Reptile ˈreptaɪl

A cold blooded animal that creeps or crawls; snakes, Lizards, turtles, alligators, and crocodiles

حیوان خونسردی که می خزد، مار، مارمولک، لاک پشت، تمساح

The lizard is a reptile with a very slender body.

مارمولک خزنده ای است که اندام بسیار باریکی دارد.

Reptiles are kept in the museum’s large hall.

خزنده ها در سالن بزرگ موزه نگهداری می شوند.

A crocodile is a reptile that is more nimble in the water than out of it.

تمساح خزنده ای است که داخل آب چابک تر از بیرون آب است.

 

 

Rarely ˈrerli

Seldom; not often

به ندرت، نه زیاد

You rarely hear adults raving about a movie they just saw.

بندرت می شنوید که بزرگسالان در مورد فیلمی که تازه دیده اند، بحث کنند.

People are rarely frank with each other.

مردم بندرت با همدیگر صادق هستند.

I rarely attend the annual meetings of our family circle.

بندرت در نشست های سالانه محفل خانوادگی مان شرکت می کنم.

 

 

Forbid fərˈbɪd

Order someone not to do something; make a rule against

دستور دادن به کسی برای انجام ندادن کاری، منع کردن، قدغن کردن

Spitting on the floor is forbidden in public places.

تف کردن روی زمین در اماکن عمومی، ممنوع است.

The law forbids drunken drivers to handle their autos.

قانون، رانندگان مست را از رانندگی اتومبیل منع می کند.

I forbid you to enter the dense jungle because of the peril that awaits you there.

به خاطر خطری که در انتظار توست، تو را از وارد شدن به جنگل انبوه منع می کنم.

 

 

Logical ˈlɑːdʒɪkl̩

Reasonable; reasonably expected

مستدل، معقول، منطقی

It is logical to spend a minimum on needless things.

منطقی است که روی چیزهای غیر ضروری حداقل پول را خرج کنیم

In order to keep your car running well, it is only logical that you lubricate it regularly.

برای اینکه اتومبیل شما خوب کار کند، منطقی است که آن را بطور مرتب روغن کاری کنید.

I used a logical argument to persuade Lester to leave.

من استدلال منطقی بکار بردم تا «لستر» را برای رفتن متقاعد کنم.

 

 

Exhibit ɪg’zɪbət

Display; show

به نمایش گذاشتن، نشان دادن

A million-dollar microscope is now on exhibit at our school.

یک میکروسکوپ یک میلیون دلاری را در مدرسه مان به نمایش گذاشته اند.

The bride and groom exhibited their many expensive gifts.

عروس و داماد، هدایای زیاد و گران قیمت خود را به نمایش گذاشتند.

Kim frequently exhibited her vast knowledge of baseball before complete strangers.

« کیم » مرتب اطلاعات وسیع خود را در زمینه ی بیس بال در برابر افراد کاملاً غریبه به نمایش میگذاشت.

 

 

Proceed prə’siːd

Go on after having stopped; move forward

پس از توقف ادامه دادن، پیش رفتن

Only those with special cards can proceed into the pool area.

فقط آن هایی که کارت مخصوص دارند می توانند به محوطه ی استخر بروند.

When the actor was late, the show proceeded without him.

وقتی بازیگر دیر می کرد، نمایش بدون او ادامه می یافت.

The senator proceeded to denounce those wholesalers who would deprive Americans of their quota of beef.

سناتور اقدام به تقبیح عمده فروشانی کرد که آمریکایی ها را از سهمیه گوشت گاوشان محروم می کردند.

 

 

Precaution priˈkɒʃn̩

Measures taken beforehand; foresight

اقدام احتیاطی، دور اندیشی

Detectives used precaution before entering the bomb’s vicinity.

کارآگاهان پیش از ورود به محوطه ی بمب، جانب احتیاط بکار بردند.

We must take every precaution not to pollute the air.

باید هرگونه اقدام پیشگیرانه را بکار ببندیم تا هوا را آلوده نکنیم.

Before igniting the fire, the hunters took unusual precaution.

شکارچیان قبل از روشن کردن آتش بسیار احتیاط کردند.

 

 

Extract ɪk’strækt

Pull out or draw out, usually with some effort

بیرون کشیدن، کشیدن، معمولاً با قدری تلاش

Dr. Fogel extracted my tooth in an amateur fashion.

دکتر «فوگل» دندانم را با روشی غیرحرفه ای کشید.

Chemists extracted the essential vitamins from the grain.

شیمیدان ها، ویتامین های ضروری را از حبوبات استخراج کردند.

Spencer was ingenious in extracting information from witnesses.

«اسپنسر» در استخراج اطلاعات از شهود مبتکر بود .

 

 

Prior ˈpraɪər

Coming before; earlier

آمدن پیش از، پیشین، قبلی

Prior to choosing his life’s vocation, Paul traveled to India.

«پل» قبل از انتخاب حرفه ی زندگی اش به هند سفر کرد.

Myrana was unhappy prior to meeting her beau.

«میرنا» پیش از ملاقات معشوقه اش افسرده بود.

Samson had been a strong man prior to having his hair cut.

«سامسون» قبل از اینکه موهایش را کوتاه کند، مرد نیرومندی بود.

 

 

Embrace em’breɪs

Hug one another; a hug

در آغوش گرفتن، بغل کردن، آغوش

After having been rivals for years, the tow men embraced.

آن دو مرد بعد از اینکه سال ها با هم رقیب بودند، همدیگر را در آغوش کشیدند.

When Ellen’s spouse approached she slipped out of Doug’s embrace.

وقتی شوهر «الن» نزدیک شد «الن» از آغوش «داگ» گریخت.

The young girl was bewildered when the stranger embraced her.

دختر جوان وقتی شخص ناآشنا او را در آغوش کشید مبهوت شد.

 

 

Valiant ˈvæljənt

Brave; courageous

شجاع، دلیر، پردل و جرأت

Robin Hood was valiant and faced his opponents without fear.

«رابین هود» شجاع بود و بدون ترس با دشمنانش روبرو می شد.

The valiant paratroopers led the invasion.

چتربازان شجاع تهاجم را هدایت کردند.

Grandam Joad had the ability to be valiant when the need arose.

مادر بزرگ «جود» وقتی که نیاز پیش می آمد می توانست شجاع باشد.

 

 

Partial ˈpɑːrʃl̩

Not complete; not total

ناتمام، ناقص، جزئی، نسبی

We made a partial listing of the urgently needed supplies.

از تجهیزات بسیار ضروری ، فهرست برداری ناقصی انجام دادیم.

Macy’s had a sale on a partial selection of its winter clothes

مغازه «میسی» بخشی از لباس های زمستانی خود را به حراج گذاشت.

Using only a partial amount of his great speed, Jim surpassed all the other runners.

با اینکه «جیم روان» تنها بخشی از سرعت زیاد خود را به کار گرفت، از تمام دوندگان دیگر پیشی گرفت.

 

 


تمرین اول | تصویر زیر بیانگر کدامیک از لغات این درس می باشد؟


Picture it

Which of the words studied in this lesson are suggested by the picture ?

noituacerp

 


تمرین دوم | جاهای خالی را با هر یک از لغات آموخته شده در این درس پر نمایید.


Fill in the Blanks

Place one of the new words in each of the blanks below.

1. I _________ my daughter when she came home from camp.

2. We _________ you to leave the area.

3. Did you _________ along the hall until you got to the room?

4. A turtle is a very common _________ .

5. We Made a _________ listing of the people who owed the library books it would take too long to copy all the names.

6. Betty Sue is always very _________ when she prepares her arguments for a debate.

7. I _________ if ever go to the movies.

8. Have you seen the cave dweller _________ in the museum?

9. I went to high school _________ to entering the army.

10. Be sure to take the _________ not to swim after eating.

11. Sergeant York got a medal for being _________ in war.

12. Did you _________ the splinter from his foot.

 

Call Now Button

دانلود کتاب 504 واژه کاملا ضروری در پنج ساعت به شیوه wordclip

[لینک دانلود بلافاصله به ایمیل شما ارسال خواهد شد.]
ارسال
تنها چند ثانیه تا دانلود این کتاب ارزشمند فاصله دارید.
close-link