لغات 1100 – هفته 31

.توجه 1: جهت شنیدن تلفظ های صوتی حتما از مرورگر گوگل کروم استفاده کنید

.توجه 2:دراین ویرایش جدید 1100 هر هفته شامل 4 روز می باشد که هر روز آن 5 لغت را پوشش می دهد

هفته سی و یکم روز اول

1 heresy /ˈherəsi/

کفر، ارتداد، الحاد، بدعتکاری، فرقه، مسلک خاص

Syn: unbelief , lack of faith

هم آوا : حرصی
زبان رمزی : بعضی از آدم های حرصی کفر میگن و مسلک خاصی دارند.

The people hated him for heresy.

مردم از او به خاطر ارتداد(خروج از دین) نفرت داشتند.

2 prudent /ˈpruːdnt/

محتاط، از روی احتیاط

Syn: wise , cautious

هم آوا : پُر رودت
زبان رمزی : وقتی پُر رودت با احتیاط غذا بخور.

It was very prudent of you to call the police when you saw the accident.

تلفن کردن به پلیس هنگام رویت تصادف کار عاقلانه ای بود.

3 ostensible /ɒˈstensəbl̩/

نمایان، ظاهر، قابل نمایش، صوری

Syn: seeming

هم آوا : آستین سیبیل
زبان رمزی : اون خیلی ظاهر و نمایان سیبیلاش رو با آستینش تمیز کرد.

While the ostensible enemy was the opposition leader,the main purpose of this rash behavior was the eradication of all opponents.

گرچه دشمن ظاهری رهبر مخالفان بود،اما هدف اصلی این رفتار تند از بین بردن همه ی رقبا بود.

4 fervid /ˈfɜːvɪd/

سوزان، مشتاق

Syn: intense , passionate

هم آوا : فِر ویدا
زبان رمزی : فِر ویدا گرماش خیلی سوزانه و من مشتاقم اون رو از نزدیک ببینم.

The teacher knew that his student is fervid to learning.

معلم می دانست که دانش آموزش مشتاق یادگیری است.

5 spurious /ˈspjʊərɪəs/

قلب، بدلی، بدل، جعلی، الکی، نادرست، حرامزاده

Syn: fake , specious

هم آوا : اسی پاریس
زبان رمزی : وقتی به عمو پنجعلی تو سریال پایتخت بگی اسی پاریسه بهت چی میگه؟ میگه الکی میگی.

The police said that your certification is spurious.

پلیس گفت که گواهینامه ی شما جعلی است.


هفته سی و یکم روز دوم

1 propagate /ˈprɒpəɡeɪt/

گستردن، (بوسیله تولید مثل) تکثیر کردن، زیاد کردن،پروردن، قلمه زدن، منتشرکردن، انتشار دادن

Syn: spread

هم آوا : پر پاکت
زبان رمزی : اون وقتی میخواد یه درختی رو قلمه بزنه و میوه هاش رو زیاد کنه نوک تمام شاخه هارو پر از پاکت میکنه.

The publisher propagated that book and many people bought it.

ناشر آن کتاب را ترویج داد و افراد زیادی آن را خریدند.

2 anomaly /əˈnɒməli/

خلاف قاعده، غیر متعارف، بی ترتیب

Syn: irregularity

هم آوا : آنو مالی
زبان رمزی : آزمایش آنو مالی یه آزمایش غیر متعارف و خلاف قاعده است.

Siamese twins are considered a birth anomaly.

دوقلوهای به هم چسبیده به عنوان یک نابهنجاری در تولد محسوب می شود.

3 innocuous /ɪˈnɒkjʊəs/

بی ضرر

Syn: harmless

هم آوا : این آیکیو اس
زبان رمزی : یک اصفهانی رو در نظر بگیرید که میگه این آیکیو اس هیچ ضرری به کسی نمیرسونه.

The doctor said that this medicine is innocuous.

دکتر گفت که این دارو بی ضرر است.

4 surfeit /ˈsɜːfɪt/

پرخوردن، زیاده روی، امتلا

Syn: excess

هم آوا : سرفه ات
زبان رمزی : اگر پرخوری کنی و زیاده روی کنی تو غذا خوردن سرفت میگیره.

When can we expect a respite from the surfeit of TV commercials?

ما چه هنگام می توانیم این انتظار را داشته باشیم که از تعداد زیاد آگهی های بازرگانی، فرصتی برای نفس کشیدن داشته باشیم؟

5 milieu /ˈmiːljɜː/

محیط، اجتماع، قلمرو، دور وبر، اطراف

Syn: environment

هم آوا : میلیونر
زبان رمزی : وقتی میلیونر بشی میتونی خونه هایی بخری که محیط بزرگتری داشته باشه.

The children need a happy milieu home.

بچه ها در خانه به محیطی شاد نیاز دارند.


هفته سی و یکم روز سوم

1 strident /ˈstraɪdnt/

گوش خراش، دارای صدای مزاحم

Syn: shrill , harsh , rough

هم آوا : استییو دِنت(دانش آموز)
زبان رمزی : استییو دِنت صدای گوش خراشی داشت.

Her strident voice added to the bedlam.

صدای گوشخراش او آشوب را افزایش داد.

2 concomitant /kənˈkɒmɪtənt/

همراه، ملازم، پیوسته

Syn: accompanying

هم آوا : کان کمیته
زبان رمزی : اولیور کان همیشه کمیته ای همراه خودش داشت.

There are many concomitant dangers to obesity.

خطرهای مرتبط زیادی با چاقی وجود دارند.

3 lassitude /ˈlæsɪtjuːd/

سستی، سستی تب، تب سبک، رخوت، خماری، بی میلی

Syn: weariness , fatigue

هم آوا : چه قدر لاسی تو
زبان رمزی : چه قدر لاسی تو خماری و بی میلیت هم واسه همینه.

I have a feeling of lassitude in my legs.

در پاهایم احساس رخوت و سستی می کنم.

4 deleterious /ˌdelɪˈtɪərɪəs/

زیان آور، آسیب رسان

Syn: harmful , bad

هم آوا : دیلیت رئیس
زبان رمزی : دیلیت رئیس از این شرکت میتونه خیلی زیان آور و آسیب رسان باشه.

The gist of the report was that smoking will have a deleterious effect on health.

لبِ مطلب/جانِ کلامِ گزارش این بود که سیگار کشیدن تاثیر زیان آوری بر سلامتی خواهد گذاشت.

5 efficacy /ˈefɪkəsi/

اثر، تاثیر، سودمندی، درجه تاثیر

Syn: power to produce an effect

هم آوا : افی کسی
زبان رمزی : افی اینو بدون همیشه کسی با کسی دوست میشه که براش سودمند باشه.

The efficacy of new drugs cannot be determined without a plethora of evidence.

بدون شواهد زیاد نمی توان تاثیر داروهای جدید را تعیین کرد.


هفته سی و یکم روز چهارم

1 dissent /dɪˈsent/

اختلاف عقیده داشتن، جداشدن، نفاق داشتن

Syn: disagree , differ

هم آوا : ب
زبان رمزی : ب

Two spouses dissented with each other.

دو همسر با یکدیگر اختلاف عقیده داشتند.

2 ferment /fəˈment/

ترش شدن، مخمرشدن، ور آمدن، (مجازا) برانگیزاندن، تهییج کردن، ماده مایه، جوش، خروش، اضطراب،آشوب

Syn: uproar

هم آوا : فرمانت
زبان رمزی : فرمانت باعث آشوب و نا آرامی شد.

He came across with street ferment.

او با آشوب خیابانی مواجه شد.

3 attenuate /əˈtenjuət/

رقیق کردن، نازک کردن، لاغر کردن، سبک کردن، تقلیل دادن، دقیق شدن، نازک، رقیق

Syn: weakened

هم آوا : اَتّن یوییت
زبان رمزی : اگر هر روز اتن یوییت یک چیزی بخوری لاغر میکنی و سبک تر میشی.

The strength of her appeal was attenuated by the flamboyant embellishments for which many had a strong aversion.

تزئینات زرق و برق داری که خیلی ها از آن ها شدیدا تنفر داشتند،قدرت فرجام خواهی اش را ضعیف کرد.

4 arbiter /ˈɑːbɪtə/

حکم، داوری کردن، قاضی، داور

Syn: judge

هم آوا : عربی تِر
زبان رمزی : حکم قاضی این بود که اون تو درس عربی تقلب کرده بود بنابراین اون درس عربیش رو تِر زد.

The Supreme Court is our ultimate arbiter of legality.

دیوان عالی،قاضی نهایی قانونمندی ما است.

5 incumbent /ɪnˈkʌmbənt/

متصدی، ناگزیر، لازم

Syn: necessary

هم آوا : اینکام(درآمد)
زبان رمزی : به متصدی گفت لازمه که اینکاممون(درآمدمون) رو افزایش بدیم.

It is incumbent on us to be zealous in combatting the deleterious effects of drugs.

بر ما واجب است در مبارزه علیه اثرات زیان آور مواد مخدر جدی و مشتاق باشیم.

همچنین ببینید

لغات 1100 – هفته 1

کتاب 1100 واژه که با نام تجاری 1100 واژه ای که شما نیاز دارید بدانید …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دانلود کتاب 504 واژه کاملا ضروری در پنج ساعت به شیوه wordclip

[لینک دانلود بلافاصله به ایمیل شما ارسال خواهد شد.]
ارسال
تنها چند ثانیه تا دانلود این کتاب ارزشمند فاصله دارید.
close-link