خانه / 504 واژه / آموزش درس 20 کتاب 504 واژه ضروری زبان انگلیسی

آموزش درس 20 کتاب 504 واژه ضروری زبان انگلیسی

 

Consent kənˈsent

Come out; come up; come into view

بیرون آمدن، پدیدار شدن، نمایان شدن

When the fight was over, the underdog emerged the winner.

هنگامی که نبرد به پایان رسید، شخص بازنده برنده اعلام شد.

You have to be nimble to emerge from the narrow opening in five seconds.

باید چابک و سریع باشید تا درمدت پنج ثانیه از روزنه باریک خارج شوید.

What emerged form the bottle was a blend of fruit juice.

آنچه از بطری بیرون آمد، مخلوطی از آب میوه ها بود.

 

 

Jagged ˈdʒæɡd

With sharp points sticking out; unevenly cut or torn

دارای نوک های تیز که بیرون زده اند، یکنواخت بریده یا پاره نشده است

Being reckless, Rudy didn’t watch out for the jagged steel.

چون «رودی» بی پروا بود، مراقب فولاد لبه تیز نبود.

It’s an enormous job to smooth the jagged edge of a fence.

صاف کردن لبه ی دندانه دار یک نرده کار دشواری است.

Leslie’s hair was so jagged it was scarcely possible to tell that it had just been cut.

موهای «لِسی» آنقدر وزوزی بود که به سختی می شد گفت تازه کوتاه شده است.

 

 

Linger ˈlɪŋɡər

Stay on; go slowly as if unwilling to leave

مراقب ماندن، آرام حرکت کردن، گویی که مایل به ترک نیست

The odor didn’t vanish, but lingered on for the weeks.

بو محو نشد بلکه برای هفته ها باقی ماند.

Some traditions linger on long after they have lost their meanings.

برخی از رسوم پس از این که مفهومشان را از دست می دهند، برای مدت زیادی باقی می مانند.

After the campus closed for the summer, some students lingered on, reluctant to go home.

بعد از این که محوطه ی دانشگاه در تابستان بسته شد، برخی از دانش آموزان که میلی به رفتن به خانه نداشتد در آنجا باقی ماندند.

 

 

Ambush ˈæmˌbʊʃ

A trap in which soldiers or other enemies hide to make a surprise attack

آگاه دامی که در آن سربازان یا دشمنان دیگر مخفی می شوند تا غافلگیرانه حمله کنند، کمین

The ambush became a tragedy for those who attempted it because they were all killed.

کمین گاه برای افرادی که زحمت آن را کشیدند یک تراژدی شد زیرا تمام آن ها کشته شدند.

General Taylor raved about the ingenious ambush he planned.

«ژنرال تیلور» کمین مبتکرانه ای را که طرح ریزی کرده بود، تحسین کرد.

The troops lay in ambush in the dense woods all through the night.

سربازان تمام طول شب در جنگل انبوه کمین کردند.

 

 

Crafty ˈkræfti

Skillful in deceiving others; sly; tricky

ماهر در فریب دادن دیگران، رند، حقه باز

His crafty mind prepared a comprehensive plan to defraud his partners.

ذهن زیرک او، برنامه ی جامعی را برای کلاهبرداری از شریک هایش آماده کرد.

Leo didn’t use brutal strength against his opponents, but he used his crafty bag of tricks to beat them.

« لئو » از قدرت وحشیانه اش بر علیه دشمنانش استفاده نکرد بلکه برای شکست آن ها از حقه های ماهرانه زیادی استفاده کرد.

The indians did not fall for the crafty ambush.

سرخپوستان در کمین زیرکانه گیر نیفتادند.

 

 

Defiant dəˈfaɪənt

Openly resisting; challenging

دوري آشکارا مقاومت می کند، مبارزه طلب

‘I refuse to be manipulated,’ the defiant young woman told her father.

زن جوان جسور به پدرش گفت: “من نمی گذارم مورد سوء استفاده قرار بگیرم”.

Professor Carlyle was defiant of any attempt to disprove his theory.

پروفسور «کارلیل» در برابر هر تلاشی برای تکذیب فرضه اش مقاومت می کرد.

Defiant of everyone, the addict refused to be helped.

شخص معتاد سرسختانه از این که به او کمک شود، ممانعت کرد.

 

 

Vigor ˈvɪɡər

Active strength or force

نیرو یا قدرت فعال

Having a great deal of vigor, Jason was able to excel in all sports.

چون «جاسون» قدرت زیادی داشت توانست در تمامی ورزش ها برتری یابد.

Tom Thumb made up for size by having more vigor than most people.

«تام ثامب» با داشتن قدرت بدنی برتر نسبت به اکثر افراد، اندام کوچکش را جبران کرد.

Putting all her vigor into the argument, patsy persuaded me to let her drive.

«پاتسی» با قراردادن تمام نیروش در بحث، مرا متقاعد کرد که اجازه دهم رانندگی کند.

 

 

Perish ˈperɪʃ

Be destroyed; die

نابود شدن، مردن

Unless the plant gets water for its roots to absorb, it will perish.

اگر گیاه از طریق ریشه هاش آب جذب نکند، می میرد.

Custer and all his men perished at the Little Big Horn.

«کاستر» و تمامی افرادش در«لیتل بیگ هورن» نابود شدند.

We are trying to make sure that the democracy will never perish form this earth.

در تلاشیم مطمئن شویم مردم سالاری هرگز از روی زمین محو نخواهد شد.

 

 

Fragile ˈfrædʒəl

Easily broken, damaged, or destroyed; delicate

به راحتی شکسته می شود، آسیب می بیند یا از بین می رود، ظریف

The expensive glassware is very fragile.

ظروف شیشه ای گران قیمت، بسیار شکننده هستد.

Things made out of plywood have a tendency to be fragile.

تشخيص چیزهایی که از تخته چندلا ساخته می شوند، بسیار شکننده هستد.

On the box was a label that read, ‘Fragile! handle with care !’

روی جعبه برچسبی بود که روی آن نوشته شده بود «شکستنی» با احتیاط حمل شود.

 

 

Captive ˈkæptɪv

Prisoner

زندانی، اسیر

The major was grateful to be released after having been held captive for two years.

سروان از این که بعد از دو سال اسارت آزاد می شد، خوشحال بود.

Until the sheriff got them out, the two boys were held captive in the barn.

قبل از آن که کلانتر آن دو پسر را آزاد کند، آن ها در طویله زندانی بودند.

Placido can hold an audience captive with his marvelous singing voice.

«پلاسیدو دامینگو» قادر است با صدای آواز عالی اش، شنوندگان را شیفته خود کند.

 

 

Prosper ˈprɑːspər

Be successful; have good fortune

موفق بودن، اقبال خوب داشتن

Howard Hughes owned numerous businesses and most of them prospered.

«هوارد هیوز» موسسات تجاری متعددی داشت و بیشتر آن ها رونق داشتند.

No one should prosper from the misfortune of his or her friends.

هیچ کس نباید با بدشانسی های دوستانش، پیشرفت کند.

The annual report showed that the new business was prospering.

گزارش سالانه نشان می داد که موسسه ی تجاری در حال رونق بود .

 

 

Devour dɪˈvaʊər

Eat hungrily; absorb completely; take in greedily

با ولع خوردن، کاملاً جذب کردن، حریصانه جذب کردن

It was a horrid sight to see the lion devour the lamb.

دیدن شیر در حال بلعیدن گوسفند، منظره ی ترسناکی بود.

The animal doctor was pleased to see the terrier devour the dog food.

دامپزشک خوشحال بود که می دید «تریر» غذای مخصوص سگ می خورد.

My aunt devours four or five mystery books each week.

خاله ی من، هر هفته چهار یا پنج داستان اسرارآمیز می خواند.

 

 


تمرین اول | تصویر زیر بیانگر کدامیک از لغات این درس می باشد؟


Picture it

Which of the words studied in this lesson are suggested by the picture ?

evitpac

 


تمرین دوم | جاهای خالی را با هر یک از لغات آموخته شده در این درس پر نمایید.


Fill in the Blanks

Place one of the new words in each of the blanks below.

1. If we do not do something about the pollution, we may _________ from this earth.

2. The _________ edge of that sheet of metal is very dangerous.

3. We were held _________ by the sinister enemy for ten days.

4. The bank teller’s _________ plan to steal a million dollars didn’t succeed.

5. I like to [] on until everyone else has left the theater.

6. My parents taught me not to be _________ of authority.

7. Did the _________ of the Lebanese soldiers fail ?

8. Business person can _________ if they are honest with their costumers.

9. A new star has just _________ form the rock music world.

10. I can _________ a steak in two minutes when I’m hungry.

11. With a surprising show of _________, the old woman swamp up and down the pool six times!

12. A lack of calcium in Tyrone’s diet caused his bones to be quite _________.

 

همچنین ببینید

آموزش درس 1 کتاب 504 واژه ضروری زبان انگلیسی

آموزش درس 1 کتاب 504 واژه ضروری زبان انگلیسی . آیا می دانید 504 واژه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Call Now Button

دانلود کتاب 504 واژه کاملا ضروری در پنج ساعت به شیوه wordclip

[لینک دانلود بلافاصله به ایمیل شما ارسال خواهد شد.]
ارسال
تنها چند ثانیه تا دانلود این کتاب ارزشمند فاصله دارید.
close-link