خانه / 504 واژه / آموزش درس ۲۸ کتاب ۵۰۴ واژه ضروری زبان انگلیسی

آموزش درس ۲۸ کتاب ۵۰۴ واژه ضروری زبان انگلیسی

 

Outlaw ˈaʊˌtlɒ

An exile; an outcast; a criminal; to declare unlawful

تبعيدي، مطرود، جاني، غير قانوني اعلام کردن

Congress has outlawed the sale of certain drugs.

کنگره ي آمريکا فروش برخي از داروها را غير قانوني اعلام کرده است.

The best-known outlaw of the American West was Jesse James.

مشهورترين تبهکار غرب آمريکا «جسي جيمز» بود.

An animal that is cast out by the rest of the pack is known as an outlaw.

حيواني که بوسيله بقيه گروه بيرون انداخته مي شود حيوان طرد شده ناميده مي شود.

زبان رمزی: اوت شد از فوتبال چون فهمیدن که یاغی و قانون‌شکن بوده.

 

Promote prəˈmoʊt

Raise in rank or importance; help to grow and develop; help to organize

ارتقاء درجه يا اهميت، کمک به رشد و توسعه، کمک به سازماندهي

Students who pass the test will be promoted to the next grade.

دانش آموزاني که در امتحان قبول شوند به پايه ي بالاتر ارتقاء خواهند يافت.

An accurate knowledge of other cultures will promote good will among people of different backgrounds.

آگاهي دقيق از ساير فرهنگ ها حسن نيت را بين افراد داراي پيشينه هاي مختلف افزايش مي دهد.

Several bankers invested an enormous sum of money to promote the idea.

چندين بانک دار مبلغ زيادي را براي ترويج نظريه سرمايه گذاري کردند.

زبان رمزی: پری متحول شد و در کارش ترقی کرد و ترفیع گرفت.

 

Undernourished ˌəndər’nɜː,rɪʃt

Not sufficiently fed

مبتلا به سوء تغذيه

The undernourished child was so feeble he could hardly walk.

کودک مبتلا به سوء تفذيه به قدري ضعيف بود که به سختي مي توانست راه برود.

There is evidence that even wealthy people are undernourished because they do not eat sufficient quantities of healthful foods.

شواهدي وجود دارد که حتي افراد ثروتمند هم دچار سوء تغذيه هستند. چون آن ها به مقادير کافي غذاي سالم نمي خورند.

An infant who drinks enough milk will not be undernourished.

طفلي که به مقدار کافي شير بخورد، دچار سوء تغذيه نخواهد شد.

زبان رمزی: آندریا نمیخورد شیرش رو و دچار سوء تغذیه شد.

 

Illustrate ˈɪləˌstret

Make clear or explain by stories, examples, comparisons, or other means; serve as an example

از طريق داستان، مثال، مقايسه يا شيوه هاي ديگر آشکار کردن يا توضيح دادن، به عنوان مثال به کار رفتن

To illustrate how the heart sends blood around the body, the teacher described how a pump works.

معلم براي توضيح اينکه چگونه قلب خون را به سراسر بدن مي فرستد چگونگي کار يک تلنبه را توضيح داد.

This exhibit will illustrate the many uses of atomic energy.

اين نمايشگاه کاربردهاي زياد انرژي اتمي را آشکار خواهد کرد.

These stories illustrate Mark Twain’s serious side.

اين داستان ها جنبه ي جدي شخصيت «مارک تواين» را نشان مي دهند.

زبان رمزی: الیا استرسش رو با مثال هایی که میاورد مشخص کرد و نشان داد.

 

Disclose dɪsˈkloʊz

Uncover; make known

فاش کردن، آشکار ساختن

The lifting of the curtain disclosed a beautiful winter scene.

بالارفتن پرده منظره زمستاني زيبايي را آشکار کرد.

This letter discloses the source of his fortune.

اين نامه منبع ثروتش را آشکار مي سازد

Samson, reclining in the arms of Delilah, disclosed that the secret of his strength was in his long hair

«سامسون» که روي بازوهاي «دليله» تکيه داده بود آشکار ساخت که راز نيرويش در موهاي بلندش است.

زبان رمزی: دیس کلورا زیباییش را آشکار و نمایان ساخت.

 

Excessive ɪkˈsesɪv

Too much; too great; extreme

بسيار زياد، خيلي زياد، بي نهايت، بيش از حد

Pollution of the atmosphere is an excessive price to pay for so-called progress.

آلودگي جو بهاي گزافي است که براي به اصطلاح پيشرفت مي پردازيم.

Numerous attempts have been made to outlaw jet planes that make excessive noise.

تلاش هاي زيادي براي غيرقانوني کردن هواپيماهاي جتي که سروصداي بيش از حد توليد مي کنند، انجام شده است.

The inhabitants of Arizona are unaccustomed to excessive rain.

اهالي «آريزونا» به باران بيش از حد عادت ندارند.

زبان رمزی: الکساندرا سیو کرد او بیش از اندازه احتیاط میکنه.

 

Disaster ˌdɪˈzæstər

An event that causes much suffering or loss; a great misfortune

واقعه اي که باعث رنج يا خسارت زيادي مي شود، بدبختي زياد

The hurricane’s violent winds brought disaster to the coastal town.

بادهاي شديد تندباد فاجعه اي براي شهر ساحلي به بار آورد.

The San Francisco earthquake and the Chicago fire are two of the greatest disasters in American history.

زلزله ي سان فرانسيسکو و آتش سوزي شيکاگو دو مورد از بزرگترين بلاهاي تاريخ آمريکا هستند.

The coach considered the captain’s injury a disaster for the team.

مربي مصدوميت کاپيتان را فاجعه اي براي تيم قلمداد کرد.

زبان رمزی: دیروز آستر لباسم پاره شد و فاجعه‌ای درست شد.

 

Censor ˈsensər

To change inappropriate contents and make them acceptable to national or local society

شخصي يا نهادي که در راستاي منافع ملي يا محلي ، محتواي نامناسب را شناسايي کرده و تغيير ميدهد

Some governments, national and local, censor movies.

بعضي از دولت ها، ملي يا محلي، فيلم ها را سانسور مي کنند.

The censor felt that fiction as well as other books should receive the stamp of approval before they were put on sale.

سانسورچي احساس مي کرد که آثار داستاني و نيز کتاب هاي ديگر قبل از اينکه در معرض فروش قرارگيرند، بايد مهر تأييد دريافت کنند.

Any mention of the former prime minister was outlawed by the censor.

مأمور سانسور هر اشاره ا ي به نخست وزير قبلي را غيرقانوني اعلام کرد.

زبان رمزی: احتیاج به زبان رمزی ندارد.

 

Culprit ˈkəlprət

Offender; person guilty of a fault or crime

متخطي، کسي که متهم به گناه يا جرمي است

Who is the culprit who has eaten all the strawberries?

چه کس متهم به خوردن تمام توت فرنگي ها است؟

The police caught the culprit with the stolen articles in his car.

پليس مجرم را با اشياء دزديده شده داخل اتومبيل اش دستگير کرد.

In the Sherlock Holmes story, the culprit turned out to be a snake.

در داستان «شرلوک هولمز» متهم يک مار از آب درامد.

زبان رمزی: کل پروندتو خوندم، تو مقصر و مجرمی.

 

Juvenile ˈdʒuːvənəl

Young; youthful; of or for boys and girls; a young person

جوان، جوان مآبانه، مربوط به دختر و پسر، يک فرد نوجوان

My sister is known in the family as a juvenile delinquent.

خواهرم در خانواده به بزهکار نوجوان معروف است.

Paula is still young enough to wear juvenile fashions.

«پاولا» هنوز به اندازه ي کافي جوان است که مدهاي نوجوانان را بپوشد.

Ellen used to devour Cinderella and other stories for juveniles.

«اِلن» داستان سيندرلا و ديگر داستان هاي نوجوانان را با علاقه مي خواند.

زبان رمزی: جوگیربودن نیلوفر نشان داد که هنوز نوجوان است.

 

Bait ˈbeɪt

Anything used to tempt or attract a person or an animal to begin something he or she does not wish to do

هر چيزي که براي وسوسه کردن يا جذب يک شخص يا يک جانور استفاده مي شود

The secret of successful trout fishing is finding the right bait.

رمز صيد موفقت آميز ماهي قزل آلا، يافتن يک طعمه ي مناسب است.

How can you expect to bait Mike into running for the class presidency when he has already refused every appeal?

چطور انتظار داري نظر«مايک» را براي رياست کلاس جلب کني، درحالي که او تا بحال همه درخواست ها را رد کرده است؟

Eddie is a good hunter because he knows the merit of each kind of bait for the different animals.

«اِدي» شکارچي خوبي است به خاطر اينکه او خوبي هر نوع طعمه را براي حيوانات مختلف مي داند.

زبان رمزی: باید تو وسوسه را کنار بگذاری و به طعمه‌ات خوراک و دانه بدهی./ اون با بیت‌هایی که می‌خوند ما رو وسوسه می‌کرد.

 

Insist ˌɪnˈsɪst

Keep firmly to some demand, statement, or position

سخت به يک خواسته، گفته يا موضعي پايبند بودن

Mother insists that we do our homework before we start sending e-mails.

مادر اصرار دارد قبل از شروع به ارسال ايميل ها، تکاليفمان را انجام دهيم.

She insisted that Sal was not jealous of his twin brother.

او اصرارداشت که «سَل» نسبت به برادر دوقلويش حسادت نمي ورزد.

The doctor insisted that Marian get plenty of rest after the operation.

پزشک اصرار داشت که «ماريان» بعد از عمل جراحي خيلي زياد استراحت کند.

زبان رمزی: این سیستم در برابر اصرار ویروس‌ها بر امن بودن خود پافشاری کرد.

 


تمرین اول | تصویر زیر بیانگر کدامیک از لغات این درس می باشد؟


Picture it

Which of the words studied in this lesson are suggested by the picture ?

retsasid

 


تمرین دوم | جاهای خالی را با هر یک از لغات آموخته شده در این درس پر نمایید.


Fill in the Blanks

Place one of the new words in each of the blanks below.

۱٫ Many Americans can be considered _________ because they deprive their body of proper foods in favor of rich, fatty foods.

۲٫ Though he was threatened with imprisonment, Martin would not _________ the whereabouts of the treasure.

۳٫ When the report of the airplane _________ reached us, many people pledged their help in locating survivors.

۴٫ The only hope for the world is to _________ war.

۵٫ The police were reluctant to use _________ force, even to preserve order.

۶٫ This is a court of justice for the _________ and the innocent alike.

۷٫ Certain foods that _________ tooth decay should be banned from the market.

۸٫ An artist was hired to _________ a book on the birds of this vicinity.

۹٫ If you _________ on shouting, I shall be compelled to leave.

۱۰٫ It was not possible to _________ the excited woman after she was fined for jaywalking.

۱۱٫ James has just about exhausted his father’s patience with his _________ behavior.

۱۲٫ Only a brutal person would _________ someone who is disabled

همچنین ببینید

آموزش درس ۱ کتاب ۵۰۴ واژه ضروری زبان انگلیسی

آموزش درس ۱ کتاب ۵۰۴ واژه ضروری زبان انگلیسی . آیا می دانید ۵۰۴ واژه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دانلود کتاب 504 واژه کاملا ضروری در پنج ساعت به شیوه wordclip

[لینک دانلود بلافاصله به ایمیل شما ارسال خواهد شد.]
ارسال
تنها چند ثانیه تا دانلود این کتاب ارزشمند فاصله دارید.
close-link