خانه / 504 واژه / آموزش درس 33 کتاب 504 واژه ضروری زبان انگلیسی

آموزش درس 33 کتاب 504 واژه ضروری زبان انگلیسی

 

 

Volunteer ˌvɑːlən’tɪr

Person who enters any service of his or her own free will; to offer ones services

فردي که با ميل شخصي خودش در هر خدمتي وارد شود، خدمات خود را ارائه دادن

The draft has been abolished and replaced by a volunteer army.

احضار به سربازي منسوخ و توسط سپاهي داوطلب جايگزين شده است.

Terry did not hesitate to volunteer for the most difficult jobs

«تري» براي داوطلب شدن در سخت ترين کارها تعلل نمي کرد.

The boys were reluctant to volunteer their services to help clean up after the dance.

پسرها تمايلي نداشتند بعد از رقص، داوطلبانه در تميز کردن کمک کنند.

 

 

Prejudice ˈpredʒədəs

An opinion formed without taking time and care to judge fairly; to harm or injure

عقيده اي که بدون زمان و دقت براي قضاوتي عادلانه شکل گرفته است، آسيب رساندن، مجروح کردن

Prejudice against minority groups will linger on as long as people ignore the facts.

تا زماني که مردم حقايق را ناديده بگيرند، تبعيض عليه گروه هاي اقليت باقي خواهد ماند.

Eliminating prejudice should be among the first concerns of a democracy.

حذف تبعيض بايد جزء اولين دغدغه هاي مردم سالاري باشد.

The witness’s weird behavior prejudiced Nancy’s case

رفتار عجيب شاهد باعث تبعيض در پروندهي «نانسي» شد.

 

 

Shrill ˈʃrɪl

Having a high pitch; high and sharp in sound; piercing

داراي صداي بلند، از نظر صدا بلند و شديد، گوش خراش

Despite their small size, crickets make very shrill noises.

جيرجيرک ها با وجود جثه ي کوچکشان سروصداي دل خراشي توليد مي کنند.

The shrill whistle of the policeman was warning enough for the fugitive to stop in his tracks.

سوت گوش خراش پليس به اندازه کافي هشدارآميز بود که فرد متواري سرجايش ايستاد.

A shrill torrent of insults poured from the mouth of the shrieking woman.

از دهان زني که جيغ مي کشيد، سيلي از اهانت بيرون ريخت.

 

 

Jolly ˈdʒɑːli

Merry; full of fun

شاد، مملو از خنده

The jolly old man, an admitted bigamist, had forgotten to mention his first wife to his new spouse.

پيرمرد خوشحال که به دو زنه بودن خود اقرار مي کرد، فراموش کرده بود زن اولش را به همسر جديدش ذکر کند.

When the jolly laughter subsided, the pirates began the serious business of dividing the gold.

وقتي که خنده هاي خوشحالي فرو نشست، دزدان دريايي کار جدي تقسيم طلا را شروع کردند.

Are you aware that a red-suited gentleman with a jolly twinkle in his eyes is stuck in the chimney?

آيا مطلع هستي آقايي که کت و شلوار قرمز به تن داشت و برق شادي در چشمانش بود سيگاري شده است.

 

 

Witty ˈwɪti

Cleverly amusing

به شکل زيرکانه اي خنده دار

Mr. Carlson’s witty introduction qualifies him as a first-rate speaker.

مقدمه ي شوخ طبعانه ي آقاي «کارلسون» او را به عنوان سخنران درجه ي يک شايسته مي سازد.

Fay is too slow to appreciate such witty remarks.

«في» در درک چنين اظهارات شوخ طبعانه اي بسيار کند است.

The lawyer tried to prosecute the case by being witty and thereby entertaining the jury.

وکيل سعي کرد با شوخ طبعي محاکمه را پيگيري کند و بدين وسيله هيئت منصفه را سرگرم نمايد.

 

 

Hinder ˈhɪndər

Hold back; make hard to do

عقب نگه داشتن، انجام کار را دشوار ساختن

Deep mud hindered travel in urban centers.

گل ولاي عميق مانع از سفر به مراکز شهري شد.

The storm hindered the pursuit of the fleeing prisoners.

طوفان مانع از تعقيب زندانيان فراري شد.

Mona’s gloomy nature hinders her relationships with other people.

خلق وخوي افسرده ي «مونا» مانع از روابط او با ديگران مي شود.

 

 

Lecture ˈlekt͡ʃər

Speech or planned talk; a scolding; to scold

سخنراني يا نطق برنامه ريزي شده، سرزنش، سرزنش کردن

Rarely have I heard a lecture with such clear illustrations.

به ندرت يک سخنراني را با چنين توضيحات واضحي شنيده ام.

Henry’s father lectured him on the awesome perils of drug addiction.

پدر «هنري» در مورد خطرات وحشتناک اعتياد به مواد مخدر براي او موعظه کرد.

A famous journalist delivered a lecture on prejudice in press.

يک روزنامه نگار معروف در مورد تبعيض در مطبوعات سخنراني کرد.

 

 

Abuse əˈbjuːs

Make bad use of; use wrongly; treat badly; scold very severely; bad or wrong use; bad treatment

سوء استفاده کردن از، غلط بکار بردن، بدرفتاري کردن با، بسيار شديد سرزنش کردن، کاربرد يا استفاده ي بد، رفتار بد

Those who abuse the privileges of the honor system will be penalized.

آنان که از مزاياي سامانه ي افتخار سوء استفاده مي کنند مجازات خواهند شد.

The editor apologized for the abuse we had suffered as a result of his article.

ويراستار به خاطر بدرفتاري که به خاطر مقاله اش بر ما تحميل شد از ما پوزش خواست.

Brutal abuse of children in the orphanage was disclosed by the investigation.

تحقيق سوء استفاده ي وحشيانه از کودکان يتيم خانه را بر ملا ساخت.

 

 

Mumble ˈməmbl̩

Speak indistinctly

نامشخص حرف زدن

Ricky mumbled his awkward apology.

«ريکي» عذر خواهي نامناسب خود را زير لب زمزمه کرد.

This speech course will encourage you to stop mumbling and to speak more distinctly.

اين دوره ي سخنراني تو را تشويق مي کند تا از زير لب سخن گفتن دست برداري و واضح تر صحبت کني.

When the witness continued to mumble, the judge asked him to speak up

وقتي که شاهد به مِن مِن کردن ادامه داد، قاضي از او خواست بلندتر صحبت کند.

 

 

Mute ˈmjuːt

Silent; unable to speak

ساکت، ناتوان در صحبت

The usually defiant child stood mute before the principal.

کودک معمولاً نافرمان در مقابل مدير ساکت ايستاد.

People are no longer willing to remain mute on the subject of abuse of gun control.

مردم ديگر نميخواهند در مورد موضوع سو استفاده از کنترل اسلحه، ساکت بمانند.

The horror of the famine left the inhabitants of the land mute with their tragic memories.

ترس از قحطي ساکنان مزرعه را با خاطرات غم انگيزي که از آن داشتند، درسکوت فرو برد.

 

 

Wad ˈwɑːd

Small, soft mass; to roll or crush into a small mass

توده نرم و کوچک، مچاله کردن

To decrease the effects of the pressure, the diver put wads of cotton in his ears.

غواص براي کاهش اثرات فشار، توده هاي کوچکي از پنبه را در گوش هايش قرار داد.

The officer challenged George to explain the wad of fifty dollars which he had in his pocket.

افسر پليس «جورج» را به چالش کشيد تا در مورد بسته ي 50 دلاري که در جيبش داشت، توضيح دهد.

Because the automatic firing mechanism was defective, the hunter had to wad the powder into the gun by hand.

چون قسمت آتش زاي تفنگ معيوب بود، شکارچي مجبور شد که باروت را با دستش در داخل تفنگ بفشارد.

 

 

Retain rə’teɪn

Keep; remember; employ by payment of a fee

نگه داشتن، به خاطر سپردن، با پرداخت دست مزد استخدام کردن

Despite her lack of funds Mrs. Reilly retained a detective to follow her spouse

علي رغم کمبود سرمايه، خانم «ريلي» کاراگاهي را براي تعقيب همسرش اجير کرد.

China dishes have the unique quality of retaining heat longer than metal pans.

ظروف چيني داراي اين ويژگي منحصر به فرد هستندکه نسبت به ماهي تابه هاي فلزي گرما را به مدت طولاني تري نگه مي دارند.

Like the majority of people, I can retain the tune but not the words of a song.

مثل اکثر مردم، آهنگ ترانه را مي توانم به خاطر بسپارم، ولي نه کلمات آن را.

 

 


تمرین اول | تصویر زیر بیانگر کدامیک از لغات این درس می باشد؟


Picture it

Which of the words studied in this lesson are suggested by the picture ?

erutcel

 


تمرین دوم | جاهای خالی را با هر یک از لغات آموخته شده در این درس پر نمایید.


Fill in the Blanks

Place one of the new words in each of the blanks below.

1. The culprit _________ his oath in court as if his tongue were numb.

2. The _________ of material stuffed under Mr. Marlowe’s shirt made him look bulky enough to play the part of Santa.

3. With the evidence mounting against him, Dr. Parkman was persuaded to _________ the best lawyer in the state.

4. In a fine showing of loyalty, many _________ responded to the fire.

5. Our party was a _________ blend of good fellowship, song, and dance.

6. The defense attorney made a desperate plea to the jury not to allow the hazy evidence to _________ them against his client.

7. Edith’s fierce loyalty has _________ the investigation of the crime.

8. Flynn was usually talkative but the accident left him _________.

9. There were visible signs that the child had been severely _________.

10. The _________ screams of the jet planes lead many people to envy the quiet country life.

11. Father gave Steve a _________ for neglecting to wash the car.

12. A _________ line in Shakespeare’s plays may not get a chuckle in our century.

همچنین ببینید

آموزش درس 1 کتاب 504 واژه ضروری زبان انگلیسی

آموزش درس 1 کتاب 504 واژه ضروری زبان انگلیسی . آیا می دانید 504 واژه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Call Now Button

دانلود کتاب 504 واژه کاملا ضروری در پنج ساعت به شیوه wordclip

[لینک دانلود بلافاصله به ایمیل شما ارسال خواهد شد.]
ارسال
تنها چند ثانیه تا دانلود این کتاب ارزشمند فاصله دارید.
close-link