لغات 1100 – هفته 17

.توجه 1: جهت شنیدن تلفظ های صوتی حتما از مرورگر گوگل کروم استفاده کنید

.توجه 2:دراین ویرایش جدید 1100 هر هفته شامل 4 روز می باشد که هر روز آن 5 لغت را پوشش می دهد

هفته هفدهم روز اول

 

1 perpetrate /ˈpɜːpɪtreɪt/

مرتکب شدن، مرتکب کردن، مقصر بودن

Syn: commit

 

He has perpetrated a great mistake in his life.

او در زندگی خود مرتکب یک اشتباه بزرگ شده است.

2 consummate /kənˈsʌmət/

به پایان رساندن، انجام دادن، عروسی کردن، به وصال رسیدن، رسیده، تمام وکمال، به حد کمال

Syn: complete , of the highest degree

 

I’ve got a consummate set of Shakespeare’s plays.

مجموعه کاملی از نمایش های شکسپیر را دارم.

3 subterfuge /ˈsʌbtəfjuːdʒ/

طفره، گریز، طفره زنی، اختفا ، عذر، بهانه

Syn: h

 

S

ا

4 concoct /kənˈkɒkt/

درست کردن، جعل کردن، اختراع کردن، ترکیب کردن، پختن، گواریدن

Syn: devise

 

It was necessary for the interloper to concoct a convincing story in order to gain access to the exhibit.

برای فردِ مزاحم،درست کردنِ داستانی متقاعد کننده لازم بود تا بتواند به نمایش دسترسی پیدا کند.

5 fallacious /fəˈleɪʃəs/

غلط، سفسطه آمیز

Syn: misleading

 

It is fallacious to say that two plus two equals five.

گفتنِ اینکه دو به علاوه دو مساوی پنج می شود نادرست/غلط است.


هفته هفدهم روز دوم

1 manifold /ˈmænɪfəʊld/

چند تا، چند برابر، بسیار، زیاد، متعدد، گوناگونی، متنوع کردن، چند برابرکردن

Syn: many

 

He writes a lot of letters because he has manifold friends.

ا او تعدادِ زیادی نامه می نویسد زیرا دوستانِ متعددی دارد.

2 assiduous /əˈsɪdjuəs/

دارای پشتکار، ساعی، مواظب

Syn: hard-working

 

The student has been assiduous in his lessons.

ا دانش آموز در درس هایش سختکوش بوده است.

3 impeccable /ɪmˈpekəbl̩/

بی عیب و نقص

Syn: faultless , consummate

 

I think her daughter is impeccable.

فکر میکنم دخترِ او بی گناه است.

4 fraught /frɔːt/

پر، مملو، دارا، همراه، ملازم، بار شده ، بار، کرایه، بار کردن

Syn: filled , replete

 

Mary joon is fraught with feelings.

ماری جون پر از احساسات است.

5 resourceful /rɪˈzɔːsfəl/

کاردان، پر مایه و مبتکر

Syn: talented

 

Anderson was a resourceful student.

اندرسون یک دانش آموزِ مبتکر بود.


هفته هفدهم روز سوم

1 murky /ˈmɜːki/

تیره

Syn: dark , obscure

 

It gets murky very early in the winter.

هوا در زمستان خیلی زود تاریک می شود.

2 component /kəmˈpəʊnənt/

مولفه، اجزا ، ترکیب کننده، ترکیب دهنده، جز

Syn: element

 

A good motion picture producer should be skilled in all the manifold components of film-making.

یک فیلم سازِ خوب باید در تمامِ بخش های گوناگونِ فیلم سازی ماهر باشد

3 hoax /həʊks/

شوخی فریب آمیز، گول زدن، دست انداختن

Syn: deception

 

The practical joker had the temerity to perpetrate a hoax upon the Dean of Boys.

فردِ کلک باز این جسارت را داشت که به مدیرِ مدیرِ پسرها کلک بزند.

4 labyrinth /ˈlæbərɪnθ/

شکنج، لابیرنت، دخمه پرپیچ وخم، ماز، پلکان مارپیچ، (مجازا) پیچیدگی، چیز بغرنج

Syn: maze

 

The rats must go a labyrinth path.

موش ها باید یک مسیرِ پیچ در پیچ را طی کنند.

5 evaluate /ɪˈvæljʊeɪt/

ارزیابی کردن، تقویم کردن، قیمت کردن، سنجیدن، چیزی را معین کردن

Syn: appraise , find the value of

 

Can you evaluate how much the holiday will cost?

ا آیا شما می توانید ارزیابی کنید که تعطیلات چقدر هزینه بر خواهد بود؟


هفته هفدهم روز چهارم

1 exult /ɪɡˈzʌlt/

جست وخیزکردن، به وجد وطرب آمدن، خوشی کردن، شادی کردن، وجدکردن

Syn: rejoice greatly

 

When Osama Bin Ladan was killed, our people had reason to exult.

ا وقتی اسامه بن لادن کشته شد،مردمِ ما برای شادی کردن دلیل داشتند.

2 attest /əˈtest/

گواهی دادن ، شهادت دادن، سوگند یاد کردن، تصدیق امضا کردن

Syn: certify

 

Please write and attest the date of your arrival.

لطفا تاریخ ورودتان رو بنویسید و تصدیق کنید.

3 gullible /ˈɡʌlɪbl̩/

گول خور

Syn: easily cheated or fooled

 

That girl is very gullible and everyone can cheat her.

آن دختر بسیار ساده لوح است و همه می توانند او را گول بزنند.

4 deploy /dɪˈploɪ/

گسترش، جبهه، گسترش یافتن، بحالت صف درآوردن، قراردادن قشون

Syn: position

 

The soldiers deployed against the enemy.

سربازان در مقابلِ دشمن ردیف شدند.

5 enigma /ɪˈnɪɡmə/

معما، چیستان، لغز، رمز، بیان مبهم

Syn: riddle

 

Tim’s ilness was an enigma for his doctors.

بیماریِ تیم معمایی برای دکترهایش بود.

همچنین ببینید

لغات 1100 – هفته 1

کتاب 1100 واژه که با نام تجاری 1100 واژه ای که شما نیاز دارید بدانید …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Call Now Button

دانلود کتاب 504 واژه کاملا ضروری در پنج ساعت به شیوه wordclip

[لینک دانلود بلافاصله به ایمیل شما ارسال خواهد شد.]
ارسال
تنها چند ثانیه تا دانلود این کتاب ارزشمند فاصله دارید.
close-link