آموزش درس 3 کتاب 504 واژه ضروری زبان انگلیسی

دسته بندی :504 واژه, اعضای الماسی 6 آبان 1395 تیم زبان رمزی 1066



Usual; of a kind


The sinister character in the movie wore a typical costume, a dark shirt, loud tie, and tight jacket.

شخصیت پلید فیلم، لباس نمادین، پیراهنی تیره، کراواتی بلند و یک کت تنگ به تن داشت.

The horse ran its typical race, a slow start and a slower finish, and my uncle lost his wager.

اسب در مسابقه ای که ویژه ی او بود با شروعی کند و پایانی کندتر دوید وعمویم شرطش را باخت.

It is typical of the latecomer to conceal the real cause of his lateness.

پنهان کردن دلیل واقعی تأخیر از خصوصیات فردی بود که دیر میآمد.




The least possible amount; the lowest amount

کمترین مقدار ممکن، پایین ترین مقدار

Studies show that adults need a minimum of six hours of sleep.

مطالعات نشان می دهند که بزرگسالان حداقل به شش ساعت خواب نیاز دارند.

The minimum charge for a telephone, even if no calls are made, is about 30$ a month.

کمترین هزینه ی تلفن، حتی اگر هیچ مکالمه ای انجام نشود، حدود بیست دلار در ماه است.

Congress has set a minimum wage for all workers.

کنگره ی آمریکا حداقل دستمزد را برای تمام کارگران وضع کرده است.




Hard to get; rare

کمیاب، نادر

Chairs that are older than one hundred years are scarce.

صندلی هایی که بیش از صد سال قدمت دارند، کمیاب هستند.

Because there is little moisture in the desert, trees are scarce.

چون در بیابان رطوبت کمی وجود دارد، درختان خیلی کمیابند.

How scarce are good cooks !

چقدر آشپزهای خوب کمیاب هستند!




Once a year; something that appears yearly or lasts for a year

سالی یک بار، چیزی که هرساله پدیدار می شود یا به مدت یک سال طول می کشد، سالانه

The annual convention of musicians takes place in Hollywood.

همایش سالیانه موسیقیدانان در هالیوود صورت می گیرد.

The publishers of the encyclopedia put out a book each year called annual.

ناشران دایره المعارف هر سال کتابی را منتشر می کنند که سالنامه نامیده می شود.

Plants that leave only one year are called annuals.

گیاهانی که فقط یک سال عمر می کنند، یک ساله نامیده می شوند.




Win over to do or believe; make willing

متقاعد کردن، راضی کردن

Can you persuade him to give up his bachelor days and get married ?

آیا می توانی او را راضی کنی که دوران مجردی اش را رها کند و ازدواج نماید؟

No one could persuade the captain to leave the sinking ship.

هیچ کس نتوانست ناخدا را متقاعد کند تا کشتی در حال غرق شدن را ترک کند.

Beth’s shriek persuaded Jesse that she was in real danger.

فریاد «بت»، جسی را متقاعد کرد که او در معرض خطر واقعی است.



Essential ɪˈsenʃl̩

Necessary; very important

ضروری، بسیار مهم

The essential items in the cake are flour, sugar, and shortening.

اقلام ضروری کیک عبارتنداز: آرد، شکر و روغن.

It is essential that we follow the road map.

لازم است که نقشه ی راه را دنبال کنیم.

Several layers of thin clothing are essential to keep warm in frigid climates.

برای گرم ماندن در آب و هوای سرد چند لایه پوشاک نازک لازم است.



Blend ˈblend

Mix together thoroughly; a mixture

کاملاً باهم ترکیب کردن، مخلوط

The colors of the rainbow blend into one another.

رنگهای رنگین کمان با یکدیگر ترکیب میشوند.

A careful blend of fine products will result in delicious food.

ترکیب دقیقی از فرآوردههای خوب به غذایی خوشمزه منجر میشود.

When Jose blends the potatoes together, they come out very smooth.

وقتی که «جوز» سیب زمینیها را با هم مخلوط میکند، خیلی نرم میشوند.



Visible ˈvɪzəbl̩

Able to be seen

قابل رؤیت

The ship was barely visible through the dense fog.

کشتی درمیان مه غلیظ به سختی پیدا بود.

Before the stars are visible, the sky has to become quite dark.

قبل از این که ستاره¬ها قابل رؤیت شوند، آسمان باید کاملاً تاریک شود.

You need a powerful lens to make some germs visible.

به یک عدسی قوی نیاز داری تا بعضی از میکروبها را رؤیت کنی.



Expensive ɪkˈspensɪv

Costly; high-priced

گران، پرهزینه

Because diamonds are scarce they are expensive.

چون الماس ها کمیاب هستند، گران هستند.

Margarine is much less expensive than butter.

کره بسیار گرانتر از مارگارین است.

Shirley’s expensive dress created a great deal of excitement at the party.

لباس گرانبهای «شرلی»، هیجان زیادی در مهمانی به وجود آورد.




Natural ability

توانایی ذاتی

Medori’s talent was noted when she was in first grade.

استعداد «مدوری» وقتی کلاس اول بود، مورد توجه قرار گرفت.

Feeling that he had the essential talent, Carlos tried out for the school play.

«کارلوس» که احساس می کرد استعداد لازم را دارد، شرکت در نمایشنامه ی مدرسه را امتحان کرد.

Hard work can often make up for a lack of talent.

سخت کوشی اغلب می تواند نبود استعداد را جبران کند.



Devise dɪˈvaɪz

Think out; plan; invent

اندیشیدن ، نقشه کشیدن ، ابداع کردن ، اختراع کردن

The burglars devised a scheme for entering the bank at night.

سارقان برای ورود به بانک در شب ، نقشه ای کشیدند.

I would like to devise a method for keeping my toes from becoming numb while i am ice skating.

میخواهم روشی را ابداع کنم تا پاهایم موقع اسکی روی یخ بی حس نشوند.

If we could devise a plan for using the abandoned building, we could save thousands of dollars.

اگر میتوانستیم روشی را برای استفاده از خانه متروکه ابداع کنیم ، هزاران دلار صرفه جویی میکردیم.




In large quantity; less than retail in price

به میزان گسترده، کمتر از قیمت خورده فروشی، عمده فروشی

The wholesale price of milk is six cents a quart lower than retail.

قیمت عمده فروشی شیر در هر کو آرت، شش سنت از قیمت خرده فروشی ارزانتر است.

Many people were angered by the wholesale slaughter of birds.

افراد زیادی از کشتار گسترده پرندگان به خشم آمدند.

By buying my eggs wholesale I save fifteen dollars a year.

با خرید کراوات هایم به قیمت عمده فروشی، هرسال پانزده دلار پس انداز می کنم.



تمرین اول: تصویر زیر بیانگر کدامیک از لغات این درس می باشد؟

Picture it

Which of the words studied in this lesson are suggested by the picture ?


تمرین دوم: جاهای خالی را با هر یک از لغات آموخته شده در این درس پر نمایید.

Fill in the Blanks

Place one of the new words in each of the blanks below.

  1. The march of Dimes makes it ………… appeal in the early spring.
  2. Oil paints ………… easily to form thousands of different shades.
  3. The ………… passing mark in most schools is 65%.
  4. The producer always had her eye out for young ……….. .
  5. Your gifts do not tempt me and will not ………… me to change my mind.
  6. In the cemetery the corpse was ………… in the bright moonlight.
  7. A ………… day in Florida is full of sunshine and warm breezes.
  8. Let’s ………… a plan for doing away with homework.
  9. Everyone agrees that friendship is ……….. for all of us.
  10. A sharp rise in ……….. prices is bound to affect the prices in our neighborhood stores.
  11. The buffalo, which once roamed the plains, is quite ……….. today.
  12. Government experts told us to buy chicken without realizing how ………… it had become.

به این محتوا چه امتیازی می دهید؟ 20 نظر

4 20
آموزش درس 3 کتاب 504 واژه ضروری زبان انگلیسی
تیم زبان رمزی

راه آسان‌تری برای ارتباط با کاربران‌مان پیدا کرده‌ایم :) عضویت در کانال

مطالب زیر را حتما بخوانید:

برای اطلاع از پاسخ نظرات خود، ایمیل خود را صحیح وارد نمایید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لینک کوتاه:

دانلود کتاب 504 واژه کاملا ضروری در پنج ساعت به شیوه wordclip

[لینک دانلود بلافاصله به ایمیل شما ارسال خواهد شد.]
تنها چند ثانیه تا دانلود این کتاب ارزشمند فاصله دارید.