آموزش درس 12 کتاب 504 واژه ضروری زبان انگلیسی

دسته بندی ها : 504 واژه, اعضای الماسی 6 آبان 1395 مرتضی جوان 81 بازدید


Ignite ɪgˈnaɪt

Set on fire

مشتعل کردن

Spark plugs ignite in an automobile engine.

شمع های داخل موتور اتومبیل محترق می شوند.

One match can ignite an entire forest.

یک کبریت می تواند تمام یک جنگل را به آتش بکشد.

A careless remark helped to ignite the conflict between the brothers and the sisters.

یک گفته بی دقت به شعله ور شدن درگیری بین خواهرها و برادرها کمک نمود.



Abolish əˈbɑːˌlɪʃ

Do away with completely; put an end to

کاملا رهاشدن از، خاتمه دادن به

The death penalty has recently been abolished in our state.

اعدام اخیراً در ایالت ما منسوخ شده است.

We abolished numerous laws that didn’t serve any purpose in this decade.

در این دهه قوانین زیادی را لغو کردیم که هیچ کاربردی نداشت.

My school has abolished final exams altogether.

مدرسه ما امتحانات نهایی را کلاً لغو نموده است.



Urban ˈɜːrbən

Of or having to do with cities or towns

از شهر یا مربوط به شهر

Many businesses open offices in urban areas.

بسیاری از موسسات تجاری در مناطق شهری دفتر می زنند.

I plan to exchange my urban location to a rural one.

قصد دارم مکان شهری خود را با یک مکان روستایی تعویض کنم.

Only a small minority of the people of the United States live far from any urban area.

تنها اقلیت کمی از مردم ایالت متحده دور از مناطق شهری زندگی می کنند.



Population ˌpɑːpjəˈleɪʃn̩

People of a city or country

افراد یک شهر یا کشور، جمعیت

China has the largest population of any country.

چین نسبت به هر کشوری بیشترین جمعیت را دارد.

The population of the world has increased in every decade.

جمعیت جهان هر دهه افزایش یافته است.

After the recent floods, the population of Honduras was reduced by 10,000.

بعد از سیلاب های اخیر، جمعیت « هوندوراس » ده هزار نفر کاهش یافت.



Frank ˈfræŋk

Free in expressing ones real thoughts, opinions or feelings

صادق ، صاف و ساده ، بی شیله پیله

Never underestimate the value of being frank with one another.

هرگز ارزش رو راست بودن با یکدیگر را دست کم نگیرید.

Eretha was completely frank when she told her friend about the sale.

«ارتا» وقتی با دوستش راجع به حراجی صحبت میکرد کاملا صادق بود.

People liked Duffy because they knew he would be frank with them.

مردم «دافی» را دوست داشتند چون میدانستند که او با آنها بی شیله پیله است.



Pollute pəˈluːt

Make dirty

آلوده کردن

The Atlantic Ocean is in danger of becoming polluted.

اقیانوس آتلانتیک در خطر آلوده شدن است.

There is much evidence to show that the air we breathe is polluted.

مدارک زیادی وجود دارد که نشان می دهد هوایی که ما تنفس می کنیم آلوده است.

It is claimed that soap powders pollute the water we drink.

ادعا می شود که ذرات صابون، آبی را که می نوشیم آلوده می کنند.



Reveal rɪˈviːl

Make known

آشکار ساختن

Napoleon agreed to reveal the information to the French population.

« ناپلئون » پذیرفت که اطلاعات را برای مردم فرانسه فاش کند.

The evidence was revealed only after hours of questioning.

بعد از ساعت ها بازجویی شواهد بر ملا شد.

The auto company revealed reluctantly that there were defects in their models.

شرکت اتومبیل سازی جنرال موتور با بی میلی فاش نمود که در اتومبیل های بیوک جدیدشان نقایصی وجود دارد.



Prohibit proˈhɪbət

Forbid by law or authority

قانوناً منع کردن

Alvin’s manager prohibited him from appearing on television.

مدیر « الوین » مانع از ظاهر شدن او بر تلویزیون شد.

Many homeowners prohibit others from walking on their property.

بسیاری از صاحب خانه ها از قدم زدن دیگران در ملکشان ممانعت می کنند.

The law prohibits the use of guns to settle a conflict.

قانون، استفاده از اسلحه برای فرونشاندن درگیری را منع می کند.



Urgent ˈɜːrdʒənt

Demanding immediate action or attention; important

اقدام یا توجه فوری را می طلبد، مهم

An urgent telephone call was ,made to the company’s treasure.

به صندوقدار شرکت یک تلفن ضروری شد.

The principle called an urgent meeting to solve the school’s numerous problems.

مدیر برای حل مشکلات متعدد مدرسه، نشستی اضطراری ترتیب داد.

When he heard the urgent cry for help, the lifeguard did not hesitate.

هنگامی که نجات غریق فریاد اضطراری برای کمک را شنید، تعلل نکرد.



Adequate ˈædəkwət

As much as is needed; fully sufficient

آن مقدار که مورد نیاز است، کاملاً کافی

Rover was given as adequate amount of food to last him the whole day.

به « روور » مقدار کافی غذا داده شد تا تمام روز با آن دوام آورد.

A bedroom, kitchen, and bath we adequate shelter for his living needs.

یک اتاق خواب، یک آشپزخانه ویک حمام، برای نیازهای زندگی او، پناهگاه مناسبی بود.

Carlos was adequate at his job but he wasn’t great.

کار« کارلوس » قابل قبول بود، اما عالی نبود.



Decrease dɪˈkriːs

Make or become less

کاهش دادن یا کاهش یافتن

As he kept spending money, the amount he had saved decreased.

چون به ولخرجی ادامه داد، مقداری که پس انداز کرده بود کاهش یافت.

In order to improve business, the store owner decreased his prices.

صاحب مغازه به منظور بهبود بخشیدن به کسب و کار، قیمت هایش را کاهش داد.

The landlord promised to decrease our rent.

صاحب خانه قول داد که کرایه ی ما را کاهش دهد.



Audible ˈɑːdəbl̩

Able to be heard

قابل سمع

From across the room, the teacher’s voice was barely audible.

از آن سوی اتاق، صدای معلم به سختی قابل شنیدن بود.

After Len got his new hearing aid, my telephone calls became audible.

بعد از این که « لن » سمعک جدیدش را گرفت، مکالمات تلفنی من قابل سمع شد.

Commands from Ann’s drill sergeant were always easily audible.

دستورات رژه نظامی گروهبان « آن » همیشه به آسانی قابل شنیدن بود.



تمرین اول | تصویر زیر بیانگر کدامیک از لغات این درس می باشد؟

Picture it

Which of the words studied in this lesson are suggested by the picture ?



تمرین دوم | جاهای خالی را با هر یک از لغات آموخته شده در این درس پر نمایید.

Fill in the Blanks

Place one of the new words in each of the blanks below.

1.The doctor was completely _________ with dying man.

2. In an _________ whisper, Maria called for my attention.

3. We didn’t need any evidence to see that the poor man was in _________ need of money and food.

4. All his life the child was used to living in _________ areas.

5. Dry matches to _________ the campfire were sought by the boy scout.

6. Smoking is _________ in the medical building.

7. Gasoline fumes help to _________ the air.

8. The _________ in the number of people voting in national elections is due to lack of interest.

9. Some citizens believe that we will never be able to _________ war.

10. The _________ of New York City is about eight million people.

11. In the comics, Superman never _________ his true identity.

12. They needed an _________ supply of water to last for the entire trip thorough the desert.

به این محتوا چه امتیازی می دهید؟ 1 نظر

2 1
آموزش درس 12 کتاب 504 واژه ضروری زبان انگلیسی
مرتضی جوان

راه آسان‌تری برای ارتباط با کاربران‌مان پیدا کرده‌ایم :) عضویت در کانال

مطالب زیر را حتما بخوانید:

برای اطلاع از پاسخ نظرات خود، ایمیل خود را صحیح وارد نمایید.

نظرات کاربران

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    لینک کوتاه :

    دانلود کتاب 504 واژه کاملا ضروری در پنج ساعت به شیوه wordclip

    [لینک دانلود بلافاصله به ایمیل شما ارسال خواهد شد.]
    تنها چند ثانیه تا دانلود این کتاب ارزشمند فاصله دارید.