تماشای تلویزیون

دسته بندی ها : رسانه 21 بهمن 1398 تیم زبان رمزی 45 بازدید

لغات انگلیسی تماشای تلوزیون

1

antenna

antenna

آنتن (اتومبیل، رادیو و ...)

armchair

armchair

مبل راحتی (صندلی دسته‌دار)

the box

the box

تلویزیون

cathode ray tube

cathode ray tube

لامپ پرتوی کاتدی
2

channel-hop

channel-hop

از این شبکه به آن شبکه کردن (تلویزیون) (مدام شبکه را عوض کردن)

contrast

contrast

تضاد (کنتراست)

couch potato

couch potato

معتاد به تلویزیون

digital television

digital television

تلویزیون دیجیتال
3

distance learning

distance learning

آموزش از راه دور

feed

feed

برنامه‌های ارسالی از ایستگاه مرکزی فید

flat-screen

flat-screen

صفحه مسطح (صفحه تخت)

goggle-box

goggle-box

تلویزیون
4

HD

HD

اچ‌دی (کیفیت بالا)

HDTV

HDTV

تلویزیون اچ‌دی (تلویزیون وضوح‌بالا)

home cinema

home cinema

سینمای خانگی

home theater

home theater

سینمای خانگی (نمایش خانگی)
5

image

image

تصویر (تصور، ایماژ)

knob

knob

دسته (تنظیم صدا) (شیر (گاز)، اهرم)

living room

living room

اتاق نشیمن (هال)

monitor

monitor

نمایشگر (مانیتور)
6

multichannel

multichannel

چندکاناله (چندشبکه)

parental controls

parental controls

کنترل والدین

pay-per-view

pay-per-view

تماشای پولی

pay TV

pay TV

تلویزیون پولی (شبکه پولی)
7

picture

picture

تصویر (عکس)

plasma screen

plasma screen

نمایشگر پلاسما (تلویزیون و رایانه)

plasma TV

plasma TV

تلویزیون پلاسما

portable

portable

قابل انتقال (قابل حمل)
8

portable

portable

دستگاه قابل حمل (تلویزیون، رادیو و ...)

receiver

receiver

گیرنده

remote control

remote control

کنترل (تلویزیون و ...)

satellite

satellite

ماهواره
9

satellite dish

satellite dish

دیش ماهواره

Scart

Scart

اسکارت (رابط اسکارت)

screen

screen

صفحه نمایش

set-top box

set-top box

دستگاه گیرنده دیجیتال تلویزیون
10

signal

signal

سیگنال (رادیو، تلویزیون و ...) (آنتن (گوشی موبایل))

square eyes

square eyes

چهارچشم (عشق تلویزیون)

surfing

surfing

جستجو در اینترنت (مدام شبکه را عوض کردن (تلویزیون))

television

television

تلویزیون
11

telly

telly

تلویزیون

tube

tube

تلویزیون

tune

tune

تنظیم کردن

tune in

tune in

گوش دادن (به رادیو) (تلویزیون تماشا کردن)
12

tuner

tuner

دستگاه تنظیم‌کننده امواجی رادیویی

TV

TV

لویزیون

view

view

دیدن (تماشا کردن، بازبینی کردن)

viewer

viewer

بیننده
13

viewership

viewership

آمار بینندگان (شبکه یا برنامه تلویزیونی) (نوع بینندگان)

volume

volume

بلندی صدا

watch

watch

تماشا کردن (نگاه کردن)

widescreen

widescreen

با صفحه نمایش پهن (دارای صفحه نمایش عریض)
14

zap

zap

با کنترل شبکه‌های تلویزیونی را سریع عوض کردن

به این محتوا چه امتیازی می دهید؟ 0 نظر

1 0
تماشای تلویزیون
تیم زبان رمزی

راه آسان‌تری برای ارتباط با کاربران‌مان پیدا کرده‌ایم :) عضویت در کانال

مطالب زیر را حتما بخوانید:

برای اطلاع از پاسخ نظرات خود، ایمیل خود را صحیح وارد نمایید.

نظرات کاربران

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    لینک کوتاه :

    دانلود کتاب 504 واژه کاملا ضروری در پنج ساعت به شیوه wordclip

    [لینک دانلود بلافاصله به ایمیل شما ارسال خواهد شد.]
    ارسال
    تنها چند ثانیه تا دانلود این کتاب ارزشمند فاصله دارید.
    close-link
    0