لغات 1100 – هفته 42

.توجه 1: جهت شنیدن تلفظ های صوتی حتما از مرورگر گوگل کروم استفاده کنید

.توجه 2:دراین ویرایش جدید 1100 هر هفته شامل 4 روز می باشد که هر روز آن 5 لغت را پوشش می دهد

هفته چهل و دوم روز اول

1 quandary /ˈkwɒndəri/

سرگردانی، گیجی، تحیر، حیرت، معما

Syn: doubt,perplexity,uncertainty,difficulty

هم آوا : کوهان داری
زبان رمزی : ای شتر تو کوهان داریو توی بیابان سرگردانی.

I’ve had two job offers, and I,m in a real quandary about which one to accept.

دو پیشنهاد کاری دارم و من واقعا بلاتکلیفم کدامیک را قبول کنم.

2 callous /ˈkæləs/

پینه بسته، کبره بسته، بی عاطفی سنگدل، سنگدلانه

Syn: insensitive,hard-hearted,cruel

هم آوا : روبرتو کارلوس
زبان رمزی : روبرتو کارلوس خیلی بی حس و سنگدل به نظر میرسه.

It might sound callous, but i don’t care if he’s homeless.

ممکن است به نظر سنگدلانه به نظر برسد ولی من اهمیت نمی دهم او بی خانمان است.

3 expedient /ɪkˈspiːdɪənt/

مقتضی، مصلحت، مناسب، تهورآمیز

Syn: suitable,propitious,advisable

هم آوا : اکسپی دینو زندگیته
زبان رمزی : عجیبه که ویندوز اکسپی دین و زندگیت شده مصلحت نیست از این ویندوز استفاده کنی.

It might be expedient not to pay him until the work is finished.

مناسب اینست که تا زمانیکه کارش تمام نشده، پولی به او پرداخت نکنیم.

4 negligible /ˈneɡlɪdʒəbl̩/

ناچیز، جزئی، بی اهمیت، قابل فراموشی

Syn: trivial,trifling,minor,petty,small

هم آوا : ناقابل
زبان رمزی : این خیلی جزئی و بی اهمیت و ناقابله اما قابل فراموشی نیست.

My knowledge of German is negligible.

دانش من نسبت به زبان آلمانی،کم است.

5 blase /ˈblɑːzeɪ/

بیزار از عشرت در اثر افراط درخوشی

Syn: apathetic,uninterested,indifferent

هم آوا : بلا زیست
زبان رمزی : بلا زیست بومِ کسایی رو که تو خشکی افراط کنند بر میداره.

He flies first class so often, he’s become blase about it.

آنقدر با هواپیمای درجه یک پرواز دارد که از آن دلزده شده است.


هفته چهل و دوم روز دوم

1 ennui /ɒnˈwiː/

بیزاری، دلتنگی، ملالت، خستگی

Syn: lethargy,lassitude,boredom

هم آوا : ب
زبان رمزی : ب

The whole country seems to be affected by the ennui of winter.

به نظر می رسد که کل کشور تحت تاثیر ملال و کسالت زمستان قرار گرفته است.

2 comely /ˈkʌmli/

خوبرو، خوش آیند، خوش منظر

Syn: attractive,pretty,beautiful

هم آوا : کاملی
زبان رمزی : تو خیلی خوش منظر و خوبرو هستی و در خوشگلی کاملی.

She was a quiet and comely girl.

دختری آرام و ملیح بود.

3 frenetic /frəˈnetɪk/

دیوانه، شوریده، بی امان، عنان گسیخته

Syn: panic-stricken,wild,hysterical

هم آوا : ب
زبان رمزی : ب

After weeks of frenetic activity, the job was finally finished.

پس از هفته ها فعالیت بی امان، سر انجام آن کار به پایان رسید.

4 artifice /ˈɑːtɪfɪs/

استادی، مهارت، هنر، اختراع، نیرنگ، تزویر، تصنع

Syn: cunning,deceit,trickery.

هم آوا : آردی فیس
زبان رمزی : اون روی آردی فیست رو کشید اون استاد نقاشیه.

They furtively employed every king of artifice to be able to meet.

آنها یواشکی از هر نیرنگی استفاده کردند تا بتوانند همدیگر را ببینند.

5 diversity /daɪˈvɜːsɪti/

تنوع، گوناگونی، تفاوت

Syn: diverseness,variety;difference,dissimilarity

هم آوا : دیوار سیتی(شهر)
زبان رمزی : برای تنوع روی دیوار شهر نقاشی های گوناگون و متفاوتی کشیده شده.

There is a wide diversity of opinion on the question of unilateral disarmament.

تعدد عقاید زیادی راجع به مسئله خلع سلاح یکجانبه وجود دارد.


هفته چهل و دوم روز سوم

1 qualm /kwɑːm/

حالت تهوع، عدم اطمینان، بیم، تردید، ناخوشی همه جاگیر

Syn: remorse,scruple,compunction

هم آوا : کلم
زبان رمزی : وقتی کلم میخوره حالت تهوع میگیره جوری من تردید دارم نکنه از دست بره.

She had no qualm about lying to the police

ا او هیچ دغدغه خاطری برای دروغ گفتن به پلیس نداشت.

2 expurgate /ˈekspəɡeɪt/

تطهیر کردن، حذف کردن، تصفیه اخلاقی کردن

Syn: censor,clean up,purify

هم آوا : ب
زبان رمزی : ب

The book was expurgated to make it suitable for children.

برای مناسب سازی کتاب برای کودکان، کتاب مورد سانسور قرار گرفت.

3 begrudge /bɪˈɡrʌdʒ/

غرولند کردن، غبطه خوردن، مضایقه کردن

Syn: envy,grudge;give unwillingly

هم آوا : بی گاراژ
زبان رمزی : از وقتی بی گاراژ شدم به همه اوناهایی که گاراژ دارند غبطه میخورم.

I don’t begrudge him his freedom

من حسرت آزادی او را نمی خورم.

4 artless /ˈɑːtləs/

بی هنر، بی صنعت، ساده، بی تزویر، غیر صنعتی

Syn: simple,childlike,naive,innocent

هم آوا : ندارد.
زبان رمزی : ندارد.

A successful TV program can be built about the artless comments of very young children.

برنامه تلویزیونی موفقی می توان راجع به حرف های بی آلایش کودکان ساخت.

5 gratuity /ɡrəˈtjuːɪti/

پاداش، انعام، التفات، سپاسگزاری، رایگانی

Syn: tip;fringe benefit

هم آوا : ب
زبان رمزی : ب

The guides sometimes receive gratuities from the tourists.

برخی اوقات راهنمایان تور از توریست ها انعام می گیرند.


هفته چهل و دوم روز چهارم

1 manifest /ˈmænɪfest/

بازنمود کردن، بارز، اشکار، اشکار ساختن، معلوم کردن، فاش کردن، اشاره، خبر، اعلامیه، بیانیه، نامه

Syn: clear,apparent,obvious

هم آوا : مانی فست فود
زبان رمزی : مانی اشاره کرد که یک فست فود زده و به من گفت که میتونی اونجا بیای تا راز دوستت رو برات فاش کنم.

There may be unrecognized cases of manifest failure of the policies.

ممکن است موارد ناشناخته ای از شکست واضح خط مشی ها وجود داشته باشد.

2 delve /delve/

حفرکردن زمین، سوراخ کردن، گودی، حفره، کاوش کردن

Syn: dig into;investigate,look into,examine

هم آوا : دلو قلوه
زبان رمزی : زمین رو سوراخ کن و یه گودی بکن تا بتونی دل و قلوه هارو اونجا چال کنی.

She delved into her pocket to find some change.

برای پیدا کردن پول خرد، جیبش را گشت.

3 capricious /kəˈprɪʃəs/

هوس باز، دمدمی مزاج، بوالهوس

Syn: impulsive,freekish,whimsical

هم آوا : کبرا و شیث
زبان رمزی : کبرا و شیث آدم های هوس باز و دمدمی مزاج هستند.

He was a cruel and capricious tyrant.

مستبدی ظالم و هوسباز بود.

4 requisite /ˈrekwɪzɪt/

بایسته، شرط لازم، لازمه، احتیاج، چیز ضروری

Syn: need,want,precondition,requirement

هم آوا : ریکو ایز ایت
زبان رمزی : معلم وقتی فهمید همه مون تقلب کردیم گفت لازمه دوبراه ازتون کوییز بگیرم (ریکو ایز ایت).

He lacked the requisite skills for the job.

او فاقد مهارت های مورد نیاز برای آن کار بود.

5 replenish /rɪˈplenɪʃ/

دوباره پر کردن، ذخیره تازه دادن، باز پر کردن

Syn: refill,fill up,recharge,renew

هم آوا : ب
زبان رمزی : ب

Food stockes were replenished by imports from china.

ذخایر غذایی توسط واردات از چین،دوباره جایگزین می شود.

همچنین ببینید

لغات 1100 – هفته 1

کتاب 1100 واژه که با نام تجاری 1100 واژه ای که شما نیاز دارید بدانید …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دانلود کتاب 504 واژه کاملا ضروری در پنج ساعت به شیوه wordclip

[لینک دانلود بلافاصله به ایمیل شما ارسال خواهد شد.]
ارسال
تنها چند ثانیه تا دانلود این کتاب ارزشمند فاصله دارید.
close-link