خانه / 504 واژه / آموزش درس 29 کتاب 504 واژه ضروری زبان انگلیسی

آموزش درس 29 کتاب 504 واژه ضروری زبان انگلیسی

 

Toil ˌtɔɪl

Hard work; to work hard; move with difficult

کار سخت، سخت کار کردن، به سختي حرکت کردن

The feeble old man toiled up the hill.

پيرمرد ناتوان، به زحمت از تپه بالا رفت.

After years of toil, scientists disclosed that they had made progress in controlling the dreaded disease.

بعد از سال ها زحمت، دانشمندان فاش کردند که در کنترل بيماري وحشتناک پيشرفت کرده اند.

Despite all his toil, Fred never succeeded in reaching his goal.

«فِرِد» با وجود تمام زحماتش هرگز در رسيدن به هدفش موفق نشد.

زبان رمزی: تو ایل باید زحمت کشید و عرق ریخت.

 

Blunder ˈbləndər

Stupid mistake; to make a stupid mistake; stumble; say clumsily

اشتباه احمقانه، مرتکب اشتباه احمقانه اي شدن، تلوتلو خوردن، با دستپاچگي گفتن

The exhausted boy blundered through the woods.

پسرک خسته در جنگل تلوتلو مي خورد.

Bert’s awkward apology could not make up for his serious blunder.

عذر خواهي ناجور«برت» نتوانست اشتباه جدي اش را جبران کند.

The general’s blunder forced his army to a rapid retreat.

اشتباه «ژنرال» سپاهش را مجبور به عقب نشيني سريع کرد.

زبان رمزی: بلوند کردن موهایش اشتباه بزرگی بود.

 

Daze ˈdeɪz

Confuse

گيج کردن

The severity of the blow dazed the fighter and led to his defeat.

شدت ضربه حريف را گيج کرد و منجر به شکست او شد.

When he ventured out of the house at night, the child was dazed by the noise and the lights.

وقتي که بچه جرات کرد که شب از خانه بيرون رود از سر و صدا و چراغ ها گيج شده بود.

Dazed by the flashlight, Maria blundered down the steps.

«ماريا» که از نور چراغ قوه گيج شده بود، تلوتلو خوران از پله پايين آمد.

زبان رمزی: گاز روشن بود و من گیج و منگ شدم.

 

Mourner ˈmɔːrn

Grieve; feel or show sorrow for

غصه دار بودن، ابراز يا احساس اندوه کردن

Sandra did not cease to mourn her lost friend.

ساندرا از عزاداري براي دوست از دست رفته اش دست برنداشت.

The entire city mourned for the people lost in the calamity.

تمام شهر براي افراد از بين رفته در آن فاجعه سوگواري کردند.

We need not mourn over trifles.

ما نبايد بر سر مساثل جزئي غمگين شويم.

زبان رمزی: مردن باعث سوگواری و عزاداری شد.

 

Subside səb’saɪd

Sink to a lower level; grow less

ه سطح پايين تري فرو رفتن، کمتر شدن

After the excessive rains stopped, the flood waters subsided.

بعد از توقف باران هاي سنگين، سيل فروکش کرد.

The waves subsided when the winds ceased to blow.

وقتي که وزش بادها متوقف شد، امواج فروکش کردند.

Danny’s anger subsided when the culprit apologized.

وقتي که مجرم عذرخواهي نمود، خشم «دني» فروکش کرد.

زبان رمزی: صاحب سایت عصبانیتش فروکش کرد و پایین آمد.

 

Maim ˈmeɪm

Cripple; disable; cause to lose an arm, leg, or other part of the body

معلول کردن، ناتوان ساختن، باعث از دست دادن بازو، پا يا بخش ديگري از بدن شدن

Auto accidents maim many persons each year.

تصادفات اتومبيل هر ساله افراد زيادي را معلول مي سازند.

Though he went through an awesome experience in the crash, Fred was not seriously maimed.

با اينکه «فرد» در تصادف تجربه ي وحشتناکي را گذراند، به طرز جدي معلول نشد.

Car manufacturers insist that seat belts can prevent the maiming of passengers in the event of a crash

توليدکنندگان اتومبيل اصرار دارند که در صورت تصادف، کمربندهاي ايمني مي توانند از معلول کردن مسافران جلوگيري کنند.

زبان رمزی: میمونا آسیب دیدند و صاحب مزرعه را چلاق کردند.

 

Comprehend ˌkɑːmpri’hend

Understand

درک کردن

If you can use a word correctly, there is a good chance that you comprehend it.

اگر بتوانيد واژه اي را درست بکار ببريد، به احتمال زياد آن را مي فهميد.

You need not be a pauper to comprehend fully what hunger is.

لازم نيست که بيچاره باشيد تا کاملاً درک کنيد گرسنگي چيست.

My parents say that they cannot comprehend today’s music.

پدر و مادر من مي گويند موسيقي امروزي را نمي فهمند.

زبان رمزی: کامی و پری هند و شهرهایش رو از روی نقشه فهمیدند.

 

Commend kə’mend

Praise; hand over for safekeeping

ستودن، تحويل دادن

Everyone commended the mayor’s thrifty suggestion.

همه پيشنهاد صرفه جويانه ي شهردار را ستودند.

Florence commended the baby to her aunt’s care.

«فلورانس» مراقبت بچه را به عمه اش واگذار کرد.

The truth is that we all like to be commended for good work.

واقعيت اين است که همه ي ما دوست داريم بخاطر کارهاي خوب مورد ستايش قرار گيريم.

زبان رمزی: کامنت دستوری و فرمانی گذاشت.

 

Final ˈfaɪnl̩

Coming last; deciding

آخر از همه مي آيد، تعيين کننده

The final week of the term is rapidly approaching.

هفته ي پاياني ترم به سرعت نزديک مي شود.

Jose was commended for his improvement in the final test.

«جُوز» براي پيشرفت در امتحان نهايي اش مورد ستايش قرار گرفت.

The final censor of our actions is our own conscience.

تشخيص دهنده ي نهائي اعمال ما، وجدان ماست.

زبان رمزی: احتیاج به زبان رمزی ندارد.

Exempt ɪg’zempt

Make free from; freed from

معاف یا آزاد کردن از، مستثنی از

Our school exempts bright pupils from final exams.

مدرسه ی ما دانش آموزان با هوش را از امتحانات نهائی معاف می کند.

School property is exempt from most taxes.

اموال مدرسه از بیشتر مالیات ها معاف است.

Juvenile offenders are not exempt from punishment.

متخلفین نوجوان از مجازات معاف نیستند.

زبان رمزی: اسمت جزو افراد معاف شده و آزاد شده بود.

 

Vain ˈveɪn

Having too much pride in ones ability, looks, etc.; of no use

به توانايي و چهره خود غرور زياد ورزيدن، بي فايده

Josephine is quite vain about her beauty.

«ژزفين» نسبت به زيبايي اش کاملاً مغرور است.

To be perfectly frank, I do not see what she has to be vain about.

راستش را بخواهيد من نمي فهمم چه چيزي دارد که بخاطر آن مغرور است.

Brian made numerous vain attempts to reach the doctor by telephone.

«برايان» تلاش هاي بيهوده زيادي انجام داد تا با دکتر تماس تلفني برقرار کند.

زبان رمزی: و این کار بیهوده و بی‌فایده است.

 

Repetition ˌrepəˈtɪʃn̩

Act of doing or saying again

عمل دوباره گفتن يا دوباره انجام دادن

The repetition of new words in this book will help you to learn them.

تکرار کلمات جدید در این کتاب به تو در یادگیری آنها کمک می کند.

Any repetition of such unruly behavior will be punished.

هرگونه تکرار چنين رفتار سرکشانه اي منجر به کيفر مي شود.

After a repetition of his costly mistake, Jerry was fired from his job.

«جري» بعد از تکرار اشتباه پرهزينه اش، از کارش اخراج شد.

زبان رمزی: احتیاجی به زبان رمزی ندارد.

 


تمرین اول | تصویر زیر بیانگر کدامیک از لغات این درس می باشد؟


Picture it

Which of the words studied in this lesson are suggested by the picture ?

gninruom

 


تمرین دوم | جاهای خالی را با هر یک از لغات آموخته شده در این درس پر نمایید.


Fill in the Blanks

Place one of the new words in each of the blanks below.

1. There is a tendency to _________ politicians from keeping campaign promises.

2. A _________ of such a blunder could be disastrous.

3. The guide was compelled to admit he had _________ far from the intended route.

4. A miserly person cannot _________ the joy of sharing.

5. Though doctors _________ to cure the undernourished child, he never regained his full health.

6. Three workers were _________ when the ladder collapsed.

7. The policeman was _________ for his bravery in capturing the armed outlaw.

8. The perfect attendance of our class illustrated the importance of this _________ exam.

9. Friend and foe united in _________ the death of the leader, for she was respected by all.

10. The drowning man’s cries were uttered in _________, because no one was near to hear them..

11. Miguel’s fever _________ after he took the medicine..

12. My brother was in such a _________ over the tragedy that he could hardly respond to questions.

همچنین ببینید

آموزش درس 1 کتاب 504 واژه ضروری زبان انگلیسی

آموزش درس 1 کتاب 504 واژه ضروری زبان انگلیسی . آیا می دانید 504 واژه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دانلود کتاب 504 واژه کاملا ضروری در پنج ساعت به شیوه wordclip

[لینک دانلود بلافاصله به ایمیل شما ارسال خواهد شد.]
ارسال
تنها چند ثانیه تا دانلود این کتاب ارزشمند فاصله دارید.
close-link