12

radical

radical

افراطی (تندرو، افراط‌گرایانه)

radical

radical

تندرو (افراط‌گرا، رادیکال)

rendition

rendition

استرداد (توقیف)

reprisal

reprisal

تلافی (انتقام، جبران)
13

rescue

rescue

نجات

rescue

rescue

نجات دادن

spy

spy

جاسوس

spy

spy

جاسوسی کردن (جاسوس بودن)
14

subversive

subversive

توطئه‌گرانه (ویرانگر)

suppress

suppress

سرکوب کردن (شکست دادن)

surveillance

surveillance

مراقبت (نظارت)

suspect

suspect

شک داشتن (مشکوک بودن به، حدس زدن)
15

suspect

suspect

مظنون

suspect

suspect

مشکوک (شک‌برانگیز، نامطمئن)

terrorism

terrorism

تروریسم (ایجاد ترس و وحشت در مردم)

terrorist

terrorist

تروریست (تروریستی)
16

tip-off

tip-off

اطلاع رسانی مردمی (خبر محرمانه)

torture

torture

شکنجه

torture

torture

شکنجه کردن

underground

underground

زیرزمینی (مخفیانه، غیرقانونی)
17

underground

underground

سازمان مخفی ضددولتی

vengeance

vengeance

انتقام (خونخواهی)

violence

violence

خشونت (خشونت آمیز، آشوب)

zealot

zealot

(آدم) متعصب (مجاهد)

همچنین ببینید

نیروی دریایی

لغات انگلیسی نیروی دریایی 1 able seaman able seaman ناوی (نیروی دریایی) admiral admiral دریاسالار …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Call Now Button