هفته بیست وهشتم روز اول

 

1 vulnerable /ˈvʌlnərəbl̩/

زخم پذیر، آسیب پذیر، قابل حمله

Syn: weak , sensitive

 

She felt very vulnerable after her long illness.

او بعد از بیماری طولانی اش احساسِ آسیب پذیریِ زیادی کرد.

2 bedlam /ˈbedləm/

تیمارستان، دیوانه، وابسته به دیوانه ها یا دیوانه خانه

Syn: confusion , uproar

 

The winning team’s dressing room was a scene of bedlam.

رختکن تیم برنده صحنه ی غوغا و آشوب بود.

3 cacophony /kæˈkɒfəni/

صدای ناهنجار و خشن، بدصدایی، بدآهنگی

Syn: harsh sound

 

Electronic music is considered nothing more or less than cacophony by many.

بسیاری از مردم موسیقی الکترونیک را چیزی بیشتر از صدای ناهنجار نمی دانند.

4 exploit /ɪkˈsploɪt/

رفتار، کردار، عمل، کاربرجسته، شاهکار، بکار انداختن، استخراج کردن، استثمار کردن، استفاده کردن

Syn: utilize

 

Advertisers spend large sums to exploit the lucrative teenage market.

آگهی دهندگان مبالغ زیادی را صرف بهره برداری از بازار پرمنفعت نوجوانان می کنند.

5 propinquity /prəˈpɪŋkwɪti/

نزدیکی، خویشی، شباهت، قرابت، مجاورت

Syn: nearness in time or place

 

I don’t have any propinquity to you.

من هیچ نزدیکی/قرابتی با شما ندارم.


هفته بیست وهشتم روز دوم
 

1 disgruntled /dɪsˈɡrʌntl̩d/

ناخشنود ،ناراضی ،غرغرو،غمگین کردن

Syn: h

 

S

ا

2 infallible /ɪnˈfæləbl̩/

لغزش ناپذیر، مصون از خطا، منزه از گناه

Syn: h

 

S

ا

3 panacea /ˌpænəˈsɪə/

اکسیر، نوشدارو، علاج عام، اسقولوفندریون

Syn: h

 

S

ا

4 eradicate /ɪˈrædɪkeɪt/

ازریشه کندن ،ازبیخ کندن ،ازبیخ برآوردن،خلاص شدن از

Syn: h

 

S

ا

5 impede /ɪmˈpiːd/

بازداشتن، مانع شدن، ممانعت کردن

Syn: h

 

S

ا


هفته بیست وهشتم روز سوم

 

1 sedate /sɪˈdeɪt/

آرام، ملایم، متین، موقر، جدی، تسکین دهنده

Syn: h

 

S

ا

2 equanimity /ˌekwəˈnɪmɪti/

متانت، خودداری، ملایمت، آرامی، قرار، قضاوت منصفانه، تعادل فکری، انصاف، عدالت

Syn: h

 

S

ا

3 compatible /kəmˈpætəbl̩/

سازگار، موافق، دمساز، جور،همساز

Syn: h

 

S

ا

4 serenity /sɪˈrenɪti/

آرامش، بی سر وصدایی، صافی، صفا، وقار

Syn: h

 

S

ا

5 revere /rɪˈvɪə/

حرمت کردن، احترام گذارندن، حرمت، احترام

Syn: h

 

S

ا


هفته بیست وهشتم روز چهارم

 

1 irrational /ɪˈræʃn̩əl/

غیر عقلانی، نامعقول، غیر منطقی، بی معنی

Syn: h

 

S

ا

2 avarice /ˈævərɪs/

زیاده جویی، از، حرص، طمع

Syn: h

 

S

ا

3 insatiable /ɪnˈseɪʃəbl̩/

سیر نشدنی

Syn: h

 

S

ا

4 nadir /ˈneɪdɪə/

نظیرالسمت، حضیض، ذلت، سمت القدم

Syn: h

 

S

ا

5 moribund /ˈmɒrɪbʌnd/

درحال نزع، در سکرات موت، روبه مرگ

Syn: h

 

S

ا

Call Now Button

دانلود کتاب 504 واژه کاملا ضروری در پنج ساعت به شیوه wordclip

[لینک دانلود بلافاصله به ایمیل شما ارسال خواهد شد.]
ارسال
تنها چند ثانیه تا دانلود این کتاب ارزشمند فاصله دارید.
close-link