خانه / 504 واژه / آموزش درس 32 کتاب 504 واژه ضروری زبان انگلیسی

آموزش درس 32 کتاب 504 واژه ضروری زبان انگلیسی

 

Refer rəˈfɜːr

hand over;send, direct,or turn for information,help,or action;(refer to) direct attention to or speak about;assign to or think of as caused by

تحويل دادن، فرستادن، هدايت کردن، يا رو کردن براي اطلاعات، کمک يا اقدام، معطوف داشتن توجه يا سخن پيرامون

Let us refer the dispute to the dean.

بياييد مشاجره را به رئيس دانشکده ارجاع دهيم.

Our teacher referred us to the dictionary for the meanings of the difficult words in the novel.

معلم ما را براي معاني واژگان مشکل رمان به فرهنگ لغت ارجاع داد.

The speaker referred to a verse in the Bible to support his theory.

سخنران براي اثبات نظريه اش به آيه اي از انجيل اشاره کرد.

 

 

Distress ˌdɪ’stres

Great pain or sorrow; misfortune; dangerous or difficult situation; to cause pain or make unhappy

غم يا درد زياد، بدشانسي، وضعيتي خطرناک يا دشوار، درد يا ناراحتي ايجاد کردن

The family was in great distress over the accident that maimed Kenny.

خانواده از حادثه اي که «کني» را معلول کرد، در اندوه شديد فرو رفت.

My teacher was distressed by the dismal performance of our class on the final examination.

معلم از عملکرد ضعيف کلاس ما در امتحان نهايي ناراحت شد.

Long, unscheduled delays at the station cause distress to commuters.

تاخيرهاي طولاني و برنامه ريزي نشده در ايستگاه، باعث ناراحتي مسافران مي شود.

 

 

Diminish də’mɪnɪʃ

Make or become smaller in size, amount or importance

کمتر کردن يا کمتر شدن از نظر اندازه، مقدار يا اهميت

The excessive heat diminished as the sun went down.

هنگامي که خورشيد غروب کرد، گرماي بيش از حد کاهش يافت.

Our diminishing supply of food was carefully wrapped and placed with the baggage.

ذخيره ي رو به کاهش غذا، به دقت بسته بندي و در بين اثاثيه قرار داده شد.

The latest news from the battlefront confirms the report of diminishing military activity.

آخرين اخبار از ميدان جنگ، گزارش فعاليت نظامي رو به کاهش را تصديق مي کند.

 

 

Signify ˈsɪɡnə,faɪ

Mean; be a sign of; make known by signs, words, or actions; have importance

معني دادن، نشانه چيزي بودن، با علامت، حرف يا عمل مشخص کردن، اهميت داشتن

-Oh!- signifies surprise.

کلمه ي -اُه-نشانه ي شگفتي است.

A gift of such value signifies more than a casual relationship.

چنين هديه ي ارزشمندي بيش از يک رابطه ي سطحي را نشان مي دهد.

The word -fragile- stamped on a carton signifies that it must be handled with caution.

درج کلمه ي «شکستني» روي يک جعبه بدين معناست که جعبه بايد با احتياط حمل شود.

 

 

Maximum ˈmæksəməm

Greatest amount; greatest possible

بيشترين مقدار، بيشترين مقدار ممکن

Chris acknowledged that the maximum he had ever walked in one day was fifteen miles.

«کريس» اذعان کرد که بيشترين مقداري که تا به حال ظرف يک روز پياده روي کرده است، پانزده مايل بوده است.

We would like to exhibit this rare collection to the maximum number of visitors.

ما دوست داريم که اين مجموعه ي بي نظير را براي بيشترين تعداد بازديد کننده به نمايش بگذاريم.

the committee anticipated the maximum attendance of the first day of the performance.

کميته بيشترين تعداد بازديدکننده را در روز نخست اجرا، پيش بيني کرد.

 

 

Flee ˈfliː

Run away; go quickly

فرار کردن، گريختن

The fleeing outlaws were pursued by the police.

ياغيان فراري تحت تعقيب پليس بودند.

One could clearly see the clouds fleeing before the wind.

به سادگي قابل تشخيص بود که باد ابر ها را با خود ميبرد.

The majority of students understand that they cannot flee from their responsibilities.

اکثر دانشجويان پي برده اند که از زير بار مسئوليت هاي خود نميتوانند فرار کنند.

 

 

Vulnerable ˈvəlnərəbl̩

Capable of being injured; open to attack, sensitive to criticism, influences, etc.

آسيب پذير، در معرض حمله، حساس به انتقاد، اثرات و غيره

Achilles was vulnerable only in his heel.

«آشيل» فقط از ناحيه ي پاشنه اش آسيب پذير بود.

The investigators nimble mind quickly located the vulnerable spot in the defendants alibi.

ذهن تيزبين بازرس، نقطه ضعف دستاورد متهم را به سرعت شناسايي کرد.

A vulnerable target for thieves is a solitary traveler.

يک مسافر تنها، هدف آسيب پذيري براي سارقين است.

 

 

Mythology mə’θɑːlədʒi

Legends or stories that usually attempt to explain something in nature

افسانه ها يا داستان هايي که معمولاً تلاش مي کنند چيزي را در طبيعت نشان دهند، اساطير

The story of Proserpina and Ceres explaining the seasons is typical of Greek mythology.

داستان «پروسرپينا» و«سريز» که فصول را توضيح مي دهد نمونه اي از يک اسطوره ي يوناني است.

From a study of mythology we can conclude that the ancients were concerned with the wonders of nature.

از مطالعه ي اسطوره ها مي توانيم نتيجه بگيريم که قدما به عجايب طبيعت علاقمند بودند.

Ancient mythology survives to this day in popular expressions such as Herculean task or Apollo Project.

اسطوره هاي قديمي تا به امروز در اصطلاحات معروفي همچون «وظيفه ي هرکولي و پروژه آپولو» بر جاي مانده اند.

 

 

Colleague ˈkɑːliɡ

Associate; fellow worker

هميار، همکار

The captain gave credit for the victory to his valiant colleagues.

ناخدا پيروزي را به همکاران دليرش نسبت داد.

Who would have predicted that our pedestrian colleague would one day win the Nobel Prize for medicine?

چه کسي پيش بيني مي کرد که همکار پيش پا افتاده ي ما روزي جايزه نوبل پزشکي را برنده شود.

We must rescue our colleagues from their wretched condition.

ما بايد همکارانمان را از وضعيت فلاکت بارشان نجات دهيم.

 

 

Torment ˈtɔːr,ment

Cause very great pain to; worry or annoy very much; cause of very great pain; very great pain

باعث درد زياد شدن، خيلي ناراحت يا نگران کردن، علت درد بسيار زياد، درد بسيار زياد

Persistent headaches tormented him.

سردردهاي مداوم او را شکنجه مي داد.

The illustrations in our history text show the torments suffered by the victims of the French Revolution.

تصاوير کتاب تاريخ ما شکنجه هايي را نشان مي دهند که قربانيان انقلاب فرانسه متحمل شدند.

The logical way to end the torment of doubt over the examination is to spend adequate time in study.

راه منطقي براي پايان دادن به شکنجه ي شک و ترديد در امتحان، عبارت است از صرف وقت کافي در مطالعه.

 

 

Provide prə’vaɪd

to supply; to state as a condition; to prepare for or against some situation

تامين کردن، به عنوان شرط بيان کودن، در برابر وضعيتي يا براي وضعيتي آماده شدن

How can we provide job opportunities for all our graduates?

چگونه مي توانيم براي تمام فارغ التحصيلانمان فرصت هاي شغلي را فراهم کنيم؟

Hal said he would bring the ball provided he would be allowed to pitch

«هال» گفت توپ را مي آورد مشروط بر اينکه به او اجازه ي پرتاب داده شود.

The government is obligated, among other things, to provide for the common welfare and secure the blessings of peace for all citizens.

دولت موظف است تا علاوه بر موارد ديگر براي عوام الناس رفاه فراهم آورد و موهبات آرامش را براي تمام شهروندان تامين کند.

 

 

Loyalty ˌlɔɪəlti

Faithfulness to a person, government, idea, custom, or the like

وفاداري به يک شخص، دولت، انديشه، رسم و غيره

The monarch referred to his knights loyalty with pride.

پادشاه با افتخار به وفاداري شواليه هايش اشاره نمود.

Nothing is so important to transmit to the youth as the sacredness of loyalty to one’s country.

هيچ چيز به اندازه ي انتقال قداست وفاداري به کشور خود به جوانان مهم نيست.

Out of a sense of loyalty to his friends, Michael was willing to suffer torments, and he therefore refused to identify his colleagues in the plot. glimpse into the brightly colored room attracted the children’s attention.

«مايکل» از روي حس وفاداري به دوستانش، مايل بود که شکجه را تحمل کند و از اين رو در شناسايي همکارانش در توطئه امتناع ورزيد.

 

 


تمرین اول | تصویر زیر بیانگر کدامیک از لغات این درس می باشد؟


Picture it

Which of the words studied in this lesson are suggested by the picture ?

eelf

 


تمرین دوم | جاهای خالی را با هر یک از لغات آموخته شده در این درس پر نمایید.


Fill in the Blanks

Place one of the new words in each of the blanks below.

1. The uneventful flow of news was interrupted by a report of a ship in _________.

2. Our temperature for the day dropped from a _________ of 85 degrees to a minimum of 70 degrees.

3. The dishonest employee planned to _________ with several thousand dollars of the company’s money.

4. It was easy to see that the club members resented Phil’s _________ them with silly questions.

5. Colonel Bishop’s deep sense of _________ to his men signifies an honest and honorable nature.

6. Elizabeth was finally persuaded to _________ for her remark and to pledge to be more careful in the future.

7. What I admire in Marty is that he never abandoned his _________ in their time of need.

8. Mr. Harris’ manipulation of the bank funds _________ his greed.

9. Debra had a tendency to _________ all her questions to the librarian instead of looking them up herself.

10. The registration for this course has _________ to the point where we must consider eliminating it from the curriculum.

11. The names of the days of the week are based on the names of the gods and goddesses of Norse _________.

12. The distressing fact is that we are all _________ to natural disasters.

همچنین ببینید

آموزش درس 1 کتاب 504 واژه ضروری زبان انگلیسی

آموزش درس 1 کتاب 504 واژه ضروری زبان انگلیسی . آیا می دانید 504 واژه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Call Now Button

دانلود کتاب 504 واژه کاملا ضروری در پنج ساعت به شیوه wordclip

[لینک دانلود بلافاصله به ایمیل شما ارسال خواهد شد.]
ارسال
تنها چند ثانیه تا دانلود این کتاب ارزشمند فاصله دارید.
close-link