خانه / 504 واژه / آموزش درس 42 کتاب 504 واژه ضروری زبان انگلیسی

آموزش درس 42 کتاب 504 واژه ضروری زبان انگلیسی

 

Maintain menˈteɪn

Keep; keep up; carry on; uphold; support; declare to be true

نگه داشتن، ادامه دادن، ترویج کردن، پشتیبانی کردن، حقیقی اعلام کردن

Angelo maintained his hold on the jagged rock though his fingers were becoming numb.

با اینکه انگشتان «آنجلو» بی حس شده بودند، صخره ی ناهموار را محکم نگه داشت.

The judge maintained his opinion that the verdict was fair.

قاضی بر این باور بود که رای عادلانه است.

The pauper was unable to maintain his family without the help of charity.

فرد بیچاره قادر نبود خانواده اش را بدون کمک خیریه حمایت کند.

 

 

Snub ˈsnəb

Treat coldly, scornfully, or with contempt; cold treatment

سرد، تمسخرآمیز یا با تمسخر رفتار کردن، رفتار سرد

Darryl later apologized to Sally for snubbing her at the dance.

«داریل» بعدها از «سالی» به خاطر کم محلی به او در رقص معذرت خواهی کرد.

Sandra was tormented by the thought that she might be snubbed by her classmates.

«ساندرا» از این طرز فکر که ممکن است مورد تمسخر همکلاسی هایش قرار گیرد، رنج می برد.

I considered it a rude snub when I was not invited to the party.

دعوت نشدنم به میهمانی را رفتاری توهین آمیز تلقی کردم.

 

 

Endure en’djʊr

Last; keep on; undergo; bear; stand

دوام آوردن، ادامه داشتن، تحمل کردن، ایستادگی کردن

How can you endure such disrespect?

چطور می توانی چنین بی حرمتی را تحمل کنی؟

The police officer endured much pain.

افسر پلیس درد زیادی را تحمل کرد.

Dr. Hardy was confident he could endure the hardships of space travel.

دکتر«هاردی» مطمئن بود که می تواند سختی های سفر فضایی را تحمل کند.

 

 

Wrath ˈræθ

Very great anger; rage

خشم بسیار زیاد، غضب

Anticipating Father’s wrath, we tried to give him the news slowly.

چون خشم پدر را پیش بینی می کردیم، تلاش کردیم خبر را آرام آرام به او بدهیم.

There is no rage like the wrath of an angry bear.

هیچ خشمی مثل خشم یک خرس عصبانی نیست.

After Ernie’s wrath subsided, we were able to tell him what happened.

بعد از اینکه خشم «اِرنی» فروکش کرد، توانستیم به او بگوییم چه اتفاقی افتاده است.

 

 

Expose ɪkspoʊz

Lay open; uncover; leave unprotected; show openly

بازگذاشتن، نپوشاندن، بی حفاظ گذاشتن، علناً نشان دادن

Soldiers in an open field are exposed to the enemy’s gunfire.

در یک میدان باز، سربازان در معرض آتش گلوله دشمن قرار دارند.

Foolish actions expose a person to the sneers of others.

اعمال احمقانه، انسان را در معرض تمسخر و ریشخند دیگران قرار می دهد.

The article exposed the vital document as a forgery.

مقاله برملا کرد که سند حیاتی جعلی است.

 

 

Legend ˈledʒənd

Story coming from the past, which many people have believed; what is written on a coin or below a picture

داستانی که از گذشته نشأت می گیرد و افراد زیادی آن را باور کرده اند، آنچه روی یک سکه یا پایین یک تصویر نوشته می شود

Stories about King Arthur and his knights are popular legends.

داستان های «شاه آرتور» و شوالیه هایش، افسانه های معروفی هستند.

legend has exaggerated the size of Paul Bunyan.

افسانه ها در مورد جثه ی «پائول بونیان» اغراق کرده اند.

The legend on the rare coin was scarcely legible.

نوشته های روی سکه قدیمی، به سختی قابل خواندن بود.

 

 

Ponder ˈpɑːndər

Consider carefully

بدقت تامل کردن

Not wishing to act hastily, the governor pondered the problem for days.

فرماندار چون نمی خواست شتاب زده عمل کند روزها روی این مسئله تامل کرد.

After pondering the question, the board decided to grant the parole.

هیئت مدیره بعد از تامل در مورد مسئله تصمیم گرفت عفو مشروط را اعطاء کند.

The villagers, faced with a famine, pondered their next move.

روستائیان، که با خشکسالی مواجه بودند، در مورد اقدام بعدی شان به دقت فکر می کنند.

 

 

Resign rə’zaɪn

Give up; yield; submit

دست برداشتن از، تسلیم شدن، تسلیم کردن

Vito resigned his position as editor of the school paper.

«ویتو» از مقام ویراستاری نشریه ی مدرسه استعفا داد.

Upon hearing the news of the defeat, the football coach promptly resigned.

مربی فوتبال با شنیدن خبر شکست فوراً استعفا داد.

Upon examining the injury, the chiropractor told Jim he had better resign himself to a week in bed.

طبیب مفصلی بعد از معاینه به «جیم» گفت بهتر است به یک هفته استراحت در رختخواب تن در دهد.

 

 

Drastic dræstɪk

Acting with force or violence

با قدرت یا خشونت عمل کردن

The police took drastic measures to end the crime wave.

پلیس برای پایان بخشیدن به موج جنایات، اقدامات شدیدی انجام داد.

The most drastic changes in centuries have taken place during our lifetime.

در طول قرن ها شدیدترین تغییرات، در طول حیات ما صورت گرفته است.

In the interests of justice, drastic action must be taken.

جهت برقراری عدالت، اقدامات شدیدی باید اتخاذ شود.

 

 

Wharf ˈwɔːrf

Platform built on the shore or out from the shore beside which ships can load or unload

سکویی که روی ساحل یا بیرون از ساحل ساخته می شود که در کنار آن کشتی ها می توانند بارگیری کرده یا بار تخلیه کنند

We watched the exhausted laborers unloading the cargo on the wharf.

کارگران خسته را هنگام تخلیه محموله ها در اسکله تماشا کردیم.

The lawyer insisted that his client was never seen near the wharf where the crime had taken place.

وکیل مدافع اصرار داشت که موکلش هرگز نزدیک اسکله ای که جنایت صورت گرفته بود دیده نشده است.

Waiting at the wharf for the supply ships to unload was a starving multitude of people.

شمار زیادی از افراد گرسنه در اسکله، منتظر تخلیه ی بارکشتی های مواد غذایی بودند.

 

 

Amend ə’mend

Change for the better; correct; change

اصلاح کردن، تغییر دادن

It is time you amended your ways.

وقت آن است که رفتارت را اصلاح کنی.

Each time they amended the plan, they made it worse.

هر بار که طرح را اصلاح کردند، آن را بدتر کردند.

Rather than amend the club’s constitution again, let us discard it and start fresh.

به جای اصلاح مجدد اساسنامه ی باشگاه، بهتر است این اساسنامه را دور بیندازیم و از نو شروع کنیم.

 

 

Ballot ˈbælət

Piece of paper used in voting; the whole number of votes cast; the method of secret voting

قطعه ای کاغذ که در رأی گیری استفاده می شود، تعداد کل آراء شمرده شده، شیوه ی رأی گیری مخفیانه

Clyde, confident of victory, dropped his ballot into the box.

«کلاید» که از پیروزی خود مطمئن بود، برگه ی رای را داخل صندوق انداخت.

After we counted the ballots a second time, Leo’s victory was confirmed.

بعد از این که برگه ها را برای بار دوم شمردیم، پیروزی «لئو» تایید شد.

To avoid embarrassing the candidates, we ballot instead of showing hands.

ما برای پرهیز از خجالت دادن نامزدها، به جای دست نشان دادن رای می دهیم.

 

 


تمرین اول | تصویر زیر بیانگر کدامیک از لغات این درس می باشد؟


Picture it

Which of the words studied in this lesson are suggested by the picture ?

tollab

 


تمرین دوم | جاهای خالی را با هر یک از لغات آموخته شده در این درس پر نمایید.


Fill in the Blanks

Place one of the new words in each of the blanks below.

1. When the third person she approached turned away from her, Marilyn had a vague feeling she was being _________.

2. Achilles’ _________ did not cease until he had taken revenge on the slayer of his friend.

3. As the captain _________ their situation, he realized that resistance was in vain.

4. Father _________ that all forms of gambling should be declared illegal.

5. The prophet warned that the land cannot _________ such violations of morality.

6. To diminish the chances of raising weaklings, the ancient Spartans used to _________ to the elements the babies that they did not want.

7. The Robin Hood stories are a good illustration of a _________ from the Middle Ages.

8. The _________ is the symbol of the democratic way of choosing leaders.

9. Because of the secret nature of the cargo, visits to the _________ area were prohibited.

10. The patriot was _________ dying for his deed.

11. We are trying to persuade the sponsors of the bill to _________ it in order to improve its chances for passage.

12. The guinea pigs could not put up with _________ changes in their diet.

همچنین ببینید

آموزش درس 1 کتاب 504 واژه ضروری زبان انگلیسی

آموزش درس 1 کتاب 504 واژه ضروری زبان انگلیسی . آیا می دانید 504 واژه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Call Now Button

دانلود کتاب 504 واژه کاملا ضروری در پنج ساعت به شیوه wordclip

[لینک دانلود بلافاصله به ایمیل شما ارسال خواهد شد.]
ارسال
تنها چند ثانیه تا دانلود این کتاب ارزشمند فاصله دارید.
close-link