خانه / 504 واژه / آموزش درس 37 کتاب 504 واژه ضروری زبان انگلیسی

آموزش درس 37 کتاب 504 واژه ضروری زبان انگلیسی

Heir ˈer

Person who has a right to someones property after that one dies; person who inherits anything

شخصي که پس از مرگ فردي نسبت به دارايي اش حق دارد، شخصي که چيزي را به ارث مي برد

Though Mr. Sloane is the heir to a gold mine, he lives like a miser.

با اين که آقاي «اسلوان» وارث يک معدن طلاست، مثل يک آدم خسيس زندگي مي کند.

The monarch died before he could name an heir to the throne.

پادشاه قبل از آن که بتواند وارثي براي تخت و تاج مشخص کند از بين رفت.

It is essential that we locate the rightful heir at once.

ضروري است که فوراً وارثي محق را معين کنيم.

زبان رمزی: وقتی وارث برج میلاد مشخص شد همه حیران و متعجب شدند.

 

Majestic mə’dʒestɪk

Grand; noble; dignified; kingly

بزرگ، شريف، باعزت، شاهانه، باشکوه

The lion is the most majestic creature of the jungle.

شير با شکوه ترين مخلوق جنگل است.

In Greek mythology, Mt. Olympus was the majestic home of the gods.

در اساطير يونان، کوه «المپوس» خانه ي با عظمت خدايان بود.

The graduates marched into the auditorium to the music of the majestic symphony.

فارغ التحصيلان با موزيک سمفوني سلطنتي بداخل سالن رژه رفتند.

زبان رمزی: ماجرای ایستادگی ملت شریف ایران در برابر نظام شاهانه کار خیلی بزرگی بود.

 

Dwindle dwɪndl̩

Become smaller and smaller; shrink

کوچکتر و کوچکتر شدن، جمع شدن

Our supply of unpolluted water has dwindled.

ذخيره ي آب غير آلوده ي ما کاهش يافته است.

With no visible signs of their ship, hopes for the men’s safety dwindled with each passing hour.he novel plan caused some unforeseen problems.

هر ساعت که مي گذشت اميد براي سلامتي افراد کاهش مي يافت چون هيچ نشانه ي آشکاري از کشتي شان وجود نداشت.

After the furious tempest, the dwindling chances of finding the raft vanished entirely.

بعد از طوفان شديد، شانس ضعيف يافتن قايق کاملاً از بين رفت.

زبان رمزی: افراد دین دل خیلی کم شدند.

 

Surplus ˈsɜːrpləs

Amount over and above what is needed; excess, extra

مقداري بيشتر و فراتر از آنچه که مورد نياز است، مازاد، اضافي

The bank keeps a large surplus of money in reserve.

بانک مقدار زيادي از پول مازاد را به عنوان ذخيره نگه مي دارد.

Surplus wheat, cotton, and soybeans are shipped abroad.

مازاد گندم، پنبه، و سويا به خارج فرستاده مي شود.

No mortal ever considers that he has a surplus of good things.

هيچ انساني هرگز فکر نمي کند که مازادي از چيزهاي خوب دارد.

زبان رمزی: حرف اضافه نزن، نمیتونی سر پلیس رو کلاه بزاری.

 

Traitor ˈtreɪtər

Person who betrays his or her country, a friend, duty,etc.

شخصي که به کشور، دوست و يا وظيفه اش خيانت مي کند

The Patriot sneered when asked to stand on the same platform with the man who was accused of being a traitor

موقعي که از ميهن پرست خواسته شد روي سکو کنار مردي بايستد که متهم به خيانت بود، پوزخند زد.

No villain is worse than a traitor who betrays his country.

هيچ شروري بدتر از خائني نيست که به کشورش خيانت مي کند.

Do not call him a traitor unless you can verify the charge.

او را خائن صدا نکن جز اين که بتواني اين اتهام را تاييد کني.

زبان رمزی: آوردن تراکتور توی بزرگراه کار آدم‌های خائن و خیانتکاره.

 

Deliberate də’lɪbərət

To consider carefully; intended; done on purpose; slow and careful, as though allowing time to decide what to do

به دقت بررسي کردن، عمدي، کند و دقيق، تو گويي که به زمان اجازه مي دهيد تصميم بگيرد چه بکند

Rico’s excuse was a deliberate lie.

بهانه ي «ريکو» يک دروغ عمدي بود.

My grandfather walks with deliberate steps.

پدربزرگ با گام هايي استوار راه مي رود.

Judge Sirica deliberated for a week before making his decision known.

قاضي «سيريکا» قبل از اين که تصميمش را آشکار کند، يک هفته روي پرونده بررسي کرد.

زبان رمزی: مجنون دلبرت از قصد زد کاسه‌ات رو شکست.

 

Drought draʊt

Long period of dry weather; lack of rain; lack of water; dryness

دوره ي طولاني هواي خشک، نبود باران، نبود آب، خشکسالي

Because of the drought, some farmers began to migrate to more fertile regions.

به خاطر خشکسالي، برخي از کشاورزان به مناطق حاصل خيزتر مهاجرت کردند.

In time of drought, the crops become scorched.

محصولات در زمان خشکسالي خشک مي شوند.

As the drought wore on, people began to grumble against those who had squandered water when it was more plentiful.

چون خشکسالي به کندي مي گذشت، مردم شروع به شکوه از آن هايي کردند که در موقع وفور، آب را هدر داده بودند.

زبان رمزی: یوسف دروغ میگه هفت سال خشکسالی نمیاد.

 

Abide əˈbaɪd

Accept and follow out; remain faithful to; dwell; endure

پذيرفتن و دنبال کردن، وفادار ماندن به، اقامت داشتن، تحمل کردن

The team decided unanimously to abide by the captain’s ruling.

اعضاء تيم، متفق القول به اين نتيجه رسيدند که به راي کاپيتان وفادار بمانند.

Senator Ervin abided by his promise not to allow demonstrations in the committee room.

سناتور «اِروين» به قول خود مبني بر اين که اجازه ندهد تظاهرات در اتاق کميته برگزار شود، پايبند ماند.

My mother cannot abide dirt and vermin.

مادرم نمي تواند کثيفي و حيوانات موذي را تحمل کند.

زبان رمزی: عباد خان دیگه نمیتونه در برابر جیغ‌های زنش مقاومت کنه.

 

Unify ˈjuːnəˌfaɪ

Unite; make or form into one

متحد کردن، يکي کردن يا يکي شدن

The novel traces the developments that unified the family.

رمان تحولاتي را دنبال مي کند که خانو‌اده را متحد کرد.

After the Civil War our country became unified more strongly.

بد از جنگ داخلي، کشورمان به شکل قوي تري متحد شد.

It takes a great deal of training to unify all these recruits into an efficient fighting machine.

متحد کردن اين همه سرباز به يک ماشين جنگي کار آمد، به آموزش زياد نياز دارد.

زبان رمزی: یونی (دانشگاه) فایده نداره اگه نتونه دانشجو‌ها رو با هم متحد کنه.

Summit ˈsəmət

Highest point; top

بالاترين نقطه، نوک، قله

We estimated the summit of the mountain to be twenty thousand feet.

ما قله ي کوه را بيست هزار پا تخمين زديم

Do not underestimate Ruth’s ambition to reach the summit of the acting profession.

آرزوهاي « روث » را براي رسيدن به اوج حرفه بازيگر‌ي دست کم نگير.

The summit meeting of world leaders diminished the threat of war.

اجلاس سران رهبران جهان، تهديد جنگ را کاهش داد.

زبان رمزی: وقتی رفتم نوک برج میلاد ایستادم همه ساکت و صامت خشکشون زده بود.

 

Vandal ˈvændəl

Person who willfully or ignorantly destroys or damages beautiful things

آدم مخرب ، خرابکار

Adolescent vandals wrecked the cafeteria.

خرابکاران جوان کافه تريا را خراب کردند.

The vandals deliberately ripped the paintings from the wall.

خرابکاران نقاشي ها را عمدآ از روي ديوار کندند.

We could scarcely believe the damage caused by the vandals.

ما به سختي ميتوانستيم باور کنيم خسارتي را که خرابکاران به بار آورده بوند.

زبان رمزی: خیلی از افراد خرابگر صندل پاشون میکنن.

Heed ˈhiːd

Give careful attention to; take notice of; careful attention

به دقت توجه کردن، توجه کردن به، توجه دقيق

I demand that you heed what I say.

تقاضا مي کنم به آنچه مي گويم به دقت توجه کنيد.

Florence pays no heed to what the signs say.

«فلورانس» هيچ توجهي به آنچه علائم مي گويد نمي کند.

Take heed and be on guard against those who try to deceive you.

دقت کنيد و مراقب کساني باشيد که سعي مي کنند شما را فريب دهند.

زبان رمزی: حمید نیاز به مراقبت، توجه و نگهداری داره.

 


تمرین اول | تصویر زیر بیانگر کدامیک از لغات این درس می باشد؟


Picture it

Which of the words studied in this lesson are suggested by the picture ?

timmus

 


تمرین دوم | جاهای خالی را با هر یک از لغات آموخته شده در این درس پر نمایید.


Fill in the Blanks

Place one of the new words in each of the blanks below.

1. The exhausted regiment _________ down to a few troops.

2. Secret documents listed the _________ to the large fortune.

3. Iris made a _________ attempt to ignore their biting comments.

4. The _________ of waste materials has polluted our rivers.

5. Charles blundered off in the wrong direction without _________ my warning cries.

6. Lincoln tried in vain to keep the North and South _________.

7. It did not take long before the unruly crowd turned into a mob of howling _________.

8. The confirmed bachelor could not _________ having anyone touch a single utensil in his home.

9. If the _________ does not end soon, I can predict a famine.

10. The population rise will reach its _________ in a few years and then it will level off.

11. Lt. Jenkins lost every morsel of self-respect and became a _________ to his flag.

12. The loyal captain, _________ in defeat, won the sympathy of the people.

همچنین ببینید

آموزش درس 1 کتاب 504 واژه ضروری زبان انگلیسی

آموزش درس 1 کتاب 504 واژه ضروری زبان انگلیسی . آیا می دانید 504 واژه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دانلود کتاب 504 واژه کاملا ضروری در پنج ساعت به شیوه wordclip

[لینک دانلود بلافاصله به ایمیل شما ارسال خواهد شد.]
ارسال
تنها چند ثانیه تا دانلود این کتاب ارزشمند فاصله دارید.
close-link